English Version
This Site Is Available In English

خود من، مسئول سرنوشت من

خود من، مسئول سرنوشت من

جلسه هشتم از دوره نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران ‌کنگره۶۰ نمایندگی بیرجند به استادی همسفر عذرا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز این توفیق را دارم تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم. از ایجنت، مرزبانان و راهنمای خوبم همسفر فاطمه، که به من لطف داشتند و مسئولیت این جلسه را به من سپردند، بسیار سپاسگزارم. وادی سوم می‌گوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.» همه ما یک لحظه به درون خودمان برویم، به آن خود درون، توجه کنیم و ببینیم «خود من» چیست و کیست؟ من برای خود درونم چه کار کرده‌ام؟ در واقع، انگار آن خود درون، فرمانده جسم من است و با آن قدرت و اختیاری که خداوند به او داده، من «خودم» شده‌ام. می‌خواهم ببینم آیا از این خود قوی و نیرومند در جهت درست و خالی از منیت ساخته‌ام یا نه؟ آیا یک من ضعیف، افسرده و بی‌حوصله ساخته‌ام که همیشه منتظر است، دیگران برای او کاری انجام دهند و مسئولیت کارهایش را گردن دیگران بیندازد؟ واقعاً می‌خواهم ببینم کجای کار هستم.

وادی سوم در واقع وادی قوت و قدرت است. این وادی به من قدرت و انگیزه می‌دهد و می‌گوید مسئولیت کارهای تو با خودت است. هر کاری که کرده‌ای، چه درست و چه نادرست، خودت مسئول آن هستی. این‌جا است که می‌فهمم نباید قدرت درونم را دست‌کم بگیرم. هر وقت وادی سوم را تکرار می‌کنم، این شعر میرزا حبیب خراسانی در ذهنم تداعی می‌شود، «گوهر خود را هویدا کن، کمال این است و بس/ خویش را در خویش پیدا کن، کمال این است و بس/ چون به دست خویشتن بستی پای خویشتن/ هم به دست خویشتن واکن، کمال این است و بس» ابیاتش بیش‌تر است و می‌توانید جستجو کنید. به نظر من این شعر، وادی سوم را برای ما توضیح می‌دهد. می‌گوید تو با دست‌های خودت، پای خودت را بسته‌ای.

همان‌طور که آقای مهندس در ابتدای سی‌دی‌ها می‌‌گوید من در اثر جهل و نادانی خودم، با اعمال و رفتار خودم، یک‌سری مشکلات را برای خودم به وجود آوردم. یعنی انگار خودم دست و پای خودم را بسته‌ام. وادی می‌گوید حالا جز خودت کسی نمی‌تواند این بندها و گره‌هایی را که زده‌ای باز کند؛ پس مسئول مشکلات خودت هستی. این‌جا است که به اهمیت وادی اول؛ یعنی وادی تفکر پی‌می‌برم. مسلماً اگر عمیق‌تر فکر می‌کردم، آن ساختار اولیه و بذر اولیه زندگی‌ را زیباتر می‌کاشتم و حالا از به ثمر رسیدن آن، لذت می‌بردم. الان که نگاه می‌کنم، می‌بینم مثلاً ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم. هیچ‌وقت واقعاً فکر نکرده بودم که این وزن چطور به بدن من اضافه شده است. این به خاطر این بود که بیش‌تر دنبال مقصر در زندگی‌ بودم و منتظر معجزه می‌ماندم. همیشه مشکلاتم را در دیگران جستجو می‌کردم، به‌جای این‌که برای خودم وقت بگذارم و بدانم معجزه اصلی خود من هستم. آن‌چه هست در درون من است، آن اراده‌ای که باید حرکت کند و خودش را از این وضعیت نجات دهد.

آقای مهندس می‌‌فرمایند: «اگر انسان خودش جستجو نکند؛ حتی با ماهرترین کاوشگرها هم‌نشین باشد، باز هم نمی‌تواند کاری انجام دهد.» پس من باید خودم حرکت و  جستجو کنم. ما در کنگره نشستیم کاوشگر ماهر، خود آقای مهندس هستند و همه چیز هم در اختیار ما هست. سی‌دی‌ها، آموزش‌ها و …؛ اما این من هستم که باید حرکت کنم. اگر فقط بیایم و بروم، مسلماً کمکی به خودم نکرده‌ام؛ باید تلاش کنم، آموزش بگیرم، حرکت کنم و مشارکت کنم؛ حتی یک مشارکت ساده هم به من اعتمادبه‌نفس می‌دهد و همین مشارکت‌ها، باعث شد خود درونم رشد کند. اگر مثلاً در لژیون تغذیه سالم هستم؛ باید برنامه‌های آن را اجرا کنم. راهنمای من  همیشه می‌گویند: «شما به اختیار خودتان به این‌جا آمده‌اید، کسی شما را مجبور نکرده است.» واقعاً هم کسی ما را مجبور نکرده و حالا که آمده‌ایم، بهتر است از این فرصت استفاده کنیم؛ شاید نتوانم دقیقاً به وزن ایده‌آلی که می‌خواهم برسم؛ اما تلاش خودم را می‌کنم و روی برنامه حرکت می‌کنم. هدف این است که به جسم سالم و تفکر سالم برسیم؛ یعنی آن‌قدر رشد کنیم و به دانایی برسیم که به خودآگاهی برسیم.

استاد امین درباره مثلث دانایی صحبت می‌کنند و می‌‌فرمایند: «باید این مثلث را در وجود خودمان رشد بدهیم.» رسیدن به خود، به این راحتی‌ها نیست. آقای مهندس در کتاب چهارده وادی می‌گویند: «چهارده وادی تا رسیدن به خود»؛ یعنی باید چهارده مسیر را پله‌پله طی کنیم تا بتوانیم خود واقعی‌ را پیدا کنیم. آخرین وادی، وادی عشق است؛ یعنی باید به جایی برسیم که عاشق شویم، عاشق خدمت کردن به همنوع، عاشق هستی و عاشق انسان‌ها، وقتی به این مرحله برسیم و بتوانیم عاشقانه خدمت کنیم، آن‌جا است که می‌توانیم به خدای خودمان نزدیک‌تر شویم.

تقدیر رهایی ۴۰ سی‌دی

تقدیر رهایی ۳۰ سی‌دی

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر محمدرضا
تایپیست: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی بیرجند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .