هشتمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی مسافر بهزاد، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «وادی سوم: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند» در تاریخ سهشنبه 5خردادماه1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، بهزاد هستم یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم که بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و نگهبان جلسه و آقافرشاد بابت این فرصت تشکر میکنم.
آقای مهندس تشخیص راه از چاههای زندگی را در وادیهای کنگره60 برای ما توضیح دادهاند. استفاده و سود بردن از آموزشهای این وادیها به عهده خودمان است. وادی سوم میگوید: «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند»، کسی که عضو کنگره نباشد با شنیدن یا خواندن این سطر میگوید: «این چی هست؟! یعنی چه؟!» خودم هم در ابتدای آمدن به کنگره همین سردرگمی را نسبت به این مطالب داشتم و با خودم میگفتم: «خدایا اینها یعنی چه؟!» اما رفته رفته در طول سفر جهانبینی و این وادیها را در لژیون کار کردیم و به عمق مطالب پی بردم. من پس از وادی سوم متوجه شدم که در گذشته در تاریکی مشغول فکر کردن بودم و آن فکرها هم در نهایت هیچ فایدهای برایم نداشت، البته گاهی هم به صورت شانسی به نتیجه میرسیدم ولی این نتیجهها بلندمدت و پایدار نبودند، منظورم این است که اگر آن افکار ما سالم بود به تاریکیها کشیده نمیشدیم و به خود و دیگران آسیب نمیزدیم. من در کنگره60 متوجه شدم هیچکس به اندازه خودم به آینده و سرنوشتم اهمیت نمیدهد و خودم هستم که باید نقش تعیین کننده را در زندگیام داشته باشم. در گذشته من از دیگران توقع داشتم بیایند و مشکلاتی که من درست کرده بودم را برایم حل کنند. تفکرات منفی باغث شده بود که در جامعه و محل کار هم برای خودم مشکل درست کنم. آقای مهندس به زیبایی میفرمایند: «مشکلاتی که شما برای خودتان درست کردهاید را دلیلی ندارد که دیگران بیایند و برای شما حل کنند». من قبل از آمدن به کنگره60 حدود دو سال با کنگره آشنایی داشتم و حتا برنامه دژاکام را هم روی تلفن همراهم نصب کرده بودم و گاهی که مشکلاتم خیلی زیاد میشد یکی از سیدیهای آقای مهندس را انتخاب میکردم و گوش میدادم و میدیدم که به درستی شرایط و مشکلاتی را که من به واسطه اعتیاد در زندگی با آنها درگیر بودم را میشناسد و راهکار میدهد.

در بین دوستانم کسانی را میدیدم که در کنگره60 اعتیادشان درمان شده بود، خدا را شکر من هم در نهایت به کنگره آمدم و راه درمان را طی کردم و دیگر بهانههایی مثل «دیگران باعث شدند من مصرف کننده شوم و...» را کنار گذاشتم و واقغیت را پذیرفتم و توانستم از دام اعتیاد رها شوم. آقای مهندس چندینبار در سیدیها گفتهاند که نباید به صورت یکدفعه و لحظهای برای حل مشکلات اقدام کرد بلکه باید ذره ذره و به آرامی و در طول زمان اقدام به حل مشکلات نمود. باید درباره هر کاری که میخواهیم انجام دهیم کاملا تفکر و تعمق کنیم و از نظر مشورتی افراد دانا استفاده کنیم. من در این مدت به این توصیهها و آموزشها عمل نموددهام و خدا را شکر توانستهام که زندگیام را به یک تعادل نسبی برسانم.

در طول سفر سعی کردم فرمانبردار باشم و خدا را شکر در نهایت بهترین لذت که تجربه درمان و رهایی است را تجربه کردم.
از اینکه به صحتهای من گوش دادید از شما متشکرم.
تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر همایون
عکس: مسافر مهدی
تایید و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
251