زمانیکه به وادیهای کنگره نگاه میکنم، بیشتر متوجه میشوم چقدر این مسیر با نظم و حساب شده است. هر وادی پلهای برای رسیدن به یک فهم عمیقتر از خودمان و جهان است. وادی اول به من میآموزد قبل از هر کاری بایستی تفکر کنم؛ چراکه بدون تفکر هیچ ساختار و کار درستی شکل نمیگیرد.
وادی دوم هم این آگاهی را در من زنده میکند که هیچ مخلوقی بیهوده آفریده نشده و خالق حکیم، هیچ موجودی را بدون دلیل خلق نکرده است، پس من هم به عنوان اشرف مخلوقات بیهدف به این دنیا نیامدهام؛ چراکه در غیر این صورت حکمت خداوند زیر سؤال میرود.
در این مرحله است که وادی سوم برای من معنا پیدا میکند؛ زیرا زمانیکه متوجه شدم بیهوده خلق نشدهام بایستی به خودم برگردم، به خویشتن خویش فکر کنم و به عمق وجودم آگاه شوم، جستوجو کنم که چه کسی هستم، برای چه به این هستی آمدهام و چه تواناییهای در درون من پنهان شده که هنوز کشفش نکردهام.
وادی سوم در واقع من را از نگاه بیرون به نگاه درون دعوت میکند. یعنی میگوید اکنون که متوجه شدهای خلقتت بدون حسابوکتاب نبوده، زمانش فرا رسیده که خود را جدی بگیری و شهر وجودی خود را بشناسی و نسبت به وجود خویش مسئول باشی. در عین حال این را هم بدانی که برای تو هیچکس از خودت دلسوزتر نیست و هیچکس به اندازه خودت نمیتواند ناجی تو باشد.
بیشتر اوقات حواسمان به اطرافیان هست جز خودمان؛ به همه مینگریم، نظر میدهیم، قضاوت میکنیم، اما از درون خودمان غافل هستیم، در حالی که بزرگترین سفر انسان، سفر به درون خودش است. وادی سوم برای من مثل یک آینه است؛ آینهای که باعث شد خودم را ببینم، نه آنگونه که دوست دارم؛ بلکه آنگونه که واقعاً هستم. این نگاه شاید در ابتدا سخت باشد؛ چراکه روبهرو شدن با خود واقعی همیشه راحت نیست، اما همین صداقت با خود رشد و روشنایی به همراه دارد.
به نظر من وادی سوم تنها درباره فکر کردن به خود نیست؛ بلکه درباره شناخت، پذیرش و بیدار شدن است. یعنی من متوجه شوم چه خصوصیاتی در من سالم و نورانی و چه خصوصیات و اخلاقیات نیاز به درمان، آموزش و اصلاح دارد. زمانیکه انسان خودش را بشناسد، کمتر سردرگم میشود؛ زیرا بسیاری از گمگشتگیهای ما از جایی شروع میشود که بیرون از خودمان به دنبال آرامش هستیم.
وادی سوم به من آموخت اگر بخواهم به رهایی برسم. بایستی از سطح عبور کنم و به عمق بروم، از ظاهر عبور و به حقیقت خویش نزدیک گردم و تا زمانیکه با خودم صادق نباشم، نه تفکرم درست میشود و نه راهم. این وادی به من میگوید: تو تنها یک جسم نیستی؛ تو یک حقیقت در حال کشف شدن هستی. پس خودت را بشناس، چون کلید روشنایی در درون خود تو نهفته است.
نویسنده: همسفر غزل رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
عکاس:همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر آیسان (لژیون نهم)
ارسال همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1186