جلسه چهاردهم از دوره پنجاه و هشتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی سمنان، با استادی راهنما مسافر حمید، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» در روز پنجشنبه 7 خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر. خداوند را شاکرم که دوباره در این جایگاه قرار گرفتم، همچنین از راهنمای خودم آقا فرزاد که در هر جایگاهی قرار بگیرم سپاسگزار زحمتهای ایشان هستم. دستور جلسه امروز به دو بخش تقسیم میشود که در بخش اول وادی سوم است و بخش دوم تولد یک سال رهایی مرزبان محترم مسافر میلاد است. ما در زندگی یک موضوعی را فراموش کردهایم که شرم نام دارد که احساسی است دردناک و حاصل این باور است که ما بهقدری عیب و نقص داریم که شایسته پذیرفته شدن و تعلق داشتن نیستیم.
(1).JPG)
شما با یک سری از تفکرات غلط و آن بیوشیمی که بدنتان تولید میکند نمیتوانید خودتان را دوست داشته باشید؛ چراکه یکسری مشکلات برای خودتان درست کردهاید که قادر به حل کردن آن نیستید. وادی سوم میگوید هیچکس بهاندازه خود انسان به خودش فکر نمیکند، در اصل بخواهیم نگاه کنیم تمامی چهارده وادی خود ما هستیم. در این وادی جناب مهندس سه ابزار برای حل این مشکلات به ما میدهد که آنها را حل کنیم.
(2).JPG)
اولین ابزار تفکر است و دومین ابزار صبر نام دارد و آخرین ابزار استمرار و داشتن استقامت در این وادی است؛ یعنی تابآوری در برابر مشکلات، هنگامیکه با سختیها روبهرو شدیم اگر در مقابل آن صبر و استقامت نداشته باشیم مانند آن است که تمامی آشغالهای خانه را جمع کردهایم و در زیر فرش گذاشتهایم که بالاخره یک روزی بوی آن زبالهها تمام خانه را برمیدارد؛ پس زمانی که در برابر مشکلات صبر و استقامت نداشته باشیم این احساسات منفی باز دوباره پدیدار میشوند و هرچه بگوییم من خوبم و خودم را دوست دارم هیچ فایدهای ندارد تا زمانی که بیوشیمی بدن از طریق راه کنگره تغییر کند و این مشکلات حل شود.
(1).JPG)
به قسمت دوم دستور جلسه که تولد مرزبان محترم مسافر میلاد است بپردازیم، میلاد از خدمتگزاران خوب در کنگره است و یکبار با آقا محمدرضا به رهایی هم رسید اما به هر دلیلی برگشت خورد و دوباره سفر خودش را آغاز کرد و دوباره تمام چهل سی دی را از نو نوشت و هر چیزی که از قبل داشت را در بیرون از درب کنگره قرارداد و شروع به سفر مجدد کرد. هنگامیکه وارد لژیون شد حال خرابی داشت و بهواسطه همان حال خراب حال همسفر خودش را هم بد کرده بود. تبریک میگویم به همفسر آقا میلاد که در کنار مسافر خودش ماند و ایشان را همراهی کرد. ممنونم از اینکه به صحبتهایم گوش فرا دادید.
در ادامه رهایی مسافر محمد لژیون پانزدهم
(1).JPG)
برگزاری مراسم تولد مرزبان محترم مسافر میلاد
.JPG)
آرزوی مسافر میلاد: آرزو میکنم تمام کسانیکه وارد کنگره میشوند مسیر خودشان رو پیدا کنند و سفر باکیفیتی داشته باشند.
آرزوی همسفر: هرکسی که پشت درب کنگره است اذنش زودتر صادر شود و دوم اینکه شعبه خانمهای مسافر در سمنان راهاندازی شود.
خلاصه سخنان مسافر میلاد: خدا را شاکرم بابت حال خوبی که امروز دارم از جناب آقای مهندس سپاسگزارم که چنین بستری را مهیا نمود تا ما بتوانیم به چنین حال خوشی در کنار هم دست پیدا کنیم. سپاسگزارم از راهنمای خودم آقا حمید و همچنین از ایجنت محترم حسین آقا و قدردان زحمتهای ایشان هستم، همچنین از آقا محمدرضا ممنونم که در اصل پایه من توسط ایشان بنا شد. از همه شما تشکر میکنم که در اینجا حضور دارید از همسفرم بسیار سپاسگزارم که تمام خصوصیات و اخلاقهای بد من را تحمل کرد و با صبر و حوصله در برابر مشکلات و سختیها ایستادگی کرد، از خانواده خودم بسیار سپاسگزارم که در کنار من هستند. خداوند و این جهان هستی یک بلیت طلایی به من دادند که سوار قطار کنگره 60 بشوم، سفر کنم و به حال خوش امروز برسم و باید قدر این مکان و جایگاه را بدانم و درک کنم؛ چون خیلیها از جلوی درب کنگره رد میشوند و هیچ توجهی به این مکان و نوشتار ندارند کسانیکه در کنگره سفر میکنند باید این نکته را بدانند که نمره سفر هم 10 میتواند باشد هم 15 میتواند باشد و هم 20 پس کیفیت سفر بسیار مهم است که من میلاد بهعنوان رهجو در آخر سفر چه نمرهای را گرفته باشم ممنونم از اینکه به صحبتهایم گوش کردید.
.JPG)
خلاصه سخنان راهنما همسفر راضیه: سلام دوستان راضیه هستم راهنمای یک همسفر، خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم، تبریک و خدا قوتدارم به آقا حمید آقا محمدرضا و حسین آقا و یک تبریک ویژه میگویم خدمت آقا میلاد و خانم نازنین و برایشان آرزوی شال زیبای راهنمایی را دارم. خانم نازنین یک رهجوی فوقالعاده کوشا با حس و حال بسیار خوب بود؛ اما باغم و اندوهی فراوان وارد لژیون شد و با آموزشهایی که در کنگره گرفت همچنین با تلاش خودش توانست تغیر کند و یقین دارم که در ادامه راه به خواستهای که دارد خواهد رسید و بسیار برایش خوشحالم و در کنارش بسیار آموزش گرفتم و عشقی که همسفر به مسافرش باید داشته باشد در خانم نازنین کاملاً نمایان است و آرزوی بهترینها را برایشان دارم.
خلاصه سخنان همسفر: سلام دوستان آرسام هستم یک همسفر تشکر میکنم از آقا حمید و حسین آقا و آقا محمدرضا و خانم راضیه که حال پدر و مادرم را خوب کردهاند ممنونم از عمه و دخترعمه عزیزم که الآن در اینجا هستند.
خلاصه سخنان همسفر نازنین: سلام دوستان نازنین هستم همسفر میلاد، خداوند را سپاسگزارم که در اینجا هستم، از آقای مهندس تشکر میکنم همچنین از راهنمای خودم تشکر میکنم که هرچه دارم حتی همین صحبت کردنم هم از ایشان دارم. همچنین از راهنمایان مسافرم حسین آقا، آقا محمدرضا و آقا حمید که آموزشهای زیادی به مسافرم دادند. از مسافرم ممنونم که در کنگره ماند، ایستادگی کرد و سفر خودش را با تمام سختیها به پایان رساند. زمانی که من فهمیدم مسافرم مصرفکننده مواد مخدر است بههیچعنوان در باورم نمیگنجید؛ چون فکر میکردم مسافرم بسیار عاقلتر از این حرفها است که به دنبال مصرف مواد باشد، مسافرم اصلاً شبیه مصرفکنندهها نبود به خاطر همین باورش برایم سخت بود. مسافرم تجربه ترکهای بسیاری را داشت و روزهای سختی پشت سر گذاشتیم و هر کاری که میکرد نمیتوانست مواد را رها کند تا اینکه با کنگره آشنا شدیم و سفر خود را در کنگره آغاز کردیم و خدا را شکر به درمان رسیدیم و حال خوش راداریم تجربه میکنیم از اینکه به حرفهایم گوش دادید ممنونم.
عکاس: مسافر میثم لژیون چهارم
نگارش متن: همسفر محمد جواد لژیون همسفران آقا
ویراستار: مسافر حسن لژیون هشتم
ارسال مطلب: مسافر محمد لژیون پانزدهم
مرزبان خبری: مسافر میلاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
245