English Version
This Site Is Available In English

تفکر سالم در مسیر رهایی و خدمت

تفکر سالم در مسیر رهایی و خدمت

نهمین جلسه از دور ششم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما مسافر محمد و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «وادی سوم، و تاثیر آن بر روی من » روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۷ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.

شاکر خداوند و آقای مهندس هستم که اجازه دادند بار دیگر به کنگره بیایم؛ چون آمدن به کنگره واقعاً نعمتی بزرگ است. از عزیزانِ مرزبانی، ایجنت محترم و آقای نگهبان بسیار سپاسگزارم که اجازه دادند خدمت کنم. همچنین از راهنمای عزیزم آقای محمد و آقای منصور صمیمانه تشکر می‌کنم؛ زیرا هر حالِ خوب و آرامشی که امروز در کنگره دارم، حاصل زحمات این عزیزان و آموزش‌هایی است که از آن‌ها به ارث برده‌ام.

امیدوارم بتوانم با تلاش در این مسیر، پرچمی را که امروز در دست من قرار گرفته، به‌درستی حمل کنم و سالم به دست نفر بعدی بسپارم.

در رابطه با دستور جلسه، وادی سوم:

«باید دانست که هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش تفکر نمی‌کند.»

وادی اول، تفکر را به من نشان داد و گفت: «محمد، باید تفکر کنی.» ساختاری که در دوران مصرف داشتم، ساختاری افیونی بود و حالا باید آن را اصلاح می‌کردم. وادی دوم، وادی امید است و به من می‌گوید: «محمد، امید داشته باش.»

در مسیری که در آن قرار گرفته‌ای، الگوها را می‌بینی؛ همه برای تو الگو هستند. یعنی اگر تو نیز این راه را طی کنی، به همان نتیجه خواهی رسید. فقط باید صبر و استقامت داشته باشی تا به آرامش برسی.

وادی سوم به من می‌گوید: «محمد، مراقب تفکری که داری می‌کنی باش. بدان که تفکرت در مسیر ارزش‌ها قرار دارد یا ضد ارزش‌ها.» اگر مسیر ارزش‌ها را برای تفکر کردن انتخاب کنم، به آرامش و حالِ خوب می‌رسم؛ اما اگر در مسیر ضد ارزش‌ها باشم، همیشه حالم خراب خواهد بود.

همیشه وقتی در این جایگاه می‌نشینی، باید از دید یک سفر اولی صحبت کنی.

در مسیری که طی می‌کردم، زمانی که سفر اول بودم، راهنمایم به من گفت: «محمد، سی‌دی‌هایت را سرِ وقت بنویس، قبل از ساعت پنج در جلسه باش، پیراهن سفید بپوش و حرمت‌ها را رعایت کن.»

خداروشکر، تا جایی که این مسائل را رعایت کردم، حالم خوب بود؛ اما هرجا که روی حرمت‌ها پا گذاشتم، حالم بد شد.

امیدوارم این مسیر، مسیری باشد که بتوانم در آن همیشه به رشد برسم و به آن جایگاه انسانی که زمانی رهایش کرده بودم، دوباره دست پیدا کنم.

زمانی بود که با خودم فکر می‌کردم و می‌گفتم: «محمد، تو باید به درمان برسی.» اما نمی‌دانستم چگونه. فقط می‌نشستم و فکر می‌کردم و به خودم می‌گفتم: «محمد، تو فقط باید بروی ترک کنی.» اما نمی‌شد.

بذرهایی کاشته بودم و اشتباهاتی انجام داده بودم. کنار پیک‌نیک می‌نشستم و با خودم می‌گفتم: «محمد، کاش راهی پیدا شود که بتوانی مسیری را طی کنی و ترک کنی.» آن زمان اصلاً نمی‌دانستم درمان چیست.

وقتی به اینجا آمدم، تازه متوجه شدم درمان چیست، روش DST چیست، ارزش‌ها چه هستند و حالا باید در این مسیر به DST فکر کنم، به رهایی فکر کنم و به خدمت کردن بیندیشم؛ چون انسان‌هایی هستند که به کنگره می‌آیند و خدمت می‌کنند تا حالِ محمد خوب شود.

اگر بخواهم اینجا را رها کنم و بروم، یعنی تفکرم درست نیست.

امیدوارم بتوانم همیشه در این مسیر باقی بمانم و تفکرات سالم داشته باشم تا به عمل سالم برسم.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

نگارش: همسفر امیرحسین 

عکس و تنظیم: مرزبان خبری مسافر صادق 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .