جلسه هفتم از دوره چهل وششم جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی خمین با استادی راهنمای محترم مسافر اسماعیل نگهبانی مسافر علی محمد و دبیری مسافر حجت با دستور جلسه "وادی سوم" در روز سهشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت۱۷:۰۰ برگزار شد..jpg)
سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر؛
سپاسگذار خانواده آقای مهندس هستم که این بستر را فراهم کردند؛ از آقای بهرام اسیستانت محترم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد و تشکر میکنم از همه خدمتگذاران این گروه که باعث میشوند من امروز به کنگره بیایم و حال و احساس خوبی داشته باشم و این حس را در زندگی خرج کنم. اما در مورد دستور جلسه وادی سوم؛ تمام وادیهایی که آقای مهندس بیان میکند مثل آیه های قرآن است، مثل دانه های تسبیح یا دانه های زنجیر جدا شدنی نیستند. به چه صورت مفسران می آیند یک آیه بسم الله را به طریق مختلف تفسیر میکنند، دقیقا این وادیها هم به همین صورت هستند، حال چه وادی اول باشد یا دوم و سوم. غیر ممکن است که به هم مرتبط نباشند، یا ازهم فاصله داشته باشند یا یکی کم یاکثر باشد. همه وادیها برای ما حکم کلید قفل زنگ زده ما را دارند دقیقا مثل آیات قرآن. وادی اول به ما میگوید تفکر کن، خب من باید فکر کنم ببینم کجای کار بودم، چکار میخواهم انجام دهم وبه کجا برسم و همینطور تا وادی چهاردهم. وادی سوم بر اصل وادی تاکید میکند و بایدها را بکار میبرد و میگوید با وادی اول و دوم فکر کن و با وادی سوم تصمیم بگیر الان دیگر فقط خودت هستی که میتوانی کمک خودت کنی، روز اول فکر میکردم همسفرم، پسرم، پدرم ومادرم باید به من کمک کنند ولی اینجا به من میگوید باید تکلیفت با خودت روشن باشد و این خود تو هستی که میخواهی بدانی با خودت چند چند هستی، باید بدانی هیچ موجودی، چرا میگوید باید بدانی چون انسان دارای اختیار هست و در دنیای تاریکی اعتیاد همه چیز را خراب کرده است هرچی پل و هرچی راه بوده از لحاظ مادی ومعنوی و یک ورشکسته کامل هستم که آمده ام و میخواهم سفرم را شروع کنم، باید بدانم که فقط خودم هستم و باید مسئولیت کارهای خودم را قبول کنم و باید بدانم بیشترین بار مسئولیت روی دوش خودم هست و در این مسیر هم خداوند افراد و راهنمایانی را سر راه من قرار میدهد تا به من کمک کنند ولی قرار نیست که بار مسئولیت کارهای من را به عهده بگیرند، راهنمایی در کنگره ۶۰ هم جنسش با جاهای دیگه فرق میکند، شما را بامسیر زیبای کنگره آشنا میکند، شما را با مسیرهای زیبا در زندگی آشنا میکند و میپرسد آیا میخواهی حرکت کنی یا نه. برای کسی که میخواهد سفر کند چهارچوب وقوانین ومقررات خودش را دارد. مثلا در وادی اول میگوید با تفکر ساختارها آغاز میشود ولی من باید ساختارهای اشتباهی که در ذهنم بوده را پاک کنم و با ساختارهای درست زندگی و حرکت کنم، مانند ساختار کنگره که منسجم، مشخص و معلوم است، همانطور که ما در هر شرکت یا مجموعه ای که وارد میشویم باید طبق مقررات آنجا عمل کنیم.
حرف آخر اینکه در هر مسیری که قرار میگیرم تصمیم گیرنده نهایی خود من هستم، همانطور که اگر نخواهم در مسیر باشم و حرکت کنم اگر مهندس دژاکام و خدا هم بیایند نمیتوانند به من کمک کنند ودر اینجا لازمه یک سفر خوب پیروی از قوانین است، باید دانست سر ساعت مقرر کنگره باشم، باید دانست لباس سفید بپوشم، باید دانست سی دی بنویسم و حرمت هایی که بارها خوانده میشود باید به اینها عمل کنم تا یک قدم به سمت روشنایی بردارم. سپاسگذارم
تهیه وتنظیم : سایت نمایندگی خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
85