هفتمین جلسه از دور سوم سری جلسات عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده، با نگهبانی مسافر مرتضی، استادی پهلوان راهنمای محترم مسافر احمد و دبیری مسافر مهدی، با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کردهام؟» روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، احمد هستم یک مسافر.
ابتدا پنج سال رهایی آقا حامد را صمیمانه تبریک عرض میکنم. بنده و ایشان در شعبه کاشمر در کنار یکدیگر بودیم و امیدوارم در آینده ایشان را در جایگاههای بالاتر ببینم و بتوانم همچنان در کنارشان آموزش بگیرم و کسب تجربه کنم.
خدا را شاکرم که وقتی جلسه آغاز شد، مشاهده کردم اکثر صندلیها توسط مسافران و همسفران پر شده و انرژی بسیار خوبی در بین دوستان جریان دارد. اوایل که برای استادی به شعب مختلف میرفتم، تصور میکردم باید آموزش بدهم؛ اما به مرور زمان و با پختگی بیشتر متوجه شدم که در این جایگاه، بیش از هر چیز باید آموزش بگیرم.
اما دستور جلسه؛ «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کردهام؟»
این دستور جلسه دارای چند واژه کلیدی و مهم است. نخست، علم کنگره.
امروز مسئله درمان اعتیاد در کنگره حل شده است و شاید برای ما موضوعی عادی به نظر برسد؛ اما در بیرون از کنگره و در بسیاری از نقاط جهان، هنوز اعتیاد یک معضل حلنشده محسوب میشود و چیزی تحت عنوان درمان اعتیاد، به معنای واقعی، وجود ندارد. این کنگره ۶۰ است که با یک پروتکل مشخص و در یک بازه ۱۰ ماهه، افراد را به رهایی و درمان میرساند.
این رهایی به این معناست که سفر اولی، در حالی که داروی OT شب خود را در جیب دارد، هیچگونه وسوسهای برای مصرف مواد ندارد و یا یک مسافر سفر دومی، حتی اگر در مکان و شرایط مصرف گذشته خود قرار بگیرد، دچار مشکل و لغزش نمیشود. این تنها بخش کوچکی از علم کنگره ۶۰ است.
بخش دیگر، درمان سیگار است. در بیرون از کنگره چیزی به نام درمان سیگار وجود ندارد و معمولاً افراد فقط مصرف را قطع میکنند؛ آن هم بهگونهای که شاید از هر صد نفر، تنها دو یا سه نفر بتوانند بدون سختی و فشار، آن را حفظ کنند. اما در کنگره، نیکوتین نیز طی یک پروسه ۱۰ ماهه درمان میشود و این نیز بخشی از علم کنگره است.
موضوع بعدی، بخش مالی دستور جلسه است. علمی که جناب مهندس طی ۲۷ یا ۲۸ سال به دست آوردهاند، باید بهگونهای به دیگران منتقل میشد و اینجاست که جنبه مالی اهمیت خود را نشان میدهد. طی این سالها، با ساخت و راهاندازی شعب متعدد در سراسر کشور و انتقال آموزشها توسط راهنمایان و سیستم آموزشی کنگره، این علم گسترش پیدا کرده است.
برای مثال، اگر در راهاندازی شعبه تربتحیدریه حمایتهای مالی سبد و سایر روشهای کمک وجود نداشت، چگونه این شعبه میتوانست شکل بگیرد و فعالیت کند؟
اما سؤال اصلی این است که ما برای استحکام این پایهها چه کردهایم؟
ممکن است فردی سبد را حمایت کند، سردار شود، دنور شود، پهلوان شود یا نشان بینشانی دریافت کند؛ اما آیا صرفاً این موارد به معنای استحکام بخشیدن است؟ به نظر من، موضوع فراتر از اینهاست.
جناب زرکش در این زمینه از مثلث عشق، عقل و ایمان صحبت میکردند. مثالی که همیشه در ذهن من مانده این است که ماسه بهتنهایی استحکام چندانی ندارد؛ اما زمانی که با سیمان ترکیب میشود، تبدیل به سازهای محکم و مقاوم میگردد. در کنگره، آن سیمان برای من همان عشق، عقل و ایمان است.
بنابراین زمانی که من در هر زمینهای، مانند لژیون سردار، مشارکت میکنم، باید این عشق، عقل و ایمان در وجودم باشد. وقتی پهلوان میشوم، این اقدام در بخش مالی کنگره تأثیرگذار است؛ اما زمانی که بتوانم دیگران را نیز تشویق کنم تا وارد مسیر دنور، سردار و پهلوانی شوند و افراد بیشتری در این مسیر حرکت کنند، آنجاست که در استحکام پایههای مالی کنگره نقش ایفا کردهام.
ابتدا باید خودم به عشق، عقل و ایمان برسم و سپس کمک کنم دیگران نیز به این جایگاه برسند.
لژیون سردار را در کنگره حتماً جدی بگیرید؛ زیرا بخش مهمی از جهانبینی کنگره در همین لژیونها شکل میگیرد. هیچگاه نگاه معاملهای به لژیون سردار نداشته باشید؛ اینکه مثلاً مبلغی پرداخت کنیم و انتظار چند برابر آن را داشته باشیم. لژیون سردار آمده است تا بسیاری از بندها و وابستگیها را از گردن ما باز کند و انسان را به رهایی نزدیکتر سازد.
در پایان، از همه شما عزیزان که اجازه دادید در این جایگاه حضور داشته باشم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم، صمیمانه سپاسگزارم.

تصویربردار: مسافر امین، لژیون هفتم
تایپ: مسافر عطا، لژیون چهارم
ارسال خبر: مسافر محسن، لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
38