English Version
This Site Is Available In English

تغییر فلز وجودی با تغییر دانایی ممکن می‌شود

تغییر فلز وجودی با تغییر دانایی ممکن می‌شود

دو نوع فضا وجود دارد: قابل تغییر و غیر قابل تغییر. برای تغییر فضا چند چیز لازم است: علم آن را داشته باشیم، اجازه تغییر داشته باشیم. ما خیلی وقت‌ها نیرو و زمان خودمان را جایی صرف می‌کنیم که هیچ بازده و نتیجه‌ای برای ما ندارد. در کلام الله آمده است: «هیچ موجودی از خود نور ندارد؛ مگر این‌که خداوند به او عطا کرده باشد؛ یعنی ما نمی‌توانیم به مکان‌ها یا انسان‌هایی که خداوند برای آن‌ها نوری مقدر نکرده است به اجبار نور بدهیم فقط می‌توانیم از نور خودمان به آن‌ها بدهیم؛ ولی به محض این‌که نور خودمان را از آن‌ها‌ برداریم، آن مکان یا شخص به تاریکی مطلق برمی‌گردند.

در واقع ما از حق نفس خودمان مالیات زیادی برای او پرداخت می‌کنیم و اگر به این کار اصرار بورزیم ممکن است باعث شود که خودمان هم از مسیر درست، خارج شویم و دیگر نیروی لازم را نداشته باشیم، مثل درخت سیب که چند سیب به آن بچسبانیم، این درخت تولیدی نداشته است و اگر مسیر اشتباه را ادامه دهیم خودمان تخریب می‌شویم.

ما نمی‌توانیم وارد هر معامله‌ای بشویم یا با هر کسی رابطه‌ عمیق داشته باشیم، صرف این‌که تخصص و علم آن را داریم، بلکه برای ایجاد تغییر سه چیز لازم است: ۱) علم ۲) عشق ۳) اجازه خداوند. از یک جا به بعد صرف کردن نیرو برای فضاهایی که قابل تغییر نیستند حرام است. برخی مکان‌ها و اشخاص غیر قابل تغییر هستند؛ یعنی زمانی که وقت و زمانش برسد قفل آن‌ها باز می‌شود و اذن آن‌ها صادر می‌شود.

این مطالب فقط درباره مکان‌ها نیست بلکه در مورد رابطه با دیگران نیز هست، مثلاً کسی که خودش به رهایی رسیده و می‌خواهد برادر یا پدرش را هم به نور دعوت کند؛ ولی اگر اذن رهایی آن شخص نرسیده باشد، نباید تلاش بی‌جا کنیم؛ حتی ممکن است خود ما هم دوباره به سمت تاریکی برگردیم؛ باید از او فاصله بگیریم. اگر ما در مسیر عمل سالم حرکت کنیم به ما قدرت تشخیص داده می‌شود که تا کجا باید به رابطه ادامه دهیم یا با چه کسانی رابطه داشته باشیم و با چه کسانی رابطه نداشته باشیم. 

درباره افراد و مکان‌های قابل تغییر هم باید در حد خودمان تلاش کنیم، نه کمتر، نه بیشتر، البته فاکتور زمان هم درباره آن صدق می‌کند، مثلاً گندم تا زمانش فرا نرسد، بار نمی‌دهد یا نوزاد باید نه ماه را طی کند تا هنگام تولدش فرا برسد. این‌که دو نفر معتاد، یکی قاتل و دزد می شود؛ ولی دیگری خانواده دارد و خرج آن‌ها را می‌دهد تفاوت در فلز آن‌ها است. وقتی دو فلز متفاوت را به یک جریان برق ثابت وصل کنیم هر کدام مقداری متفاوت از جریان را از خود عبور می‌دهند، یکی نور می‌دهد، دیگری گرما و یکی کاملاً جریان را از خود عبور می‌دهد، پس این فلز افراد است که باید در جریان‌ها تغییر کند، مثلاً پیامبر که در سخت ترین شرایط ممکن بدون پدر، مادر و خانواده در بدترین شرایط و سرزمین  به دنیا آمد، پیامبر و اسوه رحمت می شود؛ چون فلز او با دیگران متفاوت است.

انسانی که از اعتیاد خارج می‌شود؛ باید فلزش تغییر کند تا زمانی که فلزش تغییر نکند رها نمی‌شود. (فلز همان دانایی فرد است). تا زمانی که دانایی فرد تغییر نکند خودش تغییر نمی‌کند. دو انسان زمانی می‌توانند در کنار هم بمانند که یک فاز باشند و سطح انرژی یکسان داشته باشند، در واقع در یک تراز باشند و به هم نزدیک باشند.

سطح انرژی یک الکترون تعیین می کند که چطور حرکت کند، فرقی ندارد که سطح انرژی شما چه‌قدر باشد، سطح انرژی شما هرچه باشد، شما را در کنار شخصی قرار می‌دهد که هم انرژی شما است، چه بخواهید، چه نخواهید. مثلاً یک استاد دانشگاه معتاد، هم منقلی یک معتاد بی‌سواد می‌شود؛ چون سطح انرژی یکسان دارند پس دو چیز همنشین‌های ما را مشخص می‌کند. فلز ما و سطح انرژی ما.

 در زندگی‌ ما با اشخاصی حشر و نشر پیدا می‌کنیم که سطح انرژی‌مان به هم نزدیک است. ممکن است این رابطه‌ها برای ما خوشایند باشد یا نباشد، این بستگی به فلز ما دارد. اگر جنس فلز ما به هم نزدیک باشد زایش و تولید اتفاق می‌افتد و افراد اذیت نمی‌شوند. اگر سطح انرژی نزدیک بود؛ ولی فلزها تغییر می‌کرد انتقال انرژی اتفاق می‌افتد. انسانی که فلزش بهتر باشد وقتی در کنار دیگری قرار می‌گیرد فلزش خورده می‌شود؛ یعنی هر وقت یک آدم خوب با یک آدم بد همنشین می‌شود، آدم خوب ضرر می‌کند. منظور از همنشینی، رابطه بسیار نزدیک است نه این‌که با همه قطع رابطه کنیم. این تفاوت فلز اگر در ازدواج، دوستی یا شراکت اتفاق بیفتد بسیار سخت و دردناک می‌شود. (فلز افراد قابل تغییر است).

(تغییر، تبدیل، ترخیص)، سه مرحله‌ای است که انسان طی می‌کند. تمام انسان‌ها می‌توانند این تغییرات را در خودشان به وجود بیاورند. اگر به یک فلز ناخالصی اضافه کنیم، در آن نسبت به جریان برق مقاومت به وجود می آید که اجازه نمی‌دهد جریان زیاد عبور کند. انسان هم این ویژگی‌ها را دارد.

برداشت من از این سی‌دی این بود که طبق سخن استاد، برای ایجاد تغییر سه چیز لازم است. ۱) علم ۲) عشق ۳) اجازه خداوند و بنا به فرموده امام علی: «کسی که دو روزش با هم یکسان باشد زیانکار است». پس باید برای تغییر خود و زندگیم به دنبال علم آن (تغییر) بروم و عشق یا خواسته تغییر داشته باشم تا با اجازه خداوند تغییر کنم، هر چند اگر علم و عشق را داشته باشم؛ ولی اجازه خداوند را نداشته باشم، تغییر نخواهم کرد.

رابط خبری‌: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون اول)
عکاس: همسفر فائزه
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .