جلسه دوم از دور پنجاه و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سمنان با استادی راهنما همسفر شقایق، نگهبانی راهنمای نیکوتین همسفر سحر و دبیری همسفر فاطمه با دستورجلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
ابتدا از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا آموزش بگیریم. از خانم پریسا راهنما تازهواردین که دانه عشق به کنگره را در دل من کاشتند و از همسفر الهه که راهنمای من بودند و توانستند به بهترین روش ممکن این دانه را پرورش دهند سپاسگزارم. در مورد دستورجلسه که وادی سوم است به ما میگوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن، خویش فکر نمیکند.» ابتدا میخواهم زیر کلمه باید یک خط قرمز بکشم تا انتهای صحبتم ببینیم که چرا میگویند باید؟ کمی این دستورجلسه را بازتر کنیم تا متوجه بشویم منظور از این خویشتن چه کسی است؟ آیا پدر یا مادرمان را میگوید؟ برادر یا خواهر یا حتی فرزندمان را میگوید ممکن است این افراد هم جزء خویشتنهای ما باشند؛ ولی در واقع این خویشتنی که در این وادی مورد بررسی قرار میدهد نزدیکترین همسایه به ما یعنی خودمان را میگوید.
تا به حال به این نکته توجه کردهایم که آیا بلد هستیم با خودمان صحبت کنیم؟ در زندگی روزمره چهقدر به خودمان توجه میکنیم؟ از صبح که بیدار میشویم مدام درگیر کارهای خانه، درس بچهها و ... هستیم پس خودمان چی؟ ببینیم کدام قسمت زندگی خود را کنار گذاشتهایم و آن کودک درونمان را دیگر ندیدهایم و برای خودمان به اصطلاح یک دیکتاتور به تمام معنا شدهایم. اصلاً بلد هستیم خودمان را دوست داشته باشیم و به خود جملههای عاشقانه بگوییم؟ تا حالا دقت کردهاید که چرا وقتی با کسی قرار ملاقات داریم بهترین لباسمان را میپوشیم و بهترین عطر را میزنیم؟ چون با یک نفر قرار ملاقات داریم. دوست دارم این را بدانیم که آیا وقتی که در خلوت خودمان هم هستیم برای خودمان هم این کارها را انجام میدهیم یا خیر؟
این را بدانیم که بزرگترین عبادت به سجاده، مسجد یا عبادتگاه خاصی نیاز ندارد که با خدای خود راز و نیاز کنیم، بزرگترین عبادت در واقع همان جایی است که من با خودم تنها هستم و با خودم روبهرو میشوم و خودم را مورد بررسی قرار میدهم؛ یعنی دارم خودم را سونوگرافی میکنم. سونوگرافی درون بدن را نشان میدهد این یعنی بزرگترین عبادت چرا؛ چون به خودم میرسم و به خود رسیدن؛ یعنی به خدا آمدن من با خودم خلوت میکنم تا ببینم کجای زندگیام، کجای درونم نکات منفی دارد و این خیلی خوب است که نیمههای تاریک وجودمان را بشناشیم مهم این است که بتوانیم این نیمههای تاریک را از خودمان دور کنیم. اگر قرار بر این باشد در یک جمع قضاوت کنند، من نفر سوم نباشم که قضاوت کنم یا اینکه غیبت میکنند من یاد بگیرم که سکوت کنم درست است که گوش من دارد این حرفها را میشنود و اختیارش دست خودم نیست؛ ولی اختیار زبانم را دارم و میتوانم در آن لحظه غیبت نکنم و ذرهذره این کار را تمرین میکنم و در آخر به جایی میرسم که اختیار گوش خود را هم به دست خود میگیرم و دیگر اجازه نمیدهم که آن غیبتها را بشنود. چقدر زیبا میشود که با این نیمههای تاریک وجودمان آشنا شویم.
اگر دقت کنید ما وقتی میخواهیم برای خانهمان یک دست مبل جدید بخریم اول باید ما آن مبلهای قدیمی را کنار بگذاریم یا ببخشیم تا بتوانیم مبلهای جدید را جایگزین کنیم. تا وقتی که این نیروهای منفی در درون من است نمیتوانم چیزهای خوب و مثبت را جایگزین کنم. دقت کردهاید وقتی میخواهیم به یک مهمانی برویم اگر در صورتمان یک جوش یا لکهای است چقدر به آن حساس میشویم و سعی میکنیم با کرم روی آن را بپوشانیم که دیده نشود خواستم این را بگویم آیا زمانی که در ذهنمان هم یک جوش میزند بازهم به آن حساس میشویم؟ آیا زمانی که افکار منفی به ذهنمان هجوم میآورند حاضر هستیم برای آن افکار کاری کنیم یا رهایش میکنیم و اجازه میدهیم هر افکار بدی به ذهنمان بیاید و وارد بدنمان بشود و حسمان را خراب کند. ما باید خیلی حواسمان به حسهایمان باشد. دزدی فقط به این نیست که من گوشی دوستم را یواش بردارم و به ظاهر یک دزدی انجام بدهم ما دزدی حس و دزدی حس پنهان را هم داریم خیلی باید مراقب حرف زدنمان باشیم زمانیکه با مسافرمان یا با هرکسی که داریم صحبت میکنیم صحبتهای ما خودش انرژی دارد و ممکن است حس طرف را بدزدد.
باید بدانیم که جهان هستی بر پایه درد و رنج است. باید من این را قبول کنم اگر من بدانم که درد و رنجی میکشم بعد از آن قرار است که به یک آدم قویتری تبدیل شوم، خیلی راحتتر میتوانم با مشکلات کنار بیایم و قطعاً ظرفیت آن در من شقایق بوده که این مشکل را بپذیرم و بعد از آن قرار است به یک شقایق قویتری در هستی تبدیل شوم؛ پس چه خوب است که با مشکلاتمان زیاد دست و پنجه نرم نکنیم و با آن مثل آب شناور باشیم. یک مورد دیگری هم که داریم این است که فکر میکنیم فقط مشکل ما خاص است و برای هیچ کسی مشکلات وجود ندارد در صورتی که اگر بخواهم مثالی برای شما بزنم اینگونه میگویم که همه ما اینجا دور هم جمع شدهایم و همگی ما بر مبنای یک درد مشترک اینجا هستیم و آن درد مشترک ما اعتیاد است. پس هر کسی که میگوید من در زندگی هیچ دردی ندارم بدانید که دروغ میگوید هر کسی به یک نحوی درد و رنجی دارد و با آن درد و رنجش دست و پنجه نرم میکند و فقط این ما هستیم که باید با مشکلاتمان بجنگیم و این را بدانیم که اگر مشکلی در زندگیمان وجود دارد مقصر اول و آخر خود ما خواهیم بود و اگر الان حسمان خوب یا بد است مسبب آن خودمان هستیم.
حال سؤالی پیش میآید که باید چه کرد؟ اول از همه اینکه خودمان را دوست داشته باشیم نقاط ضعف و قوت خودمان را بشناسیم و نگوییم از من که گذشت موهایم سفید شد و دیگر من نمیتوانم. این را بدانید که پشت هر کدام از این خطهای صورتمان پشت تکتک موهای سفیدی که داریم ما یک دنیا تجربه کسب کردهایم؛ پس چقدر خوب است که از این تجربهها استفاده کنیم. به قول آقای مهندس «ما باید تا آخرین لحظه زندگیمان برای رشد و تکامل بجنگیم و آموزش بگیریم.» پس هر وقتی که خواستید یک کاری را شروع کنید نگذارید این افکار منفی جلودار شما بشوند. به قول شاعر که میگوید:
«نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد»
«عالم پیر، دگر باره جوان خواهد شد»
این را بدانیم که زندگی برای انجام دادن نیست زندگی برای فهمیدن است. اینکه بفهمیم چرا هستیم و کجای این زندگی هستیم و چه کاری داریم انجام میدهیم این در درجه اول خیلی مهم است. شنیدهاید که میگویند این دو نفر به درد همدیگر میخورند؛ یعنی اینکه میتوانند درد همدیگر را مداوا کنند، امیدوارم تکتک ما که روی این صندلیها نشستهایم به درد جامعه و به درد کنگره۶۰ و هستی بخوریم و از خداوند بخواهیم که قدرتی به ما بدهد که بتوانیم بر زندگی دیگران بتابیم و یاری دهنده باشیم. من باید یک پلی را درست کنم از خودم به خود شقایق وقتی که این پل مستحکم بود و توانستم خودم از خودم عبور کنم آن موقع به دیگران هم اجازه عبور از این پل را میدهم و اینجاست که درون و بیرون با همدیگر هماهنگ و یکی میشوند و بدانید که همه زندگی خود ما هستیم.
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر تارا، مسافر میلاد
عکاس: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
تایپ : همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال مطلب: همسفر اعظم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
336