این وادی بیان میکند که شروع زندگی یعنی اینکه من هر وادی را، فراتر از خواندن، صحبت کردن و نوشتن باید به مرحله عمل برسانم و آنرا زندگی کنم. در این وادی همواره آغازها مدیون اولینها هستند، یعنی اولین تجربه برای انسان اثرگذارترین رویدادی است که پرورشگاه خودآگاه او را احداث میکند و طبق آن، اطلاعات و انگیزه درونی آن شکل میگیرد مانند اولین روز مدرسه، اولین روز ازدواج، اولین روز مصرف و اولین روز ورود به کنگره و اولین زیربنای حرکت او به سمت صلح، آسایش و آرامش میشود.
این وادی با کلمه باید شروع میشود و باید این را بدانیم که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خودش فکر نمیکند. بعضی از انسانها بر این باور هستند که کارهای آنها را دیگران باید انجام دهند، نیازمند کمک دیگران هستند، اعتقادی به خود ندارند و اشتباهات خود را به عهده نمیگیرند و این انسانها همیشه مشکل دارند؛ بنابراین ما باید مسئولیت اشتباهات خود را بپذیریم و کلید مسیر اصلی را بیابیم و مشکل را خودمان حل کنیم.
من قبل از اینکه وارد کنگره شوم به هر دری میزدم تا بلکه مسافرم از بند اعتیاد رها شود؛ اما تلاشهای من همیشه بیفایده بود، چون حالا متوجه میشوم تا زمانیکه مسافرم خودش نخواهد تلاشهای من بیفایده است؛ اما وقتی مسافرم به فکر درمان خودش باشد کمکهای من هم بیتأثیر نخواهد بود و در انتها به یاد داشته باشم که تاریکیها وجود خارجی ندارند و این لفظی است که در مورد فقدان کامل نور بهکار برده میشود و من آموختم که انگشت اشاره را از خداوند و دیگران بردارم تا بتوانم گرههای زندگیام را باز کنم.
نویسنده: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم) دبیر دوم سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
41