English Version
This Site Is Available In English

بازگشت به خویش از مسیر وادی سوم

بازگشت به خویش از مسیر وادی سوم

همسفر بهجت:
وادی سوم برای من یک یادآوری مهم است که زندگی را باید با فکر و مسئولیت پیش برد. این وادی به من می‌گوید خیلی از گرفتاری‌هایی که در زندگی دارم، از خودم شروع می‌شود؛ از تصمیم‌هایی که بدون فکر می‌گیرم، از انتظاراتی که از دیگران دارم و از این‌که گاهی به جای اصلاح خودم، منتظر می‌مانم کسی بیاید و مشکل مرا حل کند.

من در این مسیر یاد گرفته‌ام که هر انسانی باید سهم خودش را در زندگی بپذیرد، اگر جایی اشتباه کرده‌ام نباید فقط دیگران را مقصر بدانم اول باید به خودم نگاه کنم، فکر کنم و ببینم کجا کوتاهی کرده‌ام. وادی سوم به من می‌گوید کلید خیلی از درهای بسته در دست خودم است، نه در دست دیگران.

در کنگره آموختم که دعا کردن و توکل کردن خیلی ارزش دارد، اما در کنار آن باید حرکت هم داشته باشم، یعنی فقط نگوییم خدایا درستش کن بلکه بگوییم خدایا به من فهم و قدرت بده تا خودم بتوانم درستش کنم. این نگاه به من آرامش می‌دهد چون به جای گله‌مندی، من را به تلاش و آگاهی دعوت می‌کند.

این وادی همچنین به من یاد می‌دهد که هیچ‌کس به اندازه خودم به من فکر نمی‌کند پس باید روی پای خودم بایستم، از تجربه‌های تلخ و شیرین خود در زندگی درس بگیرم و برای رسیدن به آرامش مسئولیت اعمال خود را بپذیرم. زمانی‌که انسان مسئولیت خودش را قبول کند کم‌کم از سرزنش، وابستگی و ناراحتی دور می‌شود و به آرامش نزدیک‌تر می‌گردد.

همسفر عذرا:
وادی سوم می‌گوید: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. وقتی می‌گوید باید، یعنی هیچ عذر و بهانه‌ای باقی نمی‌ماند یعنی همه‌چیز دست خود ماست.

انسان می‌تواند همه‌ کارها را یاد بگیرد، کارهای خوب را یاد بگیرد و از انجام کارهای بد دوری کند، پس خودمان را گول نزنیم که ما نمی‌توانیم. ما باید مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم و مشکلات و مسائل زندگی خودمان را حل کنیم.

هرکسی که انتظار داشته باشد دیگران مشکلات و مسائل زندگی‌اش را حل کنند، همیشه در‌جا می‌زند و به آرامش نمی‌رسد. ما باید به طبیعت بنگریم و از طبیعت الگو بگیریم؛ که چطور یک درخت در زمستان خشک است ولی همان درخت در بهار جوانه می‌زند و پر از شکوفه می‌شود و در تابستان میوه می‌دهد.

ما باید مسیر اصلی را پیدا کنیم؛ یعنی با تفکر راه را پیدا کنیم و مشکلاتمان را یکی‌یکی برطرف نماییم. اگر مسیر را پیدا نکنیم و بخواهیم با اجبار مشکلاتمان را حل کنیم،  نه‌تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه با مشکلات بزرگ‌تری هم برخورد می‌کنیم. هیچ‌وقت نباید امیدمان را از دست بدهیم.

ما باید خودمان را قوی کنیم تا بتوانیم نیروهای شیطانی را خنثی کنیم. اتفاق‌های منفی گاهی اوقات باعث می‌شوند که ما ناامید بشویم، اما هیچ‌وقت نباید امیدمان را از دست بدهیم زیرا پایان شب سیه، سپید است.

همسفر مریم:
وادی سوم با کلمه باید آغاز می‌شود؛ وادی‌ای که به ما یادآور می‌شود هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. این قانون به من آموخت که هر کس باید مسئولیت زندگی خود و گره‌های آن را بر عهده بگیرد.

اگر امروز درگیر سختی‌ها و رنج‌ها هستیم، گریزی نیست جز اینکه با قدرت از این گذرگاه‌های سخت عبور کنیم. اما چطور؟ با بهره‌گیری از آموزش‌ها و تبدیل دانایی به دانایی موثر این کار امکان‌پذیر است.

اگر ما همچنان درگیر مسائل و مشکلات هستیم، این ریشه در تفکرات و اندیشه‌های نادرست ما دارد. نیروهای تخریبی و بازدارنده همواره به زیباترین شکل ممکن در ذهن ما ظاهر می‌شوند و دائم در حال القای پیام‌های منفی هستند تا ما را از مسیر خارج کنند.

من به عنوان یک مادر و همسر، مسئولیت‌هایی در قبال زندگی‌ام دارم که باید به بهترین نحو آن‌ها را به انجام برسانم. پس چگونه ممکن است روزی از زیر بار این مسئولیت‌ها شانه خالی کرده، روزها را به اجبار سپری کنم و در قعر تاریکی و ناامیدی فرو روم؟

عوامل زیادی برای ناامیدی من وجود داشت؛ در ابتدا اعتیاد مسافرم و سپس مصیبت از دست دادن عزیزی که درد و رنج بی‌شماری برایم به همراه داشت. اما حضور در کنگره، نوری در دلم روشن کرد و مرا به سوی روشنایی سوق داد. کنگره مرا به خودم بازگرداند.

اکنون زمان آن است که جبران خسارت کنم؛ باید برای آرامش خودم، آموزش‌ها را کاربردی کرده و مسئولیت‌هایم را بپذیرم. این حال دگرگون شده که رفته‌رفته به سوی آرامش سیر می‌کند، حاصل صبر و تلاش است.

من آموخته‌ام که باید در برابر طوفان‌های زندگی با تفکر ایستادگی کنم؛ چرا که ما به این دنیا آمده‌ایم تا حل مشکلات را بیاموزیم. می‌دانیم که هیچ‌کس جز خودمان قادر به حل مسائل ما نخواهد بود. انتظار داشتن از دیگران برای حل بن‌بست‌های زندگی، کاری بیهوده است.

برای درک روشنایی و رسیدن به امید، شاید لازم بود که ابتدا تاریکی و ناامیدی را با تمام وجود تجربه کنیم. در پایان، سپاسگزار خداوند هستم که ما را به حالخود رها نکرد. همچنین از مهندس دژاکام و راهنمای خودم بابت تمام آموزش‌های نابشان صمیمانه تشکر می‌کنم‌.

تایپ: همسفر فاطمه‌معصومه، راهنما همسفر لعیا(لژیون اول)
ویرایش: همسفر سیمین، راهنما همسفر شبنم(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه(لژیون سوم)

همسفران نمایندگی گیلان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .