English Version
This Site Is Available In English

امروز رها،سرشار از امید و میل به زندگی هستم

امروز رها،سرشار از امید و میل به زندگی هستم

همسفر کریما در دلنوشته خود گفت:

هیچ وقت یادم نمی‌رود اولین روزی که به کنگره آمدم با این‌که در اوج گرمای تابستان بود؛ ولی زندگی من مثل زمستان سرد، بی روح و سراسر وجودم پُر از یاس، ناامیدی، ترس و نگرانی بود. بدون هیچ رویا و انگیزه‌ای، تُهی از امید و اعتماد‌ به ‌نفس؛ ولی آن روز وقتی خود را به عنوان یک تازه وارد معرفی کردم و بقیه همسفران برای من دست زدند، اضطراب و نگرانی من از بین رفت؛ وقتی برای اولین بار راهنماها را دیدم وجودم سرشار از آرامش و امید شد. روز رهایی مسافرم برای من انگیزه شد؛ که من هم می‌توانم به درمان برسم و باید گل رهایی را از دستان جناب مهندس بگیرم. سفرخود را با امید و ایمان به خدا و اعتماد کامل شروع کردم. تلاش می‌کردم در زندگی کارهای ضدارزشی مثل: دروغ، غیبت، کینه و ... جایی نداشته باشد تا هم خود و هم خانواده‌ام در آرامش بیشتری باشیم؛ ولی امروز رها، سرشار از امید و میل به زندگی هستم و از همه مهم‌تر با ایمان بیشتری زندگی می‌کنم، ایمان به خدایی که در این نزدیکی است. ایمان به خودم که که می‌توانم، یک راهنما، یک مرزبان، یک پهلوان و یک خدمتگزار در کنگره باشم. برای رسیدن به بزرگترین هدف زندگی خود، یعنی کمک به رهایی همدرد خود، تا آن‌ها هم بتوانند با آرامش و امید در کنار خانواده‌هایشان از زندگی لذت ببرند و این چرخه همین‌طور تکرار و تکرار و تکرار شود. از آقای مهندس، خانواده محترم‌ ایشان، تمام راهنمایان کنگره۶۰،  همچنین کلیه دوستانی که باعث شدند به حال خوش برسم تشکر می کنم؛ که با الگو گرفتن از آن‌ها توانستم امروز در کنگره بمانم و خدمت کنم. در کل شکرگزاری؛ باز پرداخت بدهی ما نسبت به دِین و کارهایی است که برای ما انجام داده‌اند. خداوند را شکر به خاطر بخشندگی و بزرگی که به هستی دارد.

نویسنده: همسفر کریما رهجو راهنما همسفر حدیقه (لژیون چهارم )

ویراستار: همسفر هما رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) دبیر دوم سایت

ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)نگهبان سایت

همسفران نمایندگی گرگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .