جلسه سوم از دوره چهلوپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره60 همسفران نمایندگی ستارخان به استادی همسفر رها، نگهبانی همسفر گندم و دبیری همسفر مینا با دستور جلسه «وادی سوم (هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه 5 خردادماه 1405 ساعت 16:00 آغاز بهکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که اذن این خدمت نصیب من شد تا بتوانم در کنار شما همسفران آموزش بگیرم. از ایجنت، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر و راهنمای خوبم بینهایت سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند.
وادی سوم میگوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند». قبل از ورود به کنگره، حال دلم خوب نبود؛ انگار درونم یخ زده و خاموش شده بود. احساس میکردم خود واقعیام را گم کردهام و نمیدانستم بهدنبال چه هستم. همیشه منتظر بودم تا کسی از بیرون بیاید و حال مرا خوب کند. فکر میکردم آرامش را میتوان در آدمها، شرایط یا اتفاقات خوب پیدا کرد. تراپی رفتم، کتابهای روانشناسی خواندم؛ اما آرامشی را که دنبالش بودم پیدا نکردم؛ چون چیزی در درونم تغییر نکرده بود ولی امروز فهمیدم تا انسان خودش حرکت نکند، هیچکس نمیتواند کاری برایش انجام دهد.
تا اینکه پسرم درگیر تاریکی اعتیاد شد. آن روزها، سختترین روزهای زندگی من بود. هر شب با نگرانی میخوابیدم و با ترس از خواب بیدار میشدم؛ دلم روزی هزار بار میلرزید؛ اما امروز درک میکنم که گاهی خداوند در دل تاریکی، نور را به انسان نشان میدهد. مصرف پسرم باعث شد که راه من به کنگره باز شود. جاییکه فقط درمان اعتیاد نیست؛ بلکه آموزش روش درست زندگی کردن است. وارد کنگره60 شدم و کمکم فهمیدم من سالها فقط زنده بودم و زندگی نمیکردم. در کنگره یاد گرفتهام که آرامش را باید ساخت و حال خوب را باید آموزش دید. متوجه شدم هیچ انسانی قربانی ابدی نیست.
وادی سوم یکی از زیباترین و عمیقترین وادیهاست که به من یاد داد انسان برای انجام هر کاری باید خودش حرکت کند و هیچکس نمیتواند بیشتر از خود انسان به او کمک کند؛ اگر من امروز برای حال دلم قدم برندارم، آموزش نگیرم و دانایی را وارد زندگی نکنم؛ هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. اگر من امروز غمگینم، خستهام و گمشدهام؛ باید برای نجات حال خودم قدم بردارم نه اینکه منتظر بمانم که کسی بیاید و حال مرا خوب کند. کنگره60 به من یاد داد که نجات انسان در درون خودش آغاز میشود.
مشکلات و سختیها همیشه هستند؛ ولی حالا من آن آدم ناامید گذشته نیستم. یاد گرفتهام در سختیها گم نشوم و مفهوم آرامش را درک کنم که همان پذیرش، حرکت و رشد است. اگر امروز لبخند میزنم، امیدوارم و خود را پیدا کردهام؛ همه اینها را مدیون لطف خداوند، آموزشهای کنگره و راهنماهای خوبم هستم. اوایل معنی خویشتن را خوب درک نمیکردم؛ اما امروز یاد گرفتم که خویشتن، یعنی حقیقت وجود انسان و همان خود گمشدهای که سالها از آن دور شده بودم.
.jpg)

مرزبان کشیک: همسفر مهسا
عکاس: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه ( لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
225