جلسه دهم از دوره هشتادوهفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آکادمی به استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحالم که در جمع شما هستم و از دیدن روی تکتکتان انرژی میگیرم. قدیمیها را که میبینم کاملاً میشناسم و از دیدن افراد جدید هم خیلی خوشحال هستم. دیدن اینهمه نیروی تازه که وارد آکادمی شدهاند، مایه خرسندی است.
دستور جلسه امروز «وادی سوم و تأثیر آن روی من» است. متن وادی بدین صورت است که «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند». در پاراگرافهای اول این وادی آمده است «ما امیدوار هستیم که شما با نگاه به طبیعت به ابعاد گستردهای برسید». این جمله مرا یاد صحبت مسافرم انداخت که میگفت: «گرگ بهتنهایی به شکار میرود، درباره نحوه شکار تفکر میکند و تنهایی آن را میخورد و مثل کفتار و روباه نیست که منتظر تهمانده غذای دیگران باشد». این تفکر دقیقاً تصویر زندگی تکتک ما است.
قبل از اینکه به کنگره بیاییم، جور دیگری فکر میکردیم؛ اما معتقدم وقتی وارد اینجا شدیم، این وادی ذرهذره و ناخودآگاه در درونمان شکل گرفت. ما تمام راهها را پشت سر گذاشتیم و توقع از دیگران (پدر، مادر، خانواده و همسر) را کنار گذاشتیم. قبلاً روی کمک دیگران حساب میکردیم، اما دیدیم واقعاً از هیچکس آبی گرم نمیشود، نه اینکه نخواهند؛ بلکه واقعاً نمیتوانستند.
کار را باید به کاردان سپرد. کسی که خودش درگیر مشکل اعتیاد نبوده، چهطور میتواند مرا درک یا مشکلم را حل کند؟ آنها اگر هم به ظاهر میخواستند کمک کنند، با دخالتهای ناآگاهانه و نه از روی قصد و غرض؛ بلکه صرفاً به دلیل ندانستن، راه را برایمان سختتر میکردند. زمانی که ما به کنگره آمدیم، راه درمان را پیدا کردیم و تحت آموزش درست راهنما قرار گرفتیم. راهنما بدون دلسوزی و محبت بیجا، آموزشِ لازم را به ما میدهد. در حقیقت او آدرس درست را به ما داده تا از جهان تاریکی خارج شویم.
استاد امین در کارگاه جهانبینی روز شنبه به همین وادی اشاره کردند و فرمودند: «آقای مهندس از زمانی درمان DST را کشف کردند که این وادی (وادی سوم) را به مفهوم واقعی فهمیدند، با آن زندگی کردند و اجراییاش کردند». این یعنی پذیرفتند که اگر من درگیر مشکلی هستم و گذشتهام را مرور کنم، میبینم خودم با دست خودم آن را ایجاد کردهام؛ البته ممکن است برخی مشکلات یا بیماریها از اراده ما خارج و مربوط به پیشینه ما باشد، در هر صورت اگر اکنون مقصر آن نباشیم، باز هم درسی است که باید در اثر حل آن مسئله بیاموزیم. آقای مهندس خیلی وقتها ضربالمثلها را نقد میکنند؛ مثلاً همه جا میگویند: «خود کرده را تدبیر نیست»؛ اما ایشان میگویند: «خود کرده را تدبیر هست». همانطور که پلهپله وارد تاریکیها شدهایم، به کمک وادیها میتوانیم پلهپله از آن خارج شویم.
نتیجهای که از این وادی میتوان گرفت این است که در هر جایگاهی (مسافر، سفر اول یا سفر دوم) هستیم، ابتدا مشکلمان را بپذیریم و قبول کنیم که این مشکل متعلق به خود ماست و نه هیچ کس دیگر. دیگران فقط میتوانند به ما مشاوره بدهند. آن هم مشاورهای که باید از اهلش بگیریم؛ باید پذیرای مشکل باشیم و در برابرش تسلیم شویم، نه اینکه لجبازی کنیم، به بیراهه برویم و کار را به این و آن بسپاریم تا در نهایت هیچ چیز حل نشود. ما باید از اهل تجربه کمک بخواهیم؛ اما در نهایت تصمیمگیرنده اصلی خودمان هستیم. اگر به حرف اطرافیان ناآگاه گوش دهیم، با اولین شکست دوباره به نقطه اول برمیگردیم و تقصیرها را گردن دیگران میاندازیم. به نظر من وادی سوم «وادی حذف توقع» است؛ اگر انتظار از دیگران را کنار بگذاریم و دوربین را به سمت خودمان برگردانیم، انشاءالله بسیاری از مسائل و مشکلات ما حل خواهد شد.
مرحله ۳۰ سیدی همسفر رویا رهجوی راهنمای همسفر طلعت (لژیون شانزدهم)

.JPG)
مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر حامد
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق
تایپیست: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر سولماز
ویرایش و ارسال: همسفر آیدا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
5131