English Version
This Site Is Available In English

راه‌حل مشکلات در درون ماست

راه‌حل مشکلات در درون ماست

جلسه چهارم از دوره بیست و نهم کارگاه‌های آموزشی‌ خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خمین به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر فهیمه و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه « وادی سوم و تاثیر آن روی من(باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.)» روز یکشنبه ۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر توفیق حاصل شد تا در این جایگاه خدمت کنم. همچنین به نگهبان و دبیر محترم خدا قوت می‌گویم. اما در مورد دستور جلسه، امروز به من گفتند وقت کم است و وقت بیشتری ندارید؛ در حالی که درباره این وادی مطلب بسیار زیادی وجود دارد. امیدوارم در این زمان کوتاه بتوانم آنچه را مدنظرم هست بیان کنم.

وادی سوم به ما می‌گوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. وادی سوم تنها وادی‌ای است که با کلمه تأکیدی «باید» شروع می‌شود و این بایدها و نبایدها مانند قوانین زندگی هستند. حالا ما چه آن‌ها را انجام بدهیم و چه انجام ندهیم، در این وادی به ما گفته می‌شود که هیچ‌کس به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. اولین مشکلی که ما داشتیم این بود که اصلاً به فکر خودمان نبودیم و به خودمان فکر نمی‌کردیم. چرا؟ به خاطر یک‌سری آموزش‌های اشتباهی بود که به ما داده بودند و می‌گفتند اگر تو در این شرایط هستی و اگر مشکلات زیادی داری، سرنوشت تو همین است و باید بسوزی و بسازی. اما در کنگره به ما یاد دادند که یک‌سری آموزش‌ها را بگیریم، از آن‌ها استفاده کنیم و آن‌ها را عملیاتی کنیم تا بتوانیم با این آموزش‌ها، زندگی‌ای را که دوست داریم و آن زندگی قشنگ را برای خودمان بسازیم. اگر نگاه کنیم، تا قبل از اینکه به کنگره بیاییم، همه‌اش دنبال این بودیم که یک نفر بیاید و مشکلات و مسائلی را که ما درست کرده بودیم برایمان حل کند. به جای اینکه خودمان را تغییر بدهیم و مشکل را در درون خودمان حل کنیم، همیشه دنبال این بودیم که تقصیر را گردن دیگران بیندازیم. چرا؟ چون می‌خواستیم آدم‌های اطرافمان و محیط اطرافمان را تغییر بدهیم؛ اما هرچه تلاش می‌کردیم، هیچ چیز تغییر نمی‌کرد و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد، چون متوجه نشده بودیم که همه چیز در درون خودمان است.


الان باید یاد بگیریم که چراها را تبدیل به چگونه کنیم. منِ زهرا، من نوعی، می‌گفتم چرا باید این‌قدر بدبخت باشم؟ چرا شوهر من باید مصرف‌کننده باشد؟ چرا فلان مشکل برای من اتفاق افتاده؟ اما وقتی این چراها تبدیل شد به چگونه و وقتی این چراها را از خودمان می‌پرسیم، یک عالمه جواب به ما داده می‌شود که به این دلیل و به آن دلیل تو بدبختی، به این دلیل شوهر تو مصرف‌کننده شده است. اما وقتی می‌آیم و از خودم می‌پرسم چگونه من می‌توانم آدم خوشبختی باشم؟ چطور می‌توانم زندگی بهتری داشته باشم؟ اینجاست که ایده‌ها و راهکارهایی به من داده می‌شود. اینجاست که فرق می‌کند از خودم بپرسم چرا یا چگونه. حالا زمانی که این چراها را از خودمان می‌پرسیم، به دنبال مقصر هستیم. در آن صورت آدم‌های اطرافمان مقصر می‌شوند و باید مشکلات ما را حل کنند. اما این‌طور نه‌تنها مشکلات ما حل نمی‌شود، بلکه قفلی روی قفل‌های دیگر ما زده می‌شود. اما از الان به بعد باید این را متوجه شده باشم و بفهمم که تمام وادی‌ها برای من شاه‌کلید هستند و کلیدهایی برای قفل‌هایی که ساخته‌ام به من می‌دهند.


ما هم که، ماشاءالله، خودم را می‌گویم، تا قبل از اینکه وارد کنگره شوم قفل‌ساز حرفه‌ای بودم؛ اما با این آموزش‌ها یاد گرفتم که الان باید کلیدساز باشم. هر سی‌دی که می‌آید و هر آموزشی که به من داده می‌شود، یک کلید برای من است تا بتوانم آن قفل‌ها را باز کنم. حالا دیگر باید بدانم که تحت آموزش قرار بگیرم، بپذیرم و پذیرش داشته باشم. درست است که برای اینکه بخواهم پذیرش داشته باشم شاید سخت باشد، چراکه مسیر و راه سخت است و باید از یک‌سری گذرگاه‌ها عبور کنم؛ اما زمانی که پذیرفتم، یعنی یک‌سری از ضد‌ارزشی‌ها را در درون خودم پرورش داده‌ام، باید بپذیرم که مشکل دارم و یک‌سری ایرادها دارم و باید آن‌ها را جایگزین کنم. آن ضد‌ارزشی‌ها باید کنار بروند و به جای آن یک‌سری ارزش‌ها را در خودم پرورش بدهم. این باعث می‌شود من تغییر جایگاه بدهم، از این نقطه‌ای که هستم صعود کنم. حالا اگر پذیرفتم، صعود می‌کنم؛ اما اگر خواستم در دنیای تاریک خودم و در ضد‌ارزشی‌ها بمانم، محکوم به سقوط می‌شوم.

وقتی اینجا به ما گفته می‌شود دوربین را از روی دیگران بردار و روی خودت بچرخان و بدان تو برای درمان خودت به کنگره آمدی، نه برای مسافرت، این‌ها همه باعث رشد و ارتقای من می‌شود. در اینجا وادی سوم مسئولیت دادن به خودمان است. اگر دنبال توانایی‌های خود نرویم، داشته‌های خودمان را نبینیم و انسان شاکری نباشیم، به انسانی کافر تبدیل می‌شویم و کفر می‌ورزیم. در کل، وادی سوم می‌خواهد به ما بگوید که همه چیز خود تو هستی؛ پس دنبال خودت باش و درون خودت دنبال راه‌حل باش، هیچ چیز بیرون از تو نیست. به قول آقای مهندس، ما به دنیا آمدیم تا روش حل مشکلات را کشف کنیم و با این مشکلات است که بزرگ‌تر می‌شویم. می‌توانیم مشکلات را تبدیل به پله کنیم و از آن بالا برویم.  در یک جایی، همه می‌توانیم کاری کنیم که همان مشکلات باعث سقوط ما شوند.

رهایی همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مهتاب از لژیون دوم

مرزبان کشیک: همسفر زینب
تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر معصومه
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خمین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .