English Version
This Site Is Available In English

مشکلات خوبی‌ها و بدی‌ها همه در کنار هم معنی پیدا می‌کنند

مشکلات خوبی‌ها و بدی‌ها همه در کنار هم معنی پیدا می‌کنند

سیزدهمین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی دانیال اهواز به استادی همسفر راهنما زهرا، نگهبانی همسفر بهشته و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۴خرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

ممنون از نگهبان و دبیرمحترم‌،خانم بنفشه‌ و ایجنت محترم که به من این فرصت را دادند که خدمت کنم.
دستور جلسه،وادی سوم(هیچ موجودی مثل انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.)
هرچه فکر کردم ،به نظرم از تجربه ی خودم بگویم بهتراست. وادی اول که درباره‌ی تفکر صحبت می‌کند‌‌ و آقای مهندس‌در سی‌دی« چشم سر» هم یک اشاره‌ای‌داشتند، که به هرچی فکر کنیم اتفاق می‌افتد چرا که بهش انرژی می‌دهیم و ناخودآگاه در مسیرش قدم برمی‌داریم،در وادی دوم می‌گویند: انسان بیهوده به این دنیا نیامده و آمده یک‌کاری انجام بدهد تا از ناامیدی‌ها رد شود.
جالب است در وادی سوم، کلمه‌ی باید را به کار می‌برند، من خودم قبل‌از کنگره ناآگاهانه و تا همین الان شاید آگاهانه، مسئولیت کارهایم را به خدا واگذار می‌کنم؛ که مثلا پدرم مصرف‌کننده‌ بود‌ برای خودم کلاه شرعی درست می‌کنم که اگر   فلانی‌ موفق‌‌شد و من‌ نشدم به این علت بود و اصلا فکر نمی‌کردم که کجا دارم قدم‌برمی‌‌دارم.
وقتی آدم مسئولیت کارهایش را نمی‌پذیرد شیطان هم به زیباترین شکلی لباس تن این قضیه می‌کند.
وقتی وارد کنگره شدم مسئولیت کارهایم را پذیرفتم وخیلی از مشکلاتم حل شد،جالب این‌که هفته‌ی‌ پیش با دوستی صحبت می‌کردم که از اعضای کنگره نبود، به من می‌گفت: چرا نمی‌پذیری تا مشکلت حل‌شود، من دستور جلسه‌ی‌ این‌ هفته‌ را که دیدم متوجه شدم که در هر جایگاهی‌باز‌‌ با هرمقدار آموزشی دربعضی مواقع مشکلات زندگی باعث می‌شود، مسئولیت را به گردن بقیه‌‌ واگذار کنی‌ و من‌ این‌ کار را داشتم انجام می‌دادم. می‌گفت:نشستی از خدا و پیغمبر و همه گله می‌کنی که چرا کارهایت انجام نمی‌شود؟ متوجه شدم دارم مسئولیت را از گردن خودم باز می‌کنم و اگر هم تلاشی می‌کنم با این نیت که درست نمی‌شود انجام می‌دهم،بعد سی‌دی« چشم‌سر» را گوش کردم، بعد متوجه‌شدم آقای مهندس انگار با من حرف می‌زنند و این دستور جلسه برای خود من است،که می‌گوید:مسئولیتت را بپذیر،چرا که پذیرش برای‌ من خیلی سخت بود. قیاس ناخودآگاه‌ سراغ‌ آدم می‌آید. من فهمیدم که اگر من با یکی فرق می‌کنم، می‌گویم چرا مشکل آن شخص حل می‌شود؛ ولی مشکل من حل‌نمی‌شود، برای این که زندگی من با زند‌گی یک نفر دیگر فرق دارد و اگر من این را نپذیرفتم ناامیدی به سراغ‌ من می‌آید‌‌‌ واز مسیر دور می‌شوم واینها کار شیطان است. من تا زمانی‌که مسئولیت کارهایم را نپذیرفتم و باز‌پرداخت ندادم و مشکلات‌ من حل‌ نخواهدشد. من باید بپذیرم که درست است که پدر ‌من‌ مصرف‌کننده بوده‌ است و من مشکلی نداشتم؛ ولی باید بیایم و یک کارهایی برای خودم انجام بدهم تا مسیر را راحت‌تر طی کنم. آدم‌ها گاهی می‌آیند و یک چیزی را به ما یادآوری کنند، دوست من کنگره‌ای نبود ولی دراوج ناامیدی آمد تا به من بگوید: قیاس نکن،آمده بود که به من بگوید درس‌هایی را که خواندی راعملی کن. آدم گاهی به نشانه‌ها که نگاه می‌کند در اوج ناامیدی انگشت اشاره را به طرف خودش برمی‌گرداند و متوجه می‌شود باید مسئولیت کارش را بپذیرد تا از جایگاه اصلی عقب نیافتد.
به نظر من وقتی پذیرش اتفاق می‌افتد،‌ مثل این است که در‌‌ دادگاهی‌و همه چیز را می‌پذیری، اینجاست که قاضی می‌گوید حالا که تو پذیرفتی من هم کمکت می‌کنم تا جرمت‌ کمترشود و این‌ مسیر کوتاه‌تر می‌شود، اینجاست که درهای بیشتری برای آدم باز می‌شود. متشکرم که به صحبت من گوش کردید.


مرزبان کشیک: همسفر زهرا و مسافر نصرالله
عکاس: همسفر زهره رهجو همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)
تایپیست: همسفر آمنه رهجو راهنما همسفر الهام(لژیون شانزدهم)
ویراستاری و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا

همسفران دانیال اهواز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .