سومین جلسه از دوره چهارم جلسات سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد به استادی راهنما همسفر فرزانه، نگهبانی دنور همسفر اکرم و دبیری همسفر اعظم با دستور جلسه «ظرفیت، مسئولیت و قبله گمکردن» روز دوشنبه ۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند مهربان را بسیار تا بسیار سپاسگزارم که امروز اجازه دارم در جمع عزیزان لژیون سردار قرار داشته باشم. اولینبار است که استاد لژیون سردار میشوم و خیلی خوشحال هستم. از ایجنت و مرزبانی بسیار ممنون و سپاسگزارم که این فرصت را به من دادند. إنشاءالله نفسم من را یاری کند تا بتوانیم جلسه خوبی داشته باشیم.
دستور جلسه امروز ظرفيت، مسئولیت و قبله گمکردن است. کلاً دستور جلسه خلقت، ظرفیت است که مشخص میکند هر موجودی چهقدر ظرفیت دارد، مسئولیت هرکدام چیست و چهقدر پذیرش مسئولیت دارد. آقای مهندس فرمودند: تمام ظرفیت موجود در هستی، در انسان جمع شدهاست؛ یعنی تمام ظرفیتهایی که موجودات دارند، در درون انسان نهفته است و چیزی که ظرفیت او را مشخص میکند، نوع خواستهها میباشد. ظرفیت ما چگونه بالا میرود؟ با دانایی و دانایی یعنی چه؟ یعنی تشخیص ماهیت خواستهها؛ پس هرکس بنا به خواستههایی که دارد، گنجایش خودش را بالا میبرد. ظرفیت به همین سادگی بهدست نمیآید، نیاز به تلاش، تفکر، تجربه، آموزش و سختیکشیدن دارد تا ظرفیت انسان بالا برود؛ چه در مسائل مثبت و چه در مسائل منفی.
مسئولیت؛ یعنی هر شخصی که مسئولیت قبول میکند در جایگاهی قرار میگیرد که باید پاسخگو باشد. حالا شاید بعضی اوقات، مسئولیتی به کسی داده میشود که ظرفیت آن را ندارد و این مسئولیت باعث بیتعادلی او شده و بیتعادلی هم باعث قبله گمکردن میشود. قبله گمکردن درمورد انسانهایی صدق میکند که یک نفر آنها را یاری کرده تا هدفی را دنبال کنند؛ ولی محدوده و حد خودشان را از یاد میبرند، وقتی به جایگاهی میرسند فراموش میکنند که چه انسانهایی یاریشان دادند تا به هدفشان برسند. به گفته آقای مهندس؛ انسان موجودی است که وقتی دچار مشکلی میشود خیلی ناله میکند؛ ولی زمانیکه به هدفش رسید، فراموش میکند که در چه جایگاهی قرار داشت و چه کسانی به او کمک کردند! و زمانی که قبله را گم میکند، همان ناسپاسی، ناشکری و ندیدن است و باعث دورشدن از مسیر و هدف میشود.
دستور جلسه امروز درمورد لژیون سردار است. چگونه در لژیون سردار ظرفیت و مسئولیت خود را بالا میبرند؟ استاد امین فرمودند: ظرفیت با خدمتکردن بالا میرود. شما وقتی شروع به خدمتکردن میکنید، کمکم ظرف وجودی خود را پر مینمایید، با دیگران درحال تعامل هستید و میفهمید که امروز من فرزانه اگر مهماندار، نگهبان یا مرزبان شدم، میخواهند مسئولیتی را به من بدهند، آیا من فرمانبرداری را اجرا میکنم یا نه؟ درطول خدمت میفهمم که در چه جایگاهی قرار دارم و واقعاً جایگاهها در کنگره مهم نیست، کاری که در آن جایگاه انجام میشود مهم است. من خودم یک چیز جالبی که برایم اتفاق افتاده، این است که همیشه بیش از ظرفیتم، مسئولیت قبول میکردم و میگفتم: در کنگره باید تعجیل کرد، زمان بودن تو در کنگره و مهمتر از آن در حیات، مشخص نیست که چهقدر است و واقعاً از این موضوع راضی هستم که بیش از توانم در کنگره، آموزشها را دريافت کردم و همین باعث تغییر جایگاهم شد؛ یعنی اینطور نیست که شما یک مسئولیت را قبول و رهایش کنی. همیشه اگر مسئولیتی را قبول میکنی باید از خیلی چیزها بگذری؛ از خیلی مهمانیها و خواستهها که شاید معقول هم هستند، باید بگذری تا بتوانی در جایگاهی که هستی موفق باشی و همه این خدمتها و مسئولیتها در کنگره پیشنیاز است تا من را به انسانی قوی تبدیل کند.
درمورد لژیون سردار و ظرفیت میتوانم بگویم که ما وقتی به کنگره میآییم، اولین کمکی که انجام میدهیم، درواقع کمک به کنگره نیست، به خودمان است؛ هزینه چای خوردن، آب، برق و گازی که مصرف میکنیم را پرداخت میکنیم و از قانون یازدهم شروع میشود. در همین کمککردن، اگر انسان چشم دلش را باز کند، میفهمد که دیگران درحال خدمتکردن به او هستند. هدف کنگره کمک به انسانهایی است که تعادل ندارند و دچار بیماری اعتیاد هستند تا به رهایی برسند و چهقدر اعضای کنگره خدمت میکنند تا من به رهایی برسم! اگر واقعاً چشم دلم را باز کنم میبینم و نیازی به این ندارد که راهنما یا مرزبان گوشزد کنند؛ پس من ظرفیت خودم را با خدمتکردن و حضور بهموقع بالا میبرم.
این چند وقتی که لژیون مجازی شد، با خودم میگفتم: کاش رهجوها به این بیداری برسند که معلوم نیست ما فردا باشیم یا نباشیم. از این فرصتی که خداوند در اختیار ما گذاشته چهقدر استفاده میکنیم؟ زمانیکه لژیون مالی بود یادم نمیرود، جلسهای در شعبه سلمان برگزار کردند و از همه شعب آمدند که لژیون مالی تشکیل شود و مبلغ لژیون مالی، ۵میلیون بود که در آن موقع مبلغ زیادی بود، من آن زمان مرزبان بودم و بهعنوان عضو افتخاری در جلسه شرکت کردم، با خودم میگفتم: خدایا نمیگویم آنقدر به من بده که بتوانم ببخشم، نه؛ چون اینطوری دارم معامله میکنم (این را یاد گرفته بودم)؛ ولی توان و ظرفیت بخشیدن را به من بده. این را واقعاً از خدا خواستم و همین مهیا شد. میخواهم بگویم تو اگر خواسته داشته باشی و روی آن مصمم باشی، کل مسیر زندگی تو برمبنای آن خواسته تغییر میکند. همین باعث شد که خدا را شکر در لژیون سردار حضور داشته باشم. بهیاد دارم زمانیکه مسافرم برای دنوری اعلام آمادگی کردند، وضعیت مالی خوبی نداشتیم، چک دادند و پاس شد؛ یعنی به جایی رسیدیم که عین همان ۵۰میلیونی که دنوری اعلام کرده بود را ما کم داشتیم. گفتم : ببین اینجا، جایگاهی است که تو داری امتحان میشوی که آیا به این فکر میکنی که اگر من این پول را نداده بودم، الان خودم محتاج این ۵۰میلیون نبودم. هیچوقت از این موضوع ناراحت نبودیم و نیستیم.
خداوند را شاکرم بهخاطر این فرصتی که به ما داده تا بیاییم و آموزشهای لژیون سردار را دریافت کنیم. من آموزشی که در لژیون سردار گرفتم، شاید ۱۰ سال طول میکشید تا این آموزشها را دریافت میکردم؛ چراکه تجربیات دیگران، بهترین معلم ما بود و خدا را شکر روند زندگیمان تغيير کرد. امیدوارم توانم آنقدر بالا برود که هیچوقت فراموش نکنم از کجا بهکجا رسیدهام و چه اتفاقاتی در زندگیام افتاده است. سپاسگزارم که به صحبتهای من گوش کردید.

تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
162