به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
تقریبا چهل هفته از حضورم در کنگره میگذرد و هنوز درگیر پیامهای وادی اول هستم. روزها، روزهایی را مرور میکنم که هر جا تفکر نکردم، سیل شکست بر من گسیل شد. به خود میگویم: آیا حسم تاریک بوده که فکرم درست عمل نکرده است؟ پس باید حس را درست و زیبا کرد تا تفکر درست شود.
برای اینکه حس زیبا شود باید به زیبای عالم نزدیک شد. وقتی دل به دل زیبای عالم داده شود، نور او از ذات پاکش جاری خواهد شد. برای نزدیک شدن به ذات دادار عالم، باید آگاه شد، در راه دانایی قدم برداشت و عاشق بر عالم و مخلوقات خداوند شد. مهر ورزید و بخشید، بخشش از نعمتهایی که خداوند با مهربانیش عطا فرموده است.
ببخش تا پیوند با پروردگار جهانیان قویتر شود. ببخش از مهر، محبت، تواناییها، علم، دانایی، مال و هر چه در توان است که این اندکاندکها، وانگهی دریای خروشان شود و حس را روشن و قوی کند تا چراغ خاموش اندیشه نیز روشن شود؛ آنگاه ساختار رهایی شکل میگیرد، به فرمان نزدیک میشوی و «شو، شود» در جهان مادی و معنوی آغاز میگیرد تا سپیدیها در چرخه یین و یانگ بیشتر و بیشتر شوند و از این سپیدیهای چرخان و دوار؛ حیات جدید در جان، جوانه زده، راه به نور دانایی روشن و روشنتر میشود و بیش از گذشته شاکر و سپاسگزار نعمتهای خداوندی میشوی.
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
کفر، نعمت از کفت بیرون کند
تفکر سالم ایجاد شده، شروع گام نو در عمل سالم است و این عمل سالم با معرفت و عدالت پاینهادن در صراط مستقیم است. خداوندا ما را یاری ده که در صراط مستقیم قرار گیریم و روشناییها را تجربه کنیم تا آن شود که فرمان است.
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز کویت بر ندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب؟!
جان و دل میخواستی از عاشقان
جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آنچه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم، گاه تارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب
زان شبی که وعده دادی روز وصل
روز و شب را میشمارم روز و شب
بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشکبارم روز و شب
نویسنده: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر تینا (لژیون ششم)
رابط خبری: راهنما همسفر تینا (لژیون ششم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
66