لطفاً به رسم کنگره۶۰خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان آتنا هستم همسفر محمد مسافر من با ۱۰ سال تخریب وارد کنگره شدند، آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک کشیدنی، مدت ۱۰ ماه و ۱۱ روز سفر کردند، به روش DST، راهنمای درمان مسافر عباس حاکمی لژیون ۲ شعبه شفا، راهنمای خودم همسفر فاطمه لژیون ۱۵ شعبه شفا، ورزش مسافرم شنا والیبال، ورزش خودم دارت، به لطف خدا و دستان پر مهر جناب مهندس ۵ ماه و ۸ روز است که آزاد و رها هستیم.
به نظر شما وادی به چه معناست و نقش آن در زندگی افرادی که در کنگره۶۰ حضور دارند چیست؟
وادی یعنی منزلگاه یا راه، ۱۴ وادی کنگره۶۰ در حقیقت، یک مسیر خودشناسی و یادگیری قوانین زندگی است، به افراد کمک میکند تا خود را پیدا کنند؛ بسیاری از افراد قبل ورود به کنگره۶۰ همیشه دیگران و شرایط را مسئول شکست های خود میدانستند، در وادیها به خصوص وادی سوم و چهارم به من می آموزد، مسئولیت اعمال و زندگی خود را بپذیرم.
وادیها نقشه راه هستند، و به من یاد داد، برای رسیدن به حال خوش، اولین قدم تفکر و آخرین قدم رسیدن به عشقِ بی قید و شرطی است، که در آن منیت، قضاوت و ... نیست.
دلیل تکرار وادیها در دستور جلسات هفتگی کنگره۶۰ چیست ؟
برای تربیت نفسِ سرکشِ انسان، لازم است آموزشها بارها تکرار شوند؛ همانطور که در کلام الله نیز بسیاری از مفاهیم، آیات و داستانها برای تأکید، یادآوری، هشدار و درک عمیقتر تکرار شدهاند، تکرار وادیها هم باعث فهم بیشتر میشود؛ این تکرارها درست مانند تمرینهای ورزشی هستند، همانطور که عضلات با تکرارِ حرکات، قویتر میشوند ذهن، اندیشه و نفس انسان نیز با تکرار وادیها در برابر طوفانهای زندگی ورزیدهتر میشود؛
به همین دلیل است که امروز، وادی اول را بسیار متفاوتتر از روزی میفهمم که وارد هند کنگره۶۰ شدم.
ارتباط وادی سوم و تأثیر آن در عملکرد مسافران و همسفران نسبت به افزایش شعبات کنگره۶۰ چیست ؟
این وادی به من میآموزد، رشد واقعی فقط با آموزش، مسئولیتپذیری، تفکر و تدبیر امکانپذیر است؛ زیرا ما برای حل کردن مشکلات به این دنیا آمدهایم، وادی سوم باعث میشود، مسافران و همسفران با تفکر، صبر و استقامت، مشکلات خود را به تدریج حل کنند؛ همچنین با حضور در کنگره۶۰ و معرفی آن به کسانی که نیاز دارند، در مسیر، به یک سازنده تبدیل میگردد؛ بنابراین هر شعبه جدید کنگره۶۰، نشانهای از اثر فهم و عمل وادی سوم در جان مسافران و همسفران است.
تنها وادی که در اول آن باید استفاده شده وادی سوم است به نظر شما دلیل آن چیست ؟
باید در شروع، تاکید روی کلمه و اهمیت انجام آن را میرساند، وادی سوم مثل یک دروازه مهم است؛ باید حتماً از آن عبور کنیم تا بتوانیم، وارد دنیای بزرگ جهانبینی شویم؛ انگار که وادی سوم کلید اصلی است که بدون این کلید، دربهای دیگر (یعنی وادیهای بعدی) باز نمیشوند، در واقع وادی سوم کلید درک عملی وادیها است، بدون خودشناسی و پذیرش مسئولیت، بقیه وادیها دانشی هستند که کاربردی نمیشوند.
به نظر شماوادی سوم چه گرهای از انسان را باز میکند؟
وادی سوم به ما کمک میکند، تا گرههای مهمی را در زندگی باز کنیم؛ گره انکار مسئولیت، گره قربانی بودن، گره پذیرفته نشدن و سلب قدرت تغییر از خود، که یکی از بزرگترین این گرهها در اعتیاد، انکار مسئولیت و احساس قربانی بودن است، فرد مصرف کننده مدام میگوید: من نمیتوانم ترک کنم، وادی سوم با شکستن این چرخه، راه را برای رهایی باز میکند؛ پذیرش مسئولیت، اولین و مهمترین قدم برای خروج از تاریکی اعتیاد و ورود به مسیر درمان است؛ این وادی به ما میگوید: وقتی بپذیرم که هیچکس به اندازه خودم دلسوز من نیست، دیگر منتظر ناجی نمیمانم، این یعنی مسئولیت کامل زندگی خود را به دست بگیرم.
وقتی فهمیدم که هیچکس به اندازه خودم، به فکر من نیست، یاد میگیرم، به جای سرزنش کردن شرایط با دیگران، روی تواناییهای خودم تمرکز کنم؛ این یعنی از فردی که شرایط او را ناتوان کرده، به خالق شرایط خودم تبدیل میشوم.
با توجه به عنوان وادی چگونه ما به صلح و آرامش میرسیم؟
وادی سوم به ما میآموزد، که به خود واقعی بازگردیم، وقتی از تعادل خارج میشویم، از خود دور مانده و به جای رجوع به عقل، درگیر جنگ درونی شده و به قضاوت دیگران وابسته میشویم و در پی ناجی بیرونی میگردیم، تا مسئولیت را از خود برداریم اما این وادی میگوید: خودت مسئول خودت باش از ذهن مصرفکننده، به تفکر سازنده حرکت کن، به جای شکایت، تفکر داشته باش، به جای انتظار، حرکت کن به جای سرزنش دیگران، مسئولیت را بپذیر به جای وابستگی، استقلال داشته باش؛ بزرگترین دشمن آرامش، انتظار بیجا از دیگران است، وقتی فکر میکنیم دیگران (خانواده، دوستان، یا حتی سیستمهای بیرونی) باید مشکلات ما را حل کنند یا برای ما خوشبختی بیاورند، همیشه مضطرب و ناامید خواهیم بود.
وادی سوم به من نهیب میزند، آتنا فرمان زندگی دست خودت است و تو اشرف مخلوقاتی، هیچکس جز خودم از درونم و از خواستههای من خبر ندارد، و رسیدن یا نرسیدن من برای شخص دیگری مهم نیست؛ وقتی میپذیریم که خودم مسئول اصلی حل مسائل هستم، از دنیایِ شاکی بودن وارد دنیایِ حل مسئله میشوم و این خودش شروعِ آرامش است.
اگر تجربه ای از وادی سوم دارید لطفاً بیان بفرمایید؟
قبل از کنگره۶۰، من با انتظارات بیجا، همیشه دنبال ترحم و دلداری دیگران بودم، چون کسی نبود، احساس تنهایی میکردم؛ مدام گله و شکایت داشتم اما نمیدانستم که اوضاع کنونی، نتیجه عملکرد اشتباه من در گذشته و بذرهای زهرآگینی که با دستان خود کاشته و آبیاری کرده بودم و حالا مرا آشفته کرده است؛
اما در کنگره۶۰ با آموزشهای ارزشمند مهندس دژاکام و راهنمای خودم همسفر فاطمه فهمیدم که هیچکس قرار نیست، کاری برای من انجام دهد، هیچکس به اندازه خودم برای خواسته ها و آرامش زندگیام تلاش نمیکند؛ همانطور که در کلام الله هم گفته شده: «لیسَ لِلانسانَ الّا ما سعی» انسان چیزی نیست، جز سعی و تلاش خودش. خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه خودشان بخواهند و تغییر کنند و این درک، من را از حالت انتظار و شاکی بودن به سمت پذیرش مسئولیت و تلاش سازنده هدایت کرد.
در انتها اگر تجربه یا صحبت خاصی در مورد این وادی دارید، بفرمایید.
خداوند را بینهایت شاکرم، نه تنها به خاطر درمان مسافرم، بلکه به خاطر شناخت خودم، قرار گرفتن در مسیر رسیدن به هدف جایگاه والای انسانیت، آموختن علم درست زندگی کردن، یاد گرفتن بخشش و خدمت، و آشنایی با دوستان و خدمتگزاران کنگره۶۰ که همچون بهشت گمشده بر روی زمین هستند؛ درسی که از این وادی زیبا گرفتم، درختان ایستاده میمیرند، پس ما هم باید در مقابل مشکلات و طوفانهای زندگی، سر خم نکنیم و استقامت داشته باشیم؛ هرگز نباید امیدمان را از دست بدهیم چرا که پایان شبه سیه سپید است.
به امید رهایی همه مسافران و همسفران کنگره
طراح سوال، ویرایش و مصاحبه کننده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا
- تعداد بازدید از این مطلب :
128