English Version
This Site Is Available In English

انسان خودش تنها مسبب بوجود آوردن مشکلات و جوابگوی آن‌هاست

انسان خودش تنها مسبب بوجود آوردن مشکلات و جوابگوی آن‌هاست

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ   ای هیچ،برای هیچ بر هیچ مپیچ
قبل از سخن، حمد و ستایش خدایی را که جلوی راه پایم مسیر مقدس کنگره۶۰ را قرار داد پس از گوش کردن به سی‌دی وادی سوم دلم برای مسافر بینوایم سوخت؛ چون متوجه شدم از زمانی که مسافرم راه مواد مخدر را در پیش گرفت من تمام مشکلات دنیا را از چشم او می‌دیدم و هر زمانی که زندگی بر من تنگ می‌شد من هم در ذهن آشفته و بیمارم او را در رینگ بکس ذهنم می‌کشاندم و صدها مشت به او می‌کوبیدم و او هم مظلومانه فقط به من می‌نگریست و من شادمان به ظاهر پیروز این مسابقه بودم و به روایتی دلم خنک می‌شد از این فکر پوچ و چه بسا من نجمه باعث معتاد شدن مسافرم شده بودم چه آگاهانه و چه با اعمال و رفتارم کسی چه می‌داند.

حال با توجه به سخنان آقای مهندس فهمیدم تمامی مشکلات و یا تمامی مسائلی که برای هر انسانی اتفاق می‌افتد انسان‌ها خود به تنهایی آن‌ها را انجام می‌دهند و فقط خود شخص باید جوابگوی آن‌ها باشد حال چه خوب یا بد، چه درست یا نادرست و چه ثواب یا گناه. من اگر مسئولیتی را قبول می‌کنم خودم باید آن را به نحو احسنت انجام دهم؛ زیرا در قبال آن کار خودم مسئولم. در زندگی قبل از کنگره در آن زندگی به ظاهر زندگی و چه بهتر است که بگویم آن مردگی، همه چیز سیاه و تاریک بود و شاید آن خاکستر و دود باعث شده بود ذهن من گرفته و تنگ و تاریک شود و مانند انسانی شده بودم که می‌خواهد تمام مشکلات را بر گردن دیگری بیندازد تا خودش را از زندانی شدن و جرم و مجازات تبرئه کند.

زندگیم تنها چیزی که داشت ناامیدی بود خدا را فراموش کرده بودم و فقط دنبال مقصر می‌گشتم و زندگی را تمام شده می‌دیدم؛ اما آقای مهندس فرمودند: انسان در هیچ زمانی نباید ناامید شود این کلام روزنه نوری بود در بیابان ظلمات افکارم که اگر مریضم، اگر به آخر خط رسیده‌ام، اگر دلم از زمین و زمان گرفته باید بدانم و باور داشته باشم که خدا هم است، مهربانی و رحمت خداوند مهربان هم است، امید و ایمان به خداوند هم است و بعد از رعد برق و صدای وحشت آور، صدای شرشر باران و بوی دل آرام باران هم است. در زندگی همیشه بیماری و ناراحتی است، اما باید بدانیم بعد از مسیر طولانی بیابان‌ها و گذر از کوه‌های سخت و ناهموار بلاخره به دریای بیکران و جنگل‌های سبز و خرم می‌رسیم و به فرمایش آقای مهندس هرگز نباید اجازه دهیم ناملایمات ما را از پا بیندازند؛ زیرا درختان ایستاده می‌میرند.
روزها فکر من این است و همه شب سخنم    که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود    به کجا می‌روم آخرننمایی وطنم ‌

نویسنده: همسفر نجمه(ص) رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
رابطه خبری: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
نمایندگی همسفران کریمان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .