چهاردهمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی رز تهران با استادی راهنما مسافر سمیرا، نگهبانی مسافر مینا و دبیری مسافر لیلا با دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه در تاریخ ۳ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان سمیرا هستم یک مسافر.
بسیار خوشحالم که امروز بهعنوان استاد جلسه در خدمت شما هستم. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و خانم آرزو، راهنمای لژیون دوم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم، سپاسگزارم. دستور جلسه این هفته؛ «وادی سوم و تأثیر آن روی من» است.در تیتر وادی سوم آمده است؛ «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.»
در کنگره برای رسیدن به تعادل، ۱۴ وادی پیش رو داریم؛ ولی وادی سو، تنها وادی است که به کلمه باید اشاره میکند؛ یعنی یک قانون است و ملزم هستم که این مورد را بدانم. در تیتر وادی، از عبارت «خویشتنِ خویش» استفاده شده است که یک کلمه کلیدی است؛ به این معنا که باید باور داشته باشتم فقط من هستم که میتوانم به خودم کمک کنم. باید مسئولیت تمام کارها و اشتباهاتم را بپذیرم و در صدد جبران آنها باشم.
ممکن است تصور کنم مقصر پدر و مادر و اطرافیان من هستند که من در سختی هستم، یا شاید تصور کنم مسائل ژنتیکی در این امر دخیل باشد. زمانی که در تاریکی بودم، مدام اطرافیانم را مقصر اشتباهاتم میدانستم و توقع داشتم دیگران به من کمک کنند تا از آن وضعیت خارج شوم.
اما در وادی اول تفکرکردن را آموختم، در وادی دوم یاد گرفتم هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد و حالا میدانم هیچکس بهاندازه خودم به من فکر نمیکند، پس باید مسئولیت کارهایم را بپذیرم و با تفکر درست و پیداکردن مسیر، شروع به حرکت نمایم.
اکنون مهم این است که چگونه میتوانم از تاریکی خارج شوم. کنگره این راه را برایم بازکرده و راهنما در اختیارم قرار داده است. راهنما و آموزشهای کنگره انگشت اشاره هستند و مسیر را به من نشان دهد، اما کسی که باید این مسیر را طی کند، فقط خودم هستم.
در این وادی به چهار نکته مهم اشاره شده است:
۱-کلیه مسئولیتهای زندگی خودم را بپذیرم.
۲-کلیه سختیهای این راه را با جانودل بپذیرم و از کسی توقعی نداشته باشم.
۳-سعی کنم با تمام توان، با تفکر و تدبیر، مسائلم را حل نمایم.
۴-از نظر مشورتی افراد صالح استفاده نمایم؛ ولی در آخر تصمیم نهایی را خود میگیرم.
البته اخذ تصمیم درست، مستلزم کاربردیکردن آموزشهای کنگره است. در بیرون از کنگره میگویند؛ «خودکرده را تدبیر نیست» اما آقای مهندس میگویند؛ «خودکرده را تدبیر هست».
زیرا باید باور داشته باشیم که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند.
پیام تولد:
خانم لیلا:
انسان، مقام انسانی خود را در جایی، جا گذاشته است و خود بر این آگاه نیست. آن مکان را باید بیابد.
یک سال رهاییتان پر شگون
سخنان استاد در مورد یک سال رهایی مسافر لیلا:
امروز یک سال رهایی خانم لیلای عزیز را جشن میگیریم این روز را به جناب مهندس، گروه خانمهای مسافر و خانم آرزو، راهنمای سفر دوم ایشان تبریک میگویم.ایشان در سفر اول و کمی هم از سفر دوم رهجوی من بودند. در سفر اول خیلی خوب عمل کردند، کاملاً گوشبهفرمان بودند، همیشه در لژیون، کارگاه آموزشی و پارک حضور داشتند، رهایی همراه با ۴۰ سی دی داشتند که برای سفر اولی نکته مثبتی است. بسیار دنبال رسیدن به حال خوش بعد رهایی بودند که آرامش را تجربه کنند، نه اینکه صرفاً فقط مواد را کنار بگذارند و برای این امر، تلاش میکردند.
بیشتر از یک سال از رهایی لیلا میگذرد، بسیار منظم در کنگره خدمت میکنند و خدمتگزار بخش فالوآپ در نمایندگی رز هستند.کمی اضافهوزن دارند که امیدوارم با تلاش بیشتر از این مرحله نیز با سلامتی عبور کنند.در حال حاضر در لژیون خانم آرزو هستند و زحمت سفر دوم لیلا با ایشان است، قدردان خانم آرزو هستم.
در امتحانات آمادگی راهنمایی، نمرات بسیار بالایی دریافت میکنند و امیدوارم اگر خواستار هستند، شال راهنمایی را دور گردن ایشان ببینم که من نیز آن روز بسیار خوشحال میشوم. در آخر این روز را به لیلا تبریک میگویم و بهترینها را برایش خواستارم.
اعلام سفر:
آخرین آنتی ایکس مصرفی: OT- روش درمان: DST- داروی درمان:OT- راهنما: خانم سمیرا - مدت سفر اول: ۱۳ ماه - رشته ورزشی: بدمینتون - مدت رهایی: ۱ سال و ۳ ماه
صحبتهای مسافر لیلا:
سلام دوستان لیلا هستم یک مسافر.
از آقای مهندس، خانم مونا دیدبان محترم، مرزبانان و ایجنت محترم خانم الناز بسیار سپاسگزارم. در سفر اول، خانم سمیرا و در سفر دوم، خانم آرزو، خیلی به من کمک کردند تا من امروز این جایگاه را تجربه کنم، بسیار قدران ایشان هستم.
من در سفر اول چالشهای زیادی داشتم. ازآنجاییکه نیروهای منفی همیشه هستند در سفر اول متوجه شدم که به یک بیماری خودایمنی مبتلا هستم، داشتم از مسیر خارج میشدم که با راهنماییهای خانم سمیرا راهنمای خوبم دوباره در مسیر قرار گرفتم.
همچنین در سفر دوم دائم نیروهای منفی به سراغ من میآیند که کنگره رفتن باوجوداین بیماری کافی است؛ ولی من همچنان پابرجا و محکم به کنگره میآیم و امیدوارم که بتوانم شال راهنمایی را دریافت کنم. از خدا میخواهم بتوانم کاهش وزن داشته باشم و در این مورد هم رهایی بگیرم.
بیان خواسته:
خواسته اول: دریافت شال راهنمایی.
خواسته دوم: برای تمام سفر اولیها، رهایی خواستارم.
تایپ: مسافر لیلا - لژیون دوم- نمایندگی رز تهران
ویرایش: مسافر سمیرا - نمایندگی رز تهران
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
79