English Version
This Site Is Available In English

درختان ایستاده می‌میرند

درختان ایستاده می‌میرند

جلسه یازدهم از دوره سی‌وسوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حر به استادی همسفر گلناز، نگهبانی همسفر مهین و با دبیری همسفر افسانه با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان، دبیر، ایجنت و مرزبانان تشکر می‌کنم که به من اعتماد کردند و اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. فردا عید قربان است و من خدمت همه شما عزیزان این عید را تبریک عرض می‌کنم. دستور جلسه امروز وادی سوم است که می‌گوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.» این وادی با کلمه باید شروع می‌شود؛ یعنی هیچ راه دیگری نداریم؛ باید این را بدانیم تمام مسئولیت بار زندگی روی دوش خودمان است هر اشتباهی که کردیم را بپذیریم و برای راه حل و پیدا کردن کلیدش باید تلاش کنیم.

من از کنگره این را یاد گرفته‌ام که اگر در زندگی به مشکلی برمی‌خورم؛ باید خودم تلاش کنم و بتوانم مشکلم را حل کنم. قدم اول در حل مشکلات پذیرش است. ما باید بپذیریم که این مشکل را خودمان به وجود آوردیم و دیگران دخیل نیستند. قدم دوم این است که حرکت کنیم، به جای این که فکر کنیم ما یک قربانی هستیم، مدیریت کنیم و مدیر زندگی خودمان باشیم. حرکت کنیم، تلاش و کوشش کنیم و برای مشکلمان راه حلی پیدا کنیم.

وقتی ما بدانیم که این مشکل را خودمان به وجود آورده‌ایم و بتوانیم راه حلش را خودمان پیدا کنیم این کار به ما قدرت و اعتماد به‌نفس می‌دهد. وقتی بتوانیم روی پاهای خودمان بایستیم اعتماد به نفسمان بالا می‌رود؛ ولی وقتی گله و شکایت کنیم یا تقصیرها را گردن جامعه و خانواده بیندازیم خیلی بیشتر از قبل وارد تاریکی‌ها می‌شویم، در باتلاق فرو می‌رویم و هر روز ناامیدتر می‌شویم.

چرا ناامید می‌شویم؟ چون فکر می‌کنیم که مشکل را دیگران برای ما به وجود آورده‌اند و انتظار داریم دیگران هم بیایند و مشکلات ما را حل کنند؛ در صورتی که هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه خودمان به ما کمک کند و مشکلات ما را حل کند؛ مثلاً اعتیاد را در نظر بگیریم من اوایل که کنگره آمده بودم یک نفر صحبت می‌کرد و می‌گفت: من 4 تا برادر شوهر دارم همه آدم حسابی و دکتر یا مهندس شده‌اند فقط مسافر من مصرف‌کننده شده است این‌ها همه در یک خانواده به‌دنیا آمده‌اند با یک تربیت بزرگ شده‌اند و در یک جامعه بوده‌اند؛ پس این انسان با اختیار خودش رفته و مصرف‌کننده شده است.

وقتی ما خودمان یک بدهی به بار آورده‌ایم نباید انتظار داشته باشیم که دیگران بدهی ما را پرداخت کنند؛ باید خودمان این بدهی را بپردازیم. من همیشه معتقدم به این که وقتی مشکلی برای ما پیش می‌آید؛ باید دست روی زانوی خودمان بگذاریم و یک یا علی بگوییم بلند بشویم و مشکلاتمان را حل کنیم. آقای مهندس همیشه می‌گویند: «درختان ایستاده می‌میرند.» یعنی ما باید در برابر مشکلات مقاوم باشیم وقتی ما مقاومت کنیم و حرکت کنیم مسیر برای ما باز می‌شود. مثل وادی هشتم که می‌گوید: با حرکت راه نمایان می‌شود وقتی راه نمایان شد کمک‌های غیبی و دیگران هم به کمک ما می‌آیند. برای حل مشکلات به وجود آمده ما می‌توانیم با دیگران مشورت کنیم؛ ولی در نهایت تصمیم نهایی بر عهده خودمان است و این موضوع به ما اعتماد به‌نفس می‌دهد.

اهداء لوح تقدیر به اعضاء لژیون سردار 

مرزبانان کشیک: همسفر مارال و مسافر محمدرضا
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی همسفر ستاره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم)
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .