English Version
This Site Is Available In English

خدمت مالی اجازه می‌دهد درونمان روشن شود

خدمت مالی اجازه می‌دهد درونمان روشن شود

جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی پاستور به استادی پهلوان همسفر خندان، نگهبانی دنور همسفر نیلوفر و دبیری همسفر زهرا با دستور‌ جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: 

سپاسگزارم از خداوند، بنیان محترم کنگره۶۰، ایجنت، گروه مرزبانی و نگهبان لژیون سردار بابت فرصت آموزشی که در اختیارم قرار دادند و سپاسگزارم از تک‌تک شما عزیزان بابت حضورتان. امیدوارم که جلسه بسیار خوبی داشته باشیم و منظور از جلسه خوب این است که چیزی از من به شما و چیزی از شما به من اضافه شود. برای چه؟ برای اين‌که وقتی از این در بیرون می‌رویم بتوانیم زندگی راحت‌تری داشته باشیم و بلکه گره‌ای از مشکلمان باز شود.

همان‌طور که همه‌ شما بهتر از من می‌دانید با لطف و عنایت خداوند همه ما ساکن بهشت بودیم، با نقض فرمانی که کردیم به زمین رانده شدیم. برای چه؟ نه برای تنبیه؛ بلکه برای این‌که بیاموزیم آنچه را که نمی‌دانستیم. به ما مهلت داده شد تا از حرف به عمل حرکت کرده و در عمل پشیمانی را ثابت کنیم تا ان‌شاءالله برگردیم به جایی که از آنجا شروع کردیم. وقتی با نقض فرمان از بهشت رانده شدیم قاعدتاً برای برگشت به بهشت باید فرمان‌برداری را بیاموزیم؛ باید فرمان ببریم. چگونه باید فرمان ببریم؟ ابتدا باید قوانین زندگی روی زمین را بلد باشیم. چگونه؟ در بهشتی به نام کنگره۶۰ با معلم راستینی به نام آقای مهندس حسین دژاکام، در قالب 14 وادی عشق، رسیدن به خود. از این چهارده وادی 7 وادی اول قانون زندگی روی زمین را به من آموزش می‌دهد؛ پس 7 وادی اول قانون است و حرکتی درونی. هیچ‌کدام از این 7 وادی در خصوص بیرون صحبت نمی‌کنند فقط در مورد درون خندان صحبت می‌کنند و قوانین را به صورت درونی به خندان آموزش می‌دهند. وقتی 7 وادی را آموزش گرفتم، از وادی هشتم تا چهاردهم در بیرون نمود پیدا می‌کند؛ یعنی اجازه نشان دادن در بیرون داده می‌شود.

حالا سرآمد این وادی‌ها چیست؟ اولین دستور جلسه هر سال شمسی وادی اول «با تفکر ساختارها آغاز می‌شود بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود.» این وادی به من تفکرکردن، داشتن خواسته و این‌که از سمت افکار به سمت فکر حرکت کنم را آموزش می‌دهد. استاد امین می‌فرمایند: «فکر مثل لیزر است، روی یک نقطه متمرکز می‌شود.» همچنان که در دعا گفته می‌شود فقط یک خواسته و یک دعا، تمام انرژی‌ام را باید بگذارم روی این‌که چه می‌خواهم. انرژی که سفر اولی می‌گذارد چیست؟ رسیدن به رهایی و حال خوش، این خواسته یک فرد در سفر اول است.

در سفر دوم خواسته فرد چه می‌شود؟ فهم سفر دوم، بفهمد که چه اتفاقی برایش افتاده است. بتواند قدم‌هایش را بردارد و متوقف نشود. وقتی خواسته‌ام مشخص شد و در موردش تفکر کردم به وادی دوم می‌رسم «هیچ‌ کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.» اینجا من متوجه موجودیت خودم می‌شوم، متوجه این می‌شوم که هرچند نا‌امید هر چند خسته، هرچند فکر می‌کنم ارزشی ندارم؛ ولی ارزش تفکر به من نشان داده می‌شود. چگونه به من نشان داده می‌شود؟ خندان اول اگر می‌خواهی به چیزی برسی؛ باید بتوانی در درون خودت آن را ببینی. من خواسته رهایی دارم؛ اما آیا مسافرم را کنار خودم و خودم را کنار مسافرم روز رهایی کنار بنیان کنگره۶۰ هنگام دریافت گل می‌بینم؟ وقتی می‌گویم مسافر من که فعلاً فکر زدن است، مسافر من که فعلاً دارد از اعتیاد لذت می‌برد، مسافر من که نمی‌آید، من چه طوری قرار است به رهایی برسم؟ من در خودم نمی‌بینم چگونه قرار است کائنات این را به من بدهد؟ چگونه قرار است مرا به جایگاه اصلی‌ام در هستی برگرداند؟

بعد از عبور از وادی دوم وارد وادی سوم می‌شوم. تنها وادی که در این 14 وادی با واژه باید شروع می‌شود، الزام در آن نهفته است. نمی‌گوید می‌توانی، بایستی، اگر دوست داشتی، اگر خواستی، می‌گوید: «باید دانست هیچ موجودی» از چه چیز صحبت به میان می‌آید؟ از موجود. موجود چیست؟ نفس. هر آن چیزی که نفس نامیده می‌شود، آن چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و در باطن و نشانه‌اش این است که خواسته دارد. باز برمی‌گردم به وادی اول.

آقای مهندس خیلی زیبا روز چهارشنبه فرمودند که این وادی در یک جمله خلاصه می‌شود یعنی اين‌که «کاسه داغ‌تر از آش نمی‌شود.» مسافر خندان به اندازه خود خندان به فکر خندان نیست، فرزند خندان هر چه‌قدر دلسوز، هر چه‌قدر مهربان، به اندازه خود خندان نمی‌تواند به فکر خندان باشد. چرا؟ چون قانون هستی این است. پدر و مادر خندان با این‌که خندان را به دنیا آوردند، به او زندگی بخشیدند، به رشدش کمک کردند هرگز نمی‌توانند به اندازه خندان دلسوز خندان باشند، نیازها و خواسته‌های خندان را بشناسند.

در انتهای تیتر وادی خویشتن خویش؛ من بدانم که چه بشود؟ برای اين‌که به خویشتن خویشم برسم. یعنی چه؟ یعنی همان مبحثی که آقای مهندس دژاکام در سی‌دی‌های یکی دو هفته اخیر در موردش صحبت می‌کنند، تطابق درون و بیرون؛ یعنی لق شدن نقابی که روی چهره‌ام هست و این اتفاق نمی‌افتد مگر با تزکیه و پالایش. یعنی چه؟ وقتی که خودم، نفس نفسم، نفس روحم، نفس جنم، همه را با هم یک‌رنگ و یک‌دل بکنم، همه‌شان یک چیز را فریاد بزنند و فقط یک چیز را بخواهند آن موقع است که من توانستم این وادی را اجرایی کنم.

آرم کنگره۶۰ عبارت است از معرفت، عمل سالم و عدالت. اینجا هستیم که عمل سالم را آموزش بگیریم؛ پس از رسیدن به شناخت و آگاهی به کسب معرفت تا ان‌شاءالله روزی به عدالت برسیم و ساکن شهر خوب خدا شویم، ساکن مدینه فاضله؛ ولی عمل سالم هم شرط دارد، عمل سالم بدون تزکیه و پالایش امکان‌پذیر نیست. تزکیه و پالایش فقط دو شرط دارد عاشق بودن، در جمع بودن؛ بدون این دو تا تزکیه و پالایش معنا ندارد. به‌خاطر همین است که کارگاه برایمان فراهم شده است، به خاطر همین است که لژیون و لژیونی به نام لژیون سردار در اختیارمان قرار گرفته است.

اگر می‌خواهم وادی‌ها را بفهمم و تزکیه و پالایشی در من اتفاق بیفتد که همان پله‌های وادی پنجم هستند، این عمل اتفاق نمی‌افتد مگر با بخشش. اگر من اینجا نشسته‌ام و حال خوبی دارم به‌خاطر لطف و رحمت خداوند است که نصیب بنیان کنگره۶۰ شد، متد DST را کشف کردند، به رهایی رسیدند، از رنج چندین و چند ساله نجات پیدا کردند، این خصلت و آنچه که به دست آورده بودند را بخشیدند و برای خودشان نگه نداشتند.

متد DST یعنی بخشش. تفکر مهندس دژاکام یعنی تفکر کرامت، یعنی تفکر بخشش و اگر به من اجازه داده شده در این تفکر زندگی و حرکت کنم، در این تفکر، تفکر کنم من هم باید پا بگذارم جای پای آقای مهندس دژاکام. کسی می‌تواند وادی‌ها را مال خود کند، بفهمد و در زندگی به آن‌ها عمل کند که بتواند خدمت کند، به ویژه خدمت مالی. چرا خدمت مالی؟ چون جهان، جهان ماده است؛ چون بزرگترین ابزار نیروی منفی ماده و مادیات است؛ چون همیشه شیطان از طریق ماده وارد می‌شود.

تجربه من از این دستور جلسه خدمت مالی سبد قانون یازدهم با بیشترین مبلغ داخل کیفم به فرمان‌برداری از راهنمایم با وجود دو فرزند کوچک و مسافری که به کنگره نمی‌آمد و جنگ درونی چند ثانیه‌ای بود که بلافاصله با دریافت مبلغی بسیار بیشتر بدون این‌که حتی تا امروز بدانم از کجا جبران شد و این باعث شد که ایمان من به ایمان آقای مهندس دژاکام، ایمان راهنمایم، سبد قانون یازدهم و در ادامه به لژیون سردار هر روز بیشتر از قبل افزایش پیدا کند. در بیرون نمی‌توانیم حرکت کنیم مگر به اندازه روشنایی درونمان و خدمت مالی اجازه می‌دهد درونمان روشن شود. امیدوارم خودمان را از این توفیق و فرصتی که در اختیارمان قرار گرفته محروم نکنیم.

عکاس: مرزبان خبری همسفر مرجان
تایپیست: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .