سلام دوستان مریم هستم همسفر
در وادی سوم با این جمله عمیق که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن، خویش فکر نمیکند مواجه میشویم، این جمله یعنی اینکه از مرحله تفکر و دانستن به مرحله «درککردن» و «بازگشت به خویشتن» حرکت میکنیم. جایی که شعور از تاریکی جهل بهسوی نورِ خودشناسی حرکت میکند. این جمله به این معناست که انسان تنها موجودی است که میتواند آگاهانه برای سعادت خودش برنامهریزی کند.
این فراز همزمان برای انسان یک قدرت است و یک چالش. انسان تنها موجودی است که میتواند از رنج عبور کند و بهسوی سعادت معنوی حرکت کند، او میتواند با استفاده از ابزار عقل و اراده، شرایط زندگی خود را بهسوی بهبودی سوق دهد؛ اما اگر این فکرکردن به خویشتن در سطح مادی و خودمحور باقی بماند به یک دام و تله تبدیل میشود که نمونه بارز آن زندگی من در قبل از ورودم به کنگره بود و این وادی دارای دو لبه است.
خوشبختی در این وادی و فکر به خویشتن یعنی رهایی زمانی حاصل میشود که انسان از بند خواستههای بیپایان (منِ خودپرست) رها شود و به من بزرگ (روح و حقیقت) است متصل شود.
ما باید بفهمیم خوشبختی واقعی نتیجه خودشناسی است، بفهمیم که چه کسی هستیم و با آموزشهای کنگره۶۰ تمام عواملی را که سد راه این خوشبختی هستند را با ابزار عقل و تفکر شناسایی کنیم تا بدانیم چگونه خودمان را خوشبخت کنیم که پایدار و معنادار باشد.
سپاس فراوان از جناب مهندس و خانواده محترمشان که این شرایط را فراهم کردند تا ما یادگیری علوم کنگره بهتر خودمان را بشناسیم و در مسیر حق و حقیقت قرار بگیریم و همچنین سپاس از راهنمای خوب خودم خانم فاطمه عزیز که من را در این مسیر سخت با عشق و صبوری یاری کردند.
سلام دوستان فرزانه هستم همسفر
«هیچکس قرار نیست بهجای ما زندگی کند». خیلی وقتها انسان وقتی مشکل دارد چه اعتیاد، چه ناراحتی روحی، چه مشکلات خانوادگی یا مالی ناخودآگاه منتظر میماند که یک نفر بیاید و او را نجات بدهد. مثلاً فکر میکند: اگر خانوادهام بهتر بودند، من خوب میشدم. اگر شرایط زندگیام فرق داشت، موفق میشدم. اگر دیگران مرا درک میکردند، حالم خوب بود؛ اما وادی سوم میگوید: درست است که شرایط و آدمها تأثیر دارند؛ ولی در نهایت کسی که باید بلند شود و مسیرش را عوض کند، خود انسان است.
این وادی نمیگوید انسان تنهاست یا نباید کمک بگیرد. برعکس، در کنگره ۶۰ همیشه از آموزش، راهنما و حمایت صحبت میشود؛ اما فرقش این است که راهنما راه را نشان میدهد، خانواده حمایت میکند، دوستان انرژی میدهند؛ اما «حرکت» را باید خود فرد انجام بدهد. مثل بیماری که بهترین دکتر دنیا را دارد؛ ولی اگر خودش دارو نخورد، درمان اتفاق نمیافتد. چرا این وادی مهم است؟ چون انسان تا وقتی مسئولیت زندگیاش را قبول نکند، تغییر واقعی نمیکند.
سلام دوستان الهام هستم همسفر مجید
هیچ موجودی به خویشتن خویش فکر نمیکند». اوایل که این جمله را شنیدم با خودم گفتم: «یعنی چه؟ من که همیشه به خودم فکر میکنم. به آیندهام، به مشکلاتم، به خواستههایم. چطور میگوید هیچ موجودی به خودش فکر نمیکند؟» تا اینکه یک روز در طبیعت قدم میزدم و به یک درخت کهنسال نگاه کردم. درخت، بدون هیچ تلاشی برای اینکه «درخت بهتری» باشد، ریشههایش را در زمین فرومیبرد، برگهایش را به سمت نور خورشید میگشاید و میوه میدهد.
او نمینشیند فکر کند که آیا من بهاندازه کافی بزرگ هستم؟ آیا مردم مرا دوست دارند؟ آیا بهتر نیست شکل دیگری داشته باشم؟ نه. درخت فقط هست و انجام میدهد. او به طور غریزی در مسیر تکامل خودش حرکت میکند بدون فکرکردن به «خویشتن خویش». برای من همسفر این آموزش خیلی ارزشمند بود؛ چون یادگرفتن که در کنار مسافرم باید روی صبر و رشد درونی خودم نیز کار کنم با درک این وادی کمتر از دیگران توقع دارم و سعی میکنم روی وظیفه خودم تمرکز کنم؛ باید تسلیمشدن رو یاد بگیرم.
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
18