من بعد از چند سال حضور و آموزش گرفتن در کنگره به این نکته مهم پی بردم که تمام منابع آموزشی کنگره60 با شناخت عمیقی از انسان نوشته شده و به صورت منسجم دارای نظم خاصی است به طوری که یک فرد معتادِ دارای خواست رهایی را در مسیر درمان در آغوش میگیرد و تا پایان راه همراهی میکند، این موضوعی بود که بدون آنکه خودم متوجهش باشم باعث جذب من به کنگره و روش درمانی آن شد.
ما در وادی اول آموزش میگیریم که به چه چیزهایی فکر کنیم و به چه چیزهایی فکر نکنیم، در ادامه وقتی با تفکر صحیح به درمان و مسیر آن بخواهیم شروع کنیم حس ناامیدی که از مهمترین حسها در نیروهای بازدارنده است سد راه ما میشود، آن وقت در وادی دوم میآموزیم که حتی اگر خودمان فکر کنیم که هیچ نیستیم باز هم اینطور نیست و از این پیچ مهم راه درمان عبور میکنیم، بعد از آن موضوع مهم دیگری با ماهیت (توقع داشتن از دیگران) که بین مصرفکنندههای خواهان درمان تفکر بسیار شایعی هم هست، گریبان ما را میگیرد، حالا باز هم کنگره به ما کمک میکند و در وادی سوم به ما آموزشی میدهد که چطور از این پیچ مهم و خطرناک هم عبور کنیم.

در این وادی به ما گفته میشود چه بخواهی و چه نخواهی، یک قانونی وجود دارد که میگوید هیچ کس به اندازه خود انسان به فکر او نیست، اصلاً نمیتواند که باشد، چون خلقت انسانها اینگونه است، گفته میشود تنها کسی که در نهایت میتواند به او کمک کند خودش است، اگر این پذیرفته شد همه چیز درست طی میشود چون تبدیل به قاعدهای برای حرکت در مسیر درمان میگردد، در غیر اینصورت تا پایان راه با توقع بیجا از دیگران کار درست پیش نمیرود و زندگی برای خودِ فرد و اطرافیانش جهنم میشود، البته اگر بتواند با این تفکرِ رها به پایان برساند که بعید است.
البته در همین وادی گفته شده کمک کردن دیگران در مسیر درمان ما قطعاً تأثیرگذار و نقش دیگران در درمان ما انکار ناپذیر است، اما نکته مهم دقیقاً همینجاست که نیروهای منفی هیچوقت در بدیهیات موجب فریب نمیشوند به طوری که گفته میشود شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشه انسان میشود، مکانیزم آن هم اینطور است که ابتدا تأثیر کمک دیگران را به ما یادآور میشود سپس به آرامی این تفکر را ایجاد میکند حالا که من پذیرفتهام درمان شوم دیگران باید دائماً به فکر من باشند و اگر نیستند ایراد از دیگران است وگرنه من که میخواستم درمان بشوم! همینجاست که درمان هنوز شروع نشده قطع و مجدداً تخریب شروع میشود.
از نظر من وادی سوم سه نکته خیلی مهم در بعد شناختی انسان به ما آموزش میدهد که نظیر ندارد، اول اینکه نیروی منفی درون خود ماست که به این شکلِ زیبا ما را منحرف میکند، دوم اینکه نباید این نیرو را دست کم بگیریم زیرا کارکرد این نیرو دقیقاً جلوگیری از خروج ما از تاریکیهاست و سوم اینکه اگر این را فهمیدیم و پذیرفتیم، آن وقت خروج از تاریکی آسان و حرکت در این مسیر برایمان دلچسب میشود زیرا از این پس هر دستاورد مثبتی و لو کوچک داشته باشیم محصول تدبیر و عملکرد خودمان است.
آموزشهای کنگره در تمام ابعاد زندگی به من کمک کرده این وادی یکی از موثرترین آموزشها برای خود من بوده و باعث شده قدرت بیشتری پیدا کنم و لذت بیشتری از زندگی ببرم، امیدوارم بتوانم به درستی قدر این آموزشهای بینظیر در کنگره 60 را بدانم.
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی حسنانی
- تعداد بازدید از این مطلب :
184