
اولین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گوجان به استادی همسفر صبا، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر هایده با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» در روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
وادی اول میگوید: با تفکر ساختارها آغاز میشود، خداوند انسان را بهگونهای خلق کرده است که برای تصمیمگیری باید ابتدا فکر کند اگر فکر نکند همه چیز رو به زوال می رود، وادی دوم میگوید: هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد، هیچ کدام از ما بیهوده نیستیم، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم، من موجود بیارزشی نیستم، من حتما برای هدف خاصی پا به عرصه هستی گذاشتهام.
وادی سوم میگوید: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان راجع به خویشتن خویش فکر نمیکند، جمله با باید شروع میشود و بهقول معروف مو لای درزش نمیرود و حکم فرما است و باید این را بدانم که هیچ کس به فکر من نیست این من هستم که باید تابلو زندگی و تقدیرم را نقاشی کنم و هیچ کس به جز خود من ضامن خوشبختی و آرامش یا بدبختی من نیست. در قرآن کریم یک جمله داریم که هیچ نفسی بار نفس دیگر را حمل نمیکند، در واقع میگوید هیچکس حال بد و تاریکیهای من را نمیتواند به دوش بکشد و حمل کند، من باید با تفکرسالم، تلاش و توکل به خدا مشکلاتم را حل کنم تا به مقصد برسم.
انسان اگر با همه کاوشگران ماهر همنشین باشد تا زمانیکه خودش جستجو نکند، به موضوع واقعی نمیرسد، اگر من تمام عمر با افراد تحصیلکرده زندگی کنم، باید خودم راه با سواد شدن را یاد بگیرم، اگر من تمام عمر عبادت کنم تا زمانیکه حرکت و تلاش نکنم خداوند به من کمک نمیکند، باید تواناییهای خودم را پیدا کنم و مسئولیت کارهایم را بپذیرم و از مشورت و آموزشها و تجربیات دیگران استفاده کنم، در پایان باز هم باید تصمیمگیری، حرکت و تلاش از خودم شروع شود و ادامه پیدا کند.
من با نگاه کردن به طبیعت باید به ابعاد گسترده برسم و چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشم و کلید مسیر اصلی راه خود را بیابم، آقای مهندس حسین دژاکام می فرماید: تمام مسائل از طبیعت الگو برداری میشود، در طبیعت میبینیم که درخت خشک در فصل بهار شکوفه و میوه میدهد و سرسبز میشود، از رودخانههای خشک دوباره آب جاری میشود، در مسیر زندگی من هم باید از گذرگاههای سخت و دشوار عبور کنم تا به انسانی کار آزموده تبدیل شوم.
من برای گذر از سختیها همیشه از دیگران انتظار داشتم که به من کمک کنند و بار را از دوش من بردارند، اگر صادقانه به خودم و زندگیام نگاه کنم، میبینم از همه انتظار داشتم، همه را مقصر میدانستم، غیر از خودم، همه ما میدانیم پا به عرصه هستی گذاشتیم تا آموزش بگیریم و برای حل مشکلاتمان تلاش کنیم پس نباید مشکلات را لعنت خداوند بدانیم آنها رحمت خداوند هستند، منتظر یک معجزه که مشکلاتم را یک شبه حل کند، نباشم.
این وادی میتواند نوید شروع زندگی و آغازی تازه باشد و به من میگوید: کلید و معجزه خودم هستم، برای خارج شدن از مشکلات و بنبستهای زندگی باید نیروهای درونی و نیروهای بازدارنده را بشناسم، بدانم که شیطان به زیباترین شکل ممکن در افکار و اندیشه من رخنه میکند و باعث میشود که من به ناامیدی و سکون دست پیدا کنم.
الفبای یادگیری و پایه و اساس زندگی مشکلات و رنج ها هستند، برای حل مشکلات و رنجها زمانیکه به دنبال راه چاره و درمان هستیم، آموزش میبینیم و تجربه، قدرت و آگاهی کسب میکنیم و انرژی میگیریم، انسان با تحمل رنج بیشتر، پتانسیل و دانش برای چالش های بزرگتر کسب میکند، همانطور که خواجه عبدالله انصاری میفرماید: من چه میدانستم مادر شادیها رنج است.
مرزبانان کشیک: همسفر فروزان مسافرعبدلله
تایپیست: همسفر صوفیه (مرزبان خبری)
عکاس: همسفر تارا رهجو همسفر سمانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر صوفیه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی گوجان

- تعداد بازدید از این مطلب :
316