English Version
This Site Is Available In English

ما بالاترین نقش را در انجام کارهایمان داریم

ما بالاترین نقش را در انجام کارهایمان داریم

دهمین جلسه از دور نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره‌۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر جمشید، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر کرم با دستور جلسه: «وادی سوم (باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند) و تاثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که توانستم دوباره این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا بتوانیم این حال خوش را تجربه کنیم، همچنین از راهنمای درمانم، آقای بهرامی، صمیمانه سپاسگزارم که زحمات زیادی برای من کشیدند. از همه عزیزان و خدمتگزاران شعبه نیز تشکر می‌کنم.

دستور جلسه امروز، وادی سوم است که می‌گوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»

در ابتدای این وادی، کلمه «باید» آمده است؛ یعنی انسان موظف است که بداند. نه اینکه شاید یا اگر شد؛ بلکه باید بداند. من در دوران اعتیاد، هیچ چیز نمی‌دانستم. وارد تاریکی‌ها شده بودم، تخریب‌های زیادی به وجود آوردم و حالا انتظار داشتم دیگران بیایند و مرا نجات دهند؛ انتظار داشتم پدرم، پسرم یا دوستم به کمکم بیایند تا اعتیادم را کنار بگذارم.

البته منکر این نیستیم که دیگران می‌توانند به ما کمک کنند، این یک واقعیت است؛ اما اصل اول هر کاری به عهده خود ما است. این وادی به من نشان می‌دهد که خود ما بالاترین نقش را در انجام کارهایمان داریم. درست است که پدرم نگران و به فکر من می‌باشد؛ اما در نهایت این خود من هستم که باید به فکر زندگی و آینده‌ام باشم.

من سال‌ها بذر بدی کاشتم و آن را با کارهای ضد ارزشی آبیاری کردم. حالا اگر زمان برداشت محصول رسیده، نمی‌توانم انتظار محصول خوب داشته باشم. وقتی کارهای ضد ارزشی بکارم، طبیعی است که نتیجه و برداشت آن نیز ضد ارزشی باشد. وقتی وارد اعتیاد شدم، مشخص بود که تخریب‌های زیادی به وجود می‌آید و مشکلات پشت سر هم ایجاد می‌شود؛ اما نمی‌شود انتظار داشته باشم دیگران دست به دست هم بدهند و مشکلات مرا حل کنند، در حالی که خودم هیچ تلاشی نکنم و فقط بگویم: «خدایا تو مرا نجات بده.»

در سی‌دی جناب مهندس مثالی زده می‌شود که می‌گوید: «همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم؛ تو غذا را بیاور، تو بپز، تو لباس‌ها را بشور!» خب، این‌طور که نمی‌شود. خود من هم باید حرکتی انجام دهم.

حرکت یعنی چه؟ یعنی همان چیزی که در وادی اول گفته شد؛ تفکر. باید تفکر کنیم و راه را پیدا کنیم. کنگره‌۶۰ راهی است که در مسیر من قرار گرفته تا بتوانم به درمان برسم؛ اما در این مسیر باید خودم خواسته داشته باشم و با تفکر و تلاش ادامه دهم، نه اینکه فقط به خاطر خواسته پدر یا همسرم وارد کنگره‌۶۰ شوم تا بهانه آن‌ها را از بین ببرم و مدتی خودم را سرگرم کنم. اینجا باید خودم خواهان درمان باشم و برای رسیدن به هدف، تلاش کنم تا بتوانم مسیر را طی کرده و به محصول شیرین رهایی در سفر اول برسم.

قبل از ورود به کنگره‌۶۰ هرچه بود، گذشته است. حالا که وارد کنگره‌۶۰ شده‌ایم، باید بذر خوبی بکاریم. اینجا مثل یک زمین صاف و آماده است. بذر خوب کاشتن یعنی به موقع آمدن، سی‌دی نوشتن، گوش دادن به صحبت‌های راهنما و منظم بودن در سفر.

ثمره این کارها بعد از ۱۰ ماه، یک رهایی شیرین است. وقتی برای دریافت گل رهایی به تهران می‌روی، حال و هوای عجیبی را تجربه می‌کنی. حتی قبل از رفتن، وقتی به سه دهم آخر می‌رسی، اگر سفر خوبی داشته باشی، واقعاً حال متفاوتی داری؛ انگار روی زمین نیستی.

استاد ما می‌گفت: بعضی رهایی‌ها فقط یک عنوان است؛ اما بعضی رهایی‌ها واقعاً ارزشمند و عمیق هستند؛ چون فرد حقیقتاً سفر خوبی داشته و نتیجه آن را با تمام وجود احساس می‌کند. آن رهایی شیرین، همان محصول خوبی است که انسان از تلاش خودش برداشت می‌کند.

در پایان، این وادی چند نتیجه مهم به ما می‌دهد:
اول اینکه مسئولیت همه کارها، مشکلات و سختی‌های زندگی به عهده خود ما است و باید برای حل آن‌ها تلاش کنیم.
دوم اینکه می‌توانیم با تفکر، آموزش و تلاش، مسائل و مشکلات خود را حل کنیم.
سوم اینکه در زندگی باید از دیگران مشورت بگیریم؛ مثلاً مشکلات خود را با راهنما مطرح کنیم یا در مسائل بیرون از کنگره‌۶۰ از افراد باتجربه مشورت بخواهیم؛ اما در نهایت تصمیم نهایی را خودمان باید بگیریم.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم (لژیون چهارم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .