ششمین جلسه از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی حسنانی، با استادی راهنمای محترم مسافر پیام، نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه "وادی سوم و تأثیر آن روی من" و در ادامه اولین سال رهایی مسافر جعفر در روز شنبه 2 خردادماه 1405، رأس ساعت ۱۶:30 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
وادی سوم را اگر بخواهم به صورت خلاصه توضیح بدهم کلمه "باید" که در اول وادی آمده است تکلیف همه ما را مشخص میکند که خودمان مسئولیت زندگی خود را بر عهده داریم و هیچ راه دیگری نیست، برداشت من از این وادی این است که هیچ شخصی نمیتواند به من کمک کند، هیچکس نمیتواند به من ضرر برساند مگر خودم به آن شخص اجازه بدهم، زمانی نیروها و راهنما میتواند به من کمک کند که خودمان خواستهاش را داشته باشیم، بعضی از رهجوها به من میگویند: خانوادهام من را درک نمیکنند، اولین پاسخی که به آنها میدهم این است که یک دلیل برای درک کردن خودت در خانواده بیاور، چرا آنقدر از دیگران توقع داریم؟ این وادی دقیقاً به همین موضوع اشاره میکند، یک مصرفکننده با تمام آسیبی که به خانواده خود وارد کرده است توقع دارد زمانی که موادمخدر را کنار میگذارد تمام اطرافیان به وی احترام بگذارند که این اشتباه است و وادی سوم به این موضوع اشاره میکند، آقای مهندس میفرمایند: یک رهجو زمانی به رهایی میرسد که تصمیم میگیرد خودش را درمان کند و به تمام سخنان راهنمایش گوش میدهد وگرنه خیلی از افراد در کنگره حضور دارند و حتی بارها نزد آقای مهندس میروند ولی درمان نمیشوند، دلیلش این است که مسئولیت زندگی خودش را نمیپذیرد؛ آقای مهندس میفرمایند: هیچ نفسی نمیتواند بار نفس دیگر را به دوش بکشد یعنی زمانی که شما مصرفکننده موادمخدر هستید فقط خودتان میتوانید به درمان خودتان کمک کنید، زمانی که فرد در فقر به سر میبرد فقط خودش میتواند با اعمالش از تاریکی فقر بیرون بیاید.
در وادی سوم میگویند زمانی که فرد برای بهتر شدن شرایط زندگی خودش حرکت میکند آن وقت نیروهایی را برای کمک در اختیارش میگذارند، افراد در کنگره برای تغییر شرایط زندگی هیچ سختی نمیکشند و در عرض چند ماه تمام آدمهای اطرافش تغییر میکنند.
تجربهای که خودم داشتم این بود که زمانی که خداوند فرزند اولم را به من هدیه داد در بیمارستان وقتی نام همسرم را دیدم از شوق اشک ریختم و در همان لحظه افرادی برای از دست دادن عزیزانشان در حال گریه بودند و آنجا متوجه این شدم که زندگی در یک مکان میتواند چقدر پستی و بلندی داشته باشد؛ چیزی که عیار زندگی افراد را میسنجد این است که در این چالشها بتواند به سوالات افکارش جواب بدهد و تمام انتظارش از خودش باشد نه دیگران.
در وادی سوم میگوید کلیه عواقب و مسئولیت زندگیات را با دل و جان بپذیر و به فرموده آقای مهندس: خود کرده را تدبیر هست و میتواند با پذیرفتن اشتباهش، مسیر زندگی خود را به سمت صراطمستقیم تغییر بدهد.
سخنان مسافر جعفر:
من به اصطلاح با هدف دریافت مجوز برای مصرف موادمخدر در سال 1394 وارد کنگره شدم تا خانوادهام را فریب بدهم که در مسیر درمان هستم، تا سال 1397 اوضاع به همین منوال گذشت، با دریافت آموزشها و گذشت زمان، بالاخره در سال 1403 به رهایی رسیدم.
پیامی برای مسافران سفر اول دارم که شاید روشنگر مسیرشان باشد، روزی راهنمایم به من گفتند: اگر راهنمای تو آقای مهندس هم باشند باز به رهایی نخواهی رسید و همنشینی با بزرگان چیزی به آگاهی تو اضافه نخواهد کرد، باید به این نتیجه برسی که موادمخدر حال تو را خوب نخواهد کرد.
پس از رسیدن به رهایی، راهنمایم شاهکلیدی به من داد و آن خدمت در لژیون سردار بود تا بخشش را بیاموزم و من با عمل به این فرمان توانستم به حال خوش دست پیدا کنم.

تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی حسنانی
- تعداد بازدید از این مطلب :
188