سومین جلسه از دور سوم سری کارگاه های خصوصی کنگره60 نمایندگی هشتگردبه استادی مسافرفرهاد، نگهبانی مسافر تورج و دبیری مسافرحمید، با دستور جلسه وادی سوم و تاثیر آن روی من روز یکشنبه3 خرداد ماه 1405 ساعت 17:00آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر، خداوند بزرگ را شاکرم که فرصت خدمتگزاری این جایگاه را داد تا آموزش بگیرم.دستور جلسه وادی سوم و تاثیر آن روی من است، در سی هفته چشم سر جناب مهندس یک صحبتی می کنند که خیلی جالب است و این است که یک فرقی هست بین کسی که به کنگره می آید و فردی که می خواهد، چه چیز را می خواهد؟ به درمان رسیدن و درست زندگی کردن، سالم زندگی کردن بدون مصرف مواد مخدر و بدون خلاف زندگی کردن و آرامش داشتن.
حالا وقتی انسان می خواهد به همچین مرحله ای برسد چه کار باید بکند؟ در کنگره 60 م شروع می کنیم وادی ها را یاد گرفتن برای همین چیزا یعنی ما آموزش می بینیم از وادی اول آموزش میبینیم و یک سری چیزها را آموزش گرفتن و آگاه شدن و متوجه می شویم و یک سری ویژگی ها را به عنوان انسان داریم و یاد می گیریم که از این آموزش ها استفاده بکنیم.
در وادی سوم عنوان می کند که باید بدانیم که خود کلمه باید یک تاکید است، باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند. این کلمه خویشتن خویش خودش کلی معنا و مفهومی دارد، هر انسانی خودش می تواند به حال خودش فکر کند و تاثیری که روی من می گذارد.
بنده این را یاد گرفتم که اگر قرار است درست زندگی بکنم اول باید به خودم فکر بکنم و اشکالم را پیدا بکنم، اینکه آدم مشکل خودش را پیدا بکند خیلی کار مهمی است، یک بار در زمان سفر اولم که مربوط به 21 الی 22 سال پیش است از من پرسیده شد که اشکال تو چیست؟ من هم گفتم هیچ اشکالی ندارم الان که فکر میکنم آن زمان خیلی داغون بودم که این را گفتم که هیچ اشکالی ندارم، بعد از این همه سال هنوز که هنوزه به کنگره می آیم تا اشکالاتم را برطرف بکنم و چیزهای جدید یاد بگیرم.
چرا این حرف را زدم ؟ چون بدانم که برای چی به کنگره می آیم این حرف را زدم که بدانم ایراد کارم کجاست و ایراد کار را پیدا کنم، وقتی ایراد کار را پیدا کردم فکر می کنم راجع به ایرادم.به عنوان مثال من شبها راحت نمی توانم بخوابم، وقتی آدم شروع می کند به فکر کردن راجع به این موضوع گویی بیشتر راه را انجام داده و این خود آدم است.
.jpg)
که خودش را می شناسد و درست است که باید با راهنمایش راجع به این موضوع مشورت کند ولی خود آدم خودش را بهتر می شناسد و کمی که فکر کنم متوجه می شوم که بعد از ظهر ها می خوابم و دلیل بی خوابی م این است، این را به عنوان مثال گفتم که آدم به همین راحتی می تواند راجع به کار و زندگی خودش فکر کند و ابراد خودش را پیدا بکند و بعد راه حل مشکلش را پیدا کند.
با دیدگاه امروز من مصرف فلان مواد مخدر را داشتم و امروز هوس فلان ماده مخدر را بکنم که این خودش یک بهانه است که مواد مخدر مصرف بکنم یا مثلا در لژیون سیگار می گویند که من یک نخ سیگار کشیده ام، این یک بهانه است و بعد بعضی وقت ها توجیه به این شکل است که بیایم قانونی اش بکنم من قرار است نیکوتین خوراکی استفاده بکنم حالا روزی یکی دو نخ سیگار بکشم بیام این را قانونی بکنم و این را به راهنما می گویم و در خودم حس غرور دارم و این وقعا اشتباه است
تایپ: مسافرعلی لژیون سوم
تنظیم و ارایه : مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
36