اولین جلسه از دوره هشتم کارگاهای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی آبیک با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر منوچهر و دبیری مسافر امیر حسین با دستورجلسه «وادی سوم وتاثیر آن روی من »روزیکشنبه سوم خرداد 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد: از نگهبان تشکر می کنم که استادی جلسه را واگذار نمود تا خدمت کنم .دستور جلسه وادی سوم است .به این فکر می کردم که این وادی چه چیزی را می خواهد به من بگوید .
در عنوان وادی می فرماید باید دانست ،این تنها وادی است که در کنگره با باید شروع می شود . یعنی من باید حتما این را بدانم که این وادی یک چیزی برای من دارد که من حتما باید آن را انجام بدهم ، که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند .
برداشت من از این وادی این است که ما قدم در راهی گذاشته ایم که این راه یک مسیر تازه ای است برای من ، یعنی تا قبل از این من نه این موضوع را میدانستم ، و اگر میدانستم هم به آن عمل نمیکردم. که بایستی چطور به زندگی و موضوعات نگاه بکنم که در زندگیم آرامش و صلح به وجود بیاد .
ما وقتی به طبیعت نگاه می کنیم همیشه با تلاش همراه بوده است.مثلاً آسفالت وقتی به جدول کنار خیابان میرسد از کنار آسفالت یک گیاه می روید.و آن کیاه در شرایط سخت به بقای خود ادامه می دهد خیلی از اوقات در محیطی قرار داریم که خیلی سخت است خیلی موقعیت نامناسبی است، ولی وقتی آن گیاه در آنجا می روید ، به من آموزش میدهد که همیشه باید در تلاش بود .
این تلاش هم فقط برای یک موضوع نیست بلکه همیشگی است و باید همیشه ادامه داشته باشد.ما در این وادی آغاز تازه داریم .من وقتی اعتیاد داشتم همیشه از همه طلبکار بودم ، هیچ وقت به خود نگاه نمیکردم و انتظار داشتم دیگران بیایند کارهای من را انجام بدهند، در صورتی که خود برای دیگران هیچ کاری انجام نمی دادم. و همیشه از دیگران انتظار داشتم. اما وقتی به این وادی رسیدم فهمیدم از این به بعد باید به خود اتکا کنی ، و هیچکس به اندازه خود من، به خودم فکر نمی کند .
از این که به صحبتهای من توجه کردید ممنونم.
تایپ: مسافر امین «لژیون سوم»
ویرایش، تنظیم و ارسال : مسافر علی «لژیون اول»
- تعداد بازدید از این مطلب :
131