English Version
This Site Is Available In English

پای در مسیر تعادل و درمان؛ سفر به وادی سوم

پای در مسیر تعادل و درمان؛ سفر به وادی سوم

دهمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، به استادی راهنمای محترم مسافر محمود، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه "وادی سوم و تاثیر آن روی من" روز سه‌شنبه 1405/3/5 ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد: سلام دوستان محمود هستم مسافر. 

از نگهبان جلسه، ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر و قدردانی می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم آموزش ببینم و خدمت کنم. 
دستور جلسه امروز، وادی سوم است. نکته جالب این است که پارسال، در جلسه عمومی و همین شعبه، با دستور جلسه وادی سوم استاد جلسه بودم و امروز هم استادی این جلسه نصیب من شده است. 
وادی سوم تنها وادی است که در کتاب «عشق» با کلمه «باید» شروع می‌شود. وقتی جلوی یک جمله، کلمه «باید» قرار می‌گیرد، یعنی تکلیف را برای ما مشخص می‌کند؛ یعنی اما و اگر و شرط و شروط هم ندارد. 
یعنی باید دانست، و کلمه دوم، «دانست» است. 
یعنی باید این را درک کنید، باید دانست که هیچ موجودی، به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. شاید در زندگی گذشته و در دوران تاریکی، من به خودم زحمت نمی‌دادم تا در مورد کارها و زندگیم و روزمرگی‌ام تفکر کنم؛ چه برسد به اینکه بخواهم مسئولیت کار خودم را بپذیرم و قبول کنم که اگر می‌خواهم زندگی بهتری داشته باشم، اگر بیماری دارم و می‌خواهم آن را درمان کنم، یا اگر می‌خواهم پایه‌های مالی زندگی‌ام را قوی‌تر سازم، باید خودم شروع کنم، باید خودم حرکت نمایم. 

در گذشته، معمولاً انگشت اشاره به سمت دیگران بود؛ مثلا می‌گفتم: کاش در فلان خانواده به دنیا نمی‌آمدم، کاش در خانواده‌ای ثروتمندتر به دنیا می‌آمدم، یا کاش با بعضی افراد ارتباط برقرار نمی‌کردم تا مصرف‌کننده نشوم. 
اما و اگرهایی در ذهن من وجود داشت که، وقتی با کنگره60 آشنا شدم در جهت رفع آنها حرکت نمودم. هر وادی، نکته‌ای به من یادآوری می‌کند، آموزشی می‌دهد تا بیماری اعتیادم را درمان کنم و بهتر زندگی کنم. در اینجا، در دستور جلسه وادی سوم، به من یادآوری می‌شود که پس از چهار سال و نیم حضور در کنگره، باید به خودم بیایم و در برخی مسائل زندگی‌ام حرکت کنم؛ دیگران نمی‌توانند در این زمینه‌ها دخالت کنند. 

مسلماً، کمک و مشورت دیگران باید در نظر گرفته شود، اما همان‌طور که در سی‌دی و کتاب، آقای مهندس تأکید می‌کنند، «خودت، خودت، خودت باید بار مسائل زندگیت را به دوش بکشی.» 
اگر اعتیاد دارید و می‌خواهید درمان شوید، بار درمان را خودتان باید بر عهده بگیرید؛ راهنما، چراغ راه است و طبق پروتکل کنگره و آموزش‌های آقای مهندس، راهنمایی می‌کند. 
کسی که باید شربت را سر وقت بخورد، کسی که باید گریز نزند، کسی که باید سی‌دی بنویسد و تمام کارهای مربوط به درمان را انجام دهد، خودت هستی. 

یک تمرین خوب که در زندگی باید پیاده کنیم، شامل چهار مورد است: 
اگر می‌خواهید به درمان برسید، کار سختی نیست؛ باید بهای آن را پرداخت کنید. 
می‌گویند: «شربت را به میزان مشخص بخور، سی‌دی‌ها را گوش کن و بنویس، پیراهن سفید بپوش.» اینها سخت نیستن. 

ذهن بسته من، مسائل را سخت می‌کند و فکر می‌کنم که نمی‌شود؛ اما یادآوری می‌شود که نباید امید خود را از دست داد. باید آرام، پیوسته و تدریجی کارها را انجام داد و توقع نداشت که اتفاقات، سریع بیفتد. 
در روز اول، نباید انتظار داشت که پس از یک ماه، به درمان برسید؛ فرایند سفر اول، حدود ده تا دوازده ماه طول می‌کشد و نمی‌توان سر خود را کلاه گذاشت. 
وادی سوم، بسیار وادی کاربردی است؛ اگر کتاب را بارها با دقت مطالعه کنید و آن را بپذیرید، قسمتی از مشکل حل می‌شود. اما اگر نپذیرید و مسئولیت اداره زندگی و کارهای خود را بر عهده نگیرید، به بن‌بست می‌رسید و راه به جایی نخواهیم برد. 
در این وادی، اشاره‌ای می‌شود که شاید اتفاقات امروز، ناخودآگاه بوده و نقشی در آن نداشته باشید؛ شاید بیماری ارثی، ژنتیکی به شما رسیده باشد، یا مشکلات مختلف در زندگی‌تان بوده است که خودتان دخل و تصرفی در آن نداشته‌اید. 
پس دو راه پیش رو دارید: 
می‌توانید دست روی دست بگذارید و اجازه دهید نیروهای منفی و اهریمنی، شما را نابود کرده و درجا بزنید؛ یا نه، با آگاهی امروز و با آموزش‌هایی که از کنگره گرفته‌اید، حرکت کنید و تغییر دهید. 
دلیلش مهم نیست؛ مهم این است که امروز، می‌خواهیم چه کنیم. این نکته بسیار مهم است. 
در پایان، یادآوری می‌شود که پایان شب سیه سپید است؛ 
امیدوار باشید، چراکه در ناامیدی، بسی امید است. 
پای کار ایستادگی کنید، عجول نباشید، آن‌گاه، اتفاق‌های خوب رخ خواهد داد.

اگر می‌خواهید وادی سوم را پیاده کنید و بار مسائل و مشکلاتتان را بر عهده بگیرید، باید پارامترهایی را رعایت کنید؛ یکی از مهم‌ترین آنها، همان «پندار سالم، گفتار سالم، کردار سالم» است. 
شاید یک وادی، دو یا سه صفحه باشد، اما بار آموزشی و نکات کاربردی زیادی دارد. 
در پایان، باید گفت: هر چیزی با صبر و استقامت امکان‌پذیر است؛ هر پارامتری که بلد هستید، انجام دهید. 
از راهنمایتان آموزش بگیرید، و در این مسیر، زود ناامید نشوید. 
زندگی را بیش از حد سخت نگیرید و آن‌را پیچیده نکنید؛ اما بدانید که هیچ چیزی هم به راحتی به دست نمی‌آید. همواره باید صبر و استقامت داشته باشید تا به هدف برسید. 

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همگی سپاسگزارم.

در ادامه رهایی مسافر محسن از لژیون 17 با راهنمایی راهنمای محترم مسافر امین اعلام گردید.

و رهایی مسافر حسین از بند نیکوتین، لژیون چهارم ویلیام نمایندگی شفا با راهنمایی راهنمای محترم مسافر رضا اعلام گردید.

با تشکر از لژیون خدمتگزار (لژیون۱۷) با راهنمایی راهنمای محترم مسافر محمود که به خوبی همکاری نمودند.

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافرین رضا ل۳ و مجید
عکاس: مسافر حسین ل۱
تایپ: مسافران جلیل ل۱۸، احمد ل۱۱ و ابراهیم ل1

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .