جلسه قبل سیزدهمین جلسه از دور دوم کارگاه های آموزشی ،عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی اندیشه ویژه مسافران و همسفران به راهنمایی راهنمای محترم آقا حمید نگهبانی موقت مسافر فرشاد و دبیری موقت مسافر حبیب با دستور جلسه وادی سوم ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ راس ساعت ۴:۳۰ دقیقه شروع بکار کرد
خلاصه سخنان استاد:
خدارو شکر میکنم که دوباره توفیق حاصل شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم، دستور جلسه مون به دو قسمت تقسیم میشه امروز اولی وادی سوم و تاثیر آن روی من، دومی هم تولد مسافر عزیز یدالله هستش، هر سال دیدگاه من نسبت به وادی ها یعنی قوانین هستی تغییر میکنه. در وادی سوم در مورد چیزی صحبت می شود به نام مبارزه ی نرم، شاید پیش خودمان فکر کنیم که مگر جنگ است ؟ بله جنگ است! همه چیز از درون ما شکل می گیرد و در دنیای بیرون ما نمایان می شود و من به این نتیجه رسیده ام که هیچ دشمن بیرونی ای به خودیه خود وجود ندارد، همه چیز از درون ما آغاز می شود.
مبارزه ی نرم، خیلی به این جمله فکر کردم و این جمله مرا یاد کتابی انداخت که یکی از کتاب های معروف دنیا می باشد به اسم هنر جنگ با نویسندگی سان تزو، در این کتاب گفته می شود که با دشمن جایی بجنگید که حضور ندارد! با خواندن این کتاب و تطابق دادنش با وادی هایمان من متوجه این شدم که آقای مهندس گویی همه این مطالب را می داند و به این نتیجه رسیدم که ما در اعتیاد بیشتر از همه چیز کجا اذیت می شدیم و زورمان به او نمی رسید؟ باید در جواب بگویم که خماری!
به نظر من روش هایی که در بیرون از کنگره ۶۰ جواب نمی دهد این است که شاخ به شاخ به جنگ با اعتیاد برخواسته اند، برای بچه های کنگره ۶۰ خماری اصلا معنایی ندارد و در اصل این مبارزه ی نرم در اینجاست که معنا می گیرد و با اعتیاد در جایی جنگ می شود که حضور ندارد.
در انتهای وادی به ما گفته می شود که نسبت به تخریب هایی که داشتیم و پله هایی که طی کرده بودیم باید همان طور آرام آرام بازگردیم تا در صراط مستقیم قرار بگیریم، بعنوان مثال ساختاری منفی به نام دروغ را تصور کنید؛ به این شکل نیست که من بگویم خب دیگر بس است من از فردا دروغ نمی گویم، اصلا همچین چیزی امکان ندارد و باید پله به پله اتفاق بیافتد.
در این وادی آقای مهندس به ما جنگیدن را یاد می دهد و در وادی دوم نیز با ما امیدواری را در میان میگذارند، انسان ها در اعتیاد خیلی نا امید می شوند و شکست میخورند نه یک بار نه دو بار بلکه شاید چندین بار این شکست ها را تجربه می کنند، چرا شکست می خوردیم؟ چون چیزی از جنگیدن نمی دانستیم و همین ندانستن و بلد نبودن جنگ مارو به اعماق تاریکی و نا امیدی سوق می داد.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردین از همه شما عزیزان مچکرم.
و در ادامه رهایی اولین سال رهایی مسافر یدالله را جشن می گیریم
خلاصه سخنان مسافر یدا..:
سلام دوستان یدالله هستم یک مسافر خدا را شاکر و سپاس گزارم که در این جایگاه قرار گرفتم، من هم مانند تمام مسافران با حال خیلی بد وارد کنگره شدم و خودم را از بقیه متمایز می دیدم در صورتی که اصلا چنین نبود با طی مدتی از سفرم دریافتم که حال من به مراتب بدتر از دیگران بود.
و در طی مصرف سال ها اعتیاد صفت های خیلی بدی در من شکل گرفته بود که حتی قادر نبودم با خودم هم کنار بیایم، جا دارد که از همین جایگاه از همسفرانم می خواهم که مرا بخاطر تمام رفتار های ناشایستم حلال نمایند.
با ورودم به کنگره با آموزش هایی که گرفتم واقعا تمام اخلاقیاتم تغییر کرد و دیگران شاهد این تغییرات من شدند. اوایل سفر بسیار راهنمایم را اذیت می کردم از او هم عذر خواهی می کنم.
یکی از دلایلی که توانستم به رهایی مد نظر کنگره برسم فرمانبرداری من بود خدا را شکر در این زمینه خوب عمل کردم. از همه کسانی که در این مسیر من را یاری نمودند تشکر و قدر قدانی می کنم.
از این که به صحبت های من گوش کردین از همه شما عزیزان تشکر می نمایم.
مسافر یدالله و خواسته هایش:
ارزو میکنم تمام کسانی که در در تاریکی اعتیاد هستند وفکرمیکنند هیچ راهی برای درمان وجود ندارد خداوند همنطوری که کنگره ۶۰ راسر راهم قرار داد سر راه تمامی افرادی که خواهان رهای هستتند قرار دهد.
نمایندگی سایت اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
53