وجود ناآرامیها نشان دهنده کاشت بذرهای نادرست است که ما کاشتیم و میتوانیم با تفکر صحیح و کمک گرفتن از عقل سلیم در مسیر درست، دوباره و به آرامی حرکت کنیم؛ برای این کار مستلزم یادگیری و آموزش گرفتن هستیم تا کلیدهای مسائل خودمان را پیدا کنیم. وادی سوم ما را با خودمان و دنیای درونمان آشنا میکند، متوجه نیروهای درونمان میشویم و به آگاهی میرسیم که برای خروج از مشکلات تا رسیدن به صلح، آسایش و سلامتی بایستی مسئولیت کارهای خود را برعهده بگیریم؛ تفکر و کوشش نماییم و تصمیمگیری درست را انجام بدهیم؛ همچنین ما را به فکر میاندازد که به جای تکیه بر دیگران به خودمان و تواناییهای خود امیدوار باشیم و روی پای خودمان بایستیم و زندگی را زندگی کنیم.
در باب این دستور جلسه در خدمت راهنمای تغذیه سالم همسفر سهیلا هستیم تا از تجربیات ایشان آموزش بگیریم. همسفر سهیلا به همراه مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی مسافر تریاک خوراکی و کشیدنی وارد کنگره۶۰ شدند؛ به مدت ۲ ماه و ۲۵ روز به روش DST و شربت OT و با راهنمایی مسافر علی و همسفر فاطمه سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره فوتبال و همسفر والیبال است. TDS مصرفی ۳ سیسی میباشد.
وادی سوم با تأکید بر مفهوم پذیرش، آگاهیهایی ارزشمند را در اختیار همسفران قرار میدهد. از نگاه شما، پذیرش چه جایگاهی در مسیر رشد و تغییر انسان دارد و چگونه میتواند نگرش فرد را نسبت به زندگی دگرگون کند؟
من در کنگره۶۰ آموختهام که اول برای حل مشکل خودم به کنگره میآیم؛ دوم به عنوان یک همسفر فکر میکنم اگر هر کس این را پذیرفته باشد که خودش بیشترین مسائل و مشکلات را دارد، نوع نگرش او نسبت به زندگی کاملاً عوض میشود و دائم دوربین را روی خودش میاندازد که یکییکی مشکلات و مسائل خود را حل کند؛ پذیرش، بالاترین جایگاه در مسیر رشد و نگرش فرد نسبت به زندگی میباشد.
لطفا دیدگاه خود را درباره این جمله بیان فرمایید: «هیچ نفسی بار نفس دیگری را بر دوش نمیکشد.» این نگاه چه تاثیری بر مسئولیتپذیری و نوع نگرش انسان به زندگی دارد؟
انسان را به تفکر میاندازد که چگونه میتواند هم در این بعد و نیز در بعد پس از مرگ از زندگی خوبی برخوردار باشد؛ در نتیجه این تفکر، تصمیم میگیرد که برای از میان برداشتن مسائلی که دارد خودش برای حل آنها تلاش و کوشش کند نه دیگری؛ این یعنی مسئولیتپذیری که هر نفس، خودش باید بار خود را به دوش بکشد.
در وادی سوم از «ناامیدی و سکون» و در نقطه مقابل از «امید، حرکت و تلاش» سخن گفته شده است. لطفاً از تجربههای خود، پیش و پس از ورود به کنگره بگویید که چگونه تغییر نگرش میتواند انسان را از رکود به سوی حرکت هدایت کند؟
قبل از ورود به کنگره۶۰ زندگی برای من هیچ جذابیتی نداشت؛ ناامید و افسرده بودم و بیشتر اوقات گریه میکردم؛ فکر میکردم که زندگی من تباه شده و هیچ حسی به جهان پیرامونم نداشتم؛ تصور میکردم که دنیا برای من یک زندان است که دائم در مشکلات، رنج و سختیها گرفتار شدهام؛ ولی بعد از ورودم به کنگره۶۰ و لژیون پنجم با آموزشهای ناب راهنما نگاه من نسبت به همه چیز عوض شد؛ ایمان و باورم به خداوند قویتر شد و متوجه شدم که باید حرکت کنم؛ امیدوار باشم که با تفکر سالم، صبر و استقامت میتوانم به تدریج مشکلاتم را برطرف کنم. خدا را شکر امروز از آسایش و آرامش نسبی برخوردار هستم و حس من به جهان پیرامونم کاملا عوض شده؛ زیرا پایان شب سیه، سفید است.
با توجه به اینکه شما راهنمای تغذیه سالم هستید، چگونه میتوان مسئله اضافه وزن را ابتدا پذیرفت و سپس در مسیر درمان آن قدم برداشت؟ چه نقشی برای آگاهی و پذیرش در این فرایند قائل هستید؟
به فرموده آقای مهندس: انسان باید بپذیرد که در اثر عدم آگاهی و بلد نبودن روش تغذیه، جسم خود را دچار مشکلات متعددی کرده است و اگر بلد بود، الان دچار اضافه وزن یا کمبود وزن نمیشد. اگر کسی میخواهد به سلامتی برسد، باید بپذیرد که بلد نیست و فرمانبردار آموزشهای تغذیه سالم آقای مهندس به روش دژاکام و آموزشهای راهنمای تغذیه باشد؛ حتما در مسیر درمان صحیح قرار میگیرد که به جز کنگره۶۰ در هیچ جای جهان وجود ندارد؛ همچنین این روش نقش بسیار مؤثری در به تکامل رسیدن نفس انسان دارد.
با توجه به اینکه در وادی سوم عنوان میشود: «در حل مشکلات خود، بالاترین نقش بر عهده خود ما است» یک همسفر چگونه میتواند میان مسئولیتپذیری و پذیرش مرز درستی ایجاد کند و در موضوع اعتیاد یا درمان فرد مصرفکننده، نقش متعادل خود را بشناسد؟
یک همسفر نباید مسافرش را به سفر کردن مجبور کند یا در دارو خوردن مسافرش، سیدی نوشتن و... مداخله بکند؛ به عبارتی نباید برای او مانند معلمی باشد که دائما سخنرانی میکند؛ همسفر باید به درمان خود بپردازد، به تغذیه رسیدگی کند و آرامش را در خانواده ایجاد کند؛ یک همسفر خوب نباید هیچ نقشی را فدای نقش دیگری بکند، باید در مسئولیتپذیری تعادل داشته باشد و بپذیرد که بار مسئولیت هر کس بر عهده خودش است.
به نظر شما چه عوامل بازدارندهای میتوانند مسیر آموزش و رشد انسان را با مانع روبهرو کنند؟ و انسان چگونه میتواند از این موانع عبور کند؟
ترس، ناامیدی، منیت، نداشتن شناخت و آگاهی میتوانند عوامل بازدارنده در مسیر رشد انسان باشند؛ زیرا انسان باید نیروها را بشناسد و با بهدست آوردن دانش، آگاهی کامل، امیدواری و با عقل سلیم به آرامی بدون تشنج و شتاب زدگی عمل کند؛ نردبانی را که به اشتباه پلهپله بالا رفته به مرور زمان به درستی پلهپله پایین بیاید.
آیا به این باور رسیدهاید که مثبتاندیشی در زمان مشکلات، میتواند نیرویی برای عبور از بحران باشد؟
بله صددرصد من این را باور دارم برای مثال در زمانی که مشکلات متعددی داشتم، مشاهده کردم که به توصیه راهنماهایم در مورد مشکلاتم نکات و جملات مثبتی را نیز به کلام و به قلم نیز با تمام وجودم مثبت بیاندیشم و به کار ببرم توانستم از مشکلاتی که داشتم عبور کنم؛ چون افکار و اندیشه خودم را کائنات و هستی به خود من بر میگردانند؛ به اعتقاد من مشکلات نیز یک نوع مکمل برای ساخته شدن انسان در زندگی و حیات هستند.
در مسیر رسیدن به حال خوب، تا چه اندازه توانستهاید از افرادی که حضورشان برای شما آزار دهنده است فاصله بگیرید؟
برای رعایت کردن و حفظ فاصلهها من در مسیر صراط مستقیم قدم برمیدارم و لازم نیست که من از این افراد فاصله بگیرم؛ زیرا آنها خودشان از من فاصله میگیرند؛ چون میبینند که دیگر هیچ اثری در خراب کردن حال من ندارند؛ بنابراین به خودی خود بین ما فاصله ایجاد میشود و اطراف من خالی از کسانی میشود که برای من آزار دهنده بودند در نتیجه به حال خوب میرسم.
چقدر در زندگی با واژه تقدیر کنار آمدهاید؟ چقدر توانستهاید درک کنید که زندگی اکنون خود، چه خوب و چه بد را قبلا خودتان با عملکرد خود ساختهاید؟
بخشی از تقدیر ما میتواند همان نامه پیشین ما باشد یا مشکلاتی که مربوط به ژن ما میباشند که آنها دست خودمان نیستند؛ ولی کارهای خوب یا بدی که من در گذشته انجام دادهام بذرهایی هستند که من در گذشته کاشتهام و امروز باید محصول را برداشت کنم؛ اما من میتوانم با قرار گرفتن در مسیر ارزشها تقدیر خودم را کاملاً عوض کنم و تبدیل به بهترین تقدیر بکنم.
در پایان، بسیار خرسندم که جناب مهندس بزرگوار این وادیها را برای آموزش ما قرار دادند؛ وادی سوم ما را به دانایی و پذیرفتن نزدیک میکند و میآموزد که زندگی سراسر آموزش است؛ ما را بزرگتر، آگاهتر و ارزشمندتر میسازد.
طراحان سوال: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم) و همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
تنظیم کننده: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
125