جلسه دوم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگر6 نمایندگی خیام نیشابوری به استادی همسفر شوکت، دبیری همسفر سمیه و نگهبانی همسفر فرزانه با دستور جلسه «وادی سوم «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۴ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در وادی سوم آمده است: «هیچ انسانی بهاندازه خودش به خویشتن خویش فکر نمیکند.» یعنی چه؟ یعنی من همسفر اگر به خودم و زندگیام فکر نکنم نمیتوانم در زندگی موفق باشم. در این وادی آمده است: رفتار نیک، پندار نیک و گفتار نیک. اگر من رفتار، گفتار و پندارم را در زندگی درست کنم هیچ وقت به مشکل نمیخورم. اگر با رفتارم بتوانم در خانه، در برابر بچههایم یا مسافرم درست برخورد کنم، وقتی مشکلی پیش میآید اگر آن را نادیده بگیرم و از کاه کوه نسازم، به مشکل بر نمیخورم. وقتی بچهام، مسافرم یا همسایهام فرقی نمیکند چیزی میگوید که من ناراحت میشوم نباید آن را بزرگ کنم.
در زندگی باید گذشت داشته باشم. اگر گذشت داشته باشم میتوانم زندگی موفقی داشته باشم و آن دختر و پسری که با من زندگی میکنند از من یاد میگیرند که باید گذشت داشته باشند. حرفی که به دلمان میآید، اگر از آن رد شویم، زندگی خیلی بهتر میشود. ما آمدهایم اینجا تا کارها و مشکلات زندگیمان را یاد بگیریم و حل کنیم. من شوکت آمدهام اینجا یاد بگیرم و اگر زندگیام مشکلی دارد نروم به مادر، پدر یا خواهرم بگویم؛ چون وقتی این مسائل را برای آنها تعریف میکنم، مسلماً تقصیر خودم را نمیگویم و میگویم مسافرم یا بچهام فلان حرف را به من زده است. آنها هم از من دفاع میکنند و میگویند: «اصلاً اجازه نداشته چنین حرفی بزند».
بعد من بیشتر ناراحت میشوم و به خانه برمیگردم و ناراحتی بیشتری درست میکنم؛ پس بهتر است بعضی مسائل را در دل خودمان نگه داریم و خودمان تلاش کنیم آنها را در زندگی برطرف کنیم. شاید اوایل زندگی نمیتوانستیم؛ ولی حالا آمدهایم کنگره و یاد گرفتهایم که باید این مسائل را حل کنیم و نرویم به اینوآن بگوییم؛ یعنی بار زندگیمان را روی دوش دیگران نیندازیم. من خودم میگویم وقتی کاری را بلد نبودم، اگر همسایه، مادر یا خواهرم آمد و آن را برایم انجام داد؛ باید آن کار را یاد بگیرم و همیشه از آنها نخواهم که بیایند برایم انجام دهند. شاید یک بار یا دو بار خراب کنم؛ ولی بعد یاد میگیرم و آن را درست میکنم؛ چون در زندگی خیلی کارها هست که شاید اول بلد نباشی، ولی وقتی تلاش میکنی، آنها را یاد میگیری. از کاه کوه نسازیم؛ این موضوع در زندگی خیلی اهمیت دارد. اگر کسی یک کلمهای گفت آن را بزرگ نکنیم.
یادم هست روزی یک همسایه داشتیم. با هم در کوچه بودیم. میگفت: «عروس من نمیگذارد پسرم به خانه من بیاید.» من گوش میکردم تا ببینم چه میگوید. بعد گفت: «من شنبه بازار بودم. عروسم از آن طرف به من نگاه کرد و فقط دستی بلند کرد. من ناراحت شدم و رفتم به شوهرم گفتم: دیدی عروست چهکار کرد؟ نیامد احوالپرسی کند، دیدی چهقدر بیاعتنایی کرد؟». من تا آخر گوش کردم. بعد شوهرش رفته بود مغازه پسرش و وقتی عروسشان از مغازه بیرونآمده بود تا احوال پدر شوهرش را بپرسد، او سوار ماشین شده و رفته بود. بعد عروس رفته بود جلو شوهرش گریه کرده و گفته بود: «بابایت به من بیاعتنایی کرده است». به آن خانم گفتم: «حاجخانم، ببخشید، شما الان 70 سالتان است و ما جای دختر شما هستیم. میدانید که شما از کاه کوه ساختهاید؟
اگر همان اول این موضوع را به شوهرتان نمیگفتید او هم این بیاعتنایی را نمیکرد. آیا این مسئله ارزشش را داشت که یک سال رفتوآمد نکنید؟» بعضی چیزها واقعاً مهم نیستند. یک همسایه داشتیم که میگفت: «وقتی عروس و داماد گرفتی، باید از چشم، کور، از گوش، کر و از زبان، لال بشوی.» اگر بتوانیم اینها را در زندگی کاربردی کنیم به خدا زندگیمان خوب میشود و هیچکس چیزی از ما به دل نمیگیرد. ما باید تلاش کنیم. حالا که آمدهایم اینجا اگر بلد نیستیم در زندگی چگونه با مسافرم، بچهام یا همسایهام برخورد کنیم؛ باید یاد بگیریم. اگر 14 وادی را به کار ببریم و سیدیها را گوش کنیم میبینیم هر سیدی برای زندگی ماست.
همین وادی سوم را به دخترم میگفتم؛ هر چیزی که در آن گفته میشود، برای زندگی من شوکت است و باید آنها را کاربردی کنیم. انشاءالله که بتوانم. من شوکت آمدهام اینجا که آموزش بگیرم. از همسفر اعظم تشکر میکنم که با صبوری این سیدیها را برای ما توضیح میدهند؛ باید این آموزشها را در زندگی کاربردی کنیم. از ایشان خیلی تشکر میکنم. من اوایل که آمده بودم، خیلی اذیتشان کردم؛ ولی ایشان مثل مادر و خواهر برای ما آموزش میدهند تا برویم در خانه آنها را کاربردی کنیم. اینطور نباشد که فقط بیاییم اینجا، گوش کنیم و یاد بگیریم؛ ولی وقتی به خانه رفتیم، همه چیز را کنار بگذاریم نه باید آنها را در زندگی اجرا کنیم.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

مرزبانان کشیک: همسفر سمیرا و مسافر علی
تایپیست: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
155