سومین جلسه از دور چهلم و دوم کارگاه های آموزشی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 ، نمایندگی ایمان با استادی راهنمای محترم مسافر مجید، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» در روز شنبه 2 خرداد ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، من مجید هستم، مسافر. خدا را شاکرم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتهام تا هم خدمت کنم و هم آموزش ببینم.
در وادی سوم، نکتهای وجود دارد؛ اینکه چرا در میان تمام وادیها، تنها وادیای که در آن کلمهای "تاکیدی" دارد، وادی سوم است و آن کلمه "باید دانست" است.

این تاکید به من میگوید که من چه چیزی را "باید" بدانم؟ من به اینجا آمدهام تا موادم را درمان کنم، تا سیگارم را کنار بگذارم؛ اما فراتر از اینها، چه چیزی را باید بشناسم؟ من سالها خودم را اشتباه خواندم؛ یعنی آن نقش و سرنوشتی که خداوند برایم مقدر کرده بود را به درستی درک نکردم. چرا؟ چون درست زندگی کردن را یاد نگرفته بودم. هر مسئولیتی یا مشکلی که پیش میآمد، همیشه تقصیر را در دیگران پیدا میکردم؛ همه مقصر بودند، جز من!
تا اینکه روزی وارد کنگره شدم و راهنمایم (که روحش شاد) حرف بسیار زیبایی زد؛ پرسید: "اگر خواستی خوب بشی، چی داری؟" منظور این بود که: "باید خودت را پیدا کنی؛ آن چیزی را که باید بدانی، آن کلامی که از دهانت خارج میشود و آن اطلاعاتی که در اختیار داری را در درون خودت بیاب." او به من فهماند که اگر هزار سال هم کنار من بنشینی، فایدهای ندارد؛ تو باید خودت به جستجو بنشینی تا به اصل موضوع، یعنی به "خودِ واقعیات" برسی.
من با خودم فکر کردم: که من کل این کائنات را میگردانم و اگر نباشم، کائنات و هستی به مشکل میخورند؟! من باید باشم تا از کلام و لبخند من، خانوادهام در صلح و آرامش باشند و جامعه از من بهرهمند شود. اگر یاد نگیرم که در مسیرم مسئولیت رفتارم را بپذیرم، همیشه دور خودم خواهم چرخید؛ درست مثل برگی که در کنار رودخانه مدام میچرخد، چون مسئولیت قبول نمیکند. من هم قبلاً همین بودم؛ اگر حالم بد میشد، میگفتم مشکل از مواد است، مشکل فلانی است یا مشکل فلان کار است. همه دنیا مشکل داشتند، اما من چون درست تفکر نمیکردم، مسئولیت را گردن نمیگرفتم.
وادیهای اول، دوم و سوم و چهارم، همگی درس "تفکر" هستند. آنها به من یاد میدهند که من برای هدف خاصی به این دنیا آمدهام و باید آموزش صحیح ببینم تا بتوانم درست خدمت کنم. من اگر آموزش صحیح ندیدم، اشتباه کردم؛ چه خواسته و چه ناخواسته، چه درست و چه غلط، چون آموزشِ درست در اختیار نداشتم و به بیراهه رفتم. اما زمانی که انسان در چرخه آموزش سالم قرار میگیرد، دیگر به بیراهه نمیرود؛ زیرا اولین کسی که به این داستان نگاه میکند، خودش است. من حالا میدانم که تمام باعث و بانی این همه مشکل، این همه اشتباه و این همه خطا، خودِ من بودهام و هیچکس دیگری مقصر نبوده است.
در کتاب ۶۰ درجه آمده است: "آنچه در تقدیر است، به انجام میرسد؛ اما اعمال ما نقش بسیار مهمی در شکل دادن به آن تقدیر ایفا میکند." اگر اعمال ما درست نباشد، همان تقدیرِ معتاد، قمارباز و... بازمیگردد و همان روال تکرار میشود. اگر فقط یک دقیقه، یا حتی یک لحظه "تفکر" کنیم (نه فقط فکر کردن، بلکه تفکر عمیق)، میتوانیم بر همه مشکلاتمان غلبه کنیم.
و در پایان، این پیام را به یاد داشته باشیم که: "انسان اگر خود دست به جستجو نزند، حتی اگر با ماهرترین کاوشگران جهان هم باشد، به حقیقت و موضوع واقعی پی نمیبرد."
برای همهی شما آرزوی موفقیت دارم. متشکرم.»

تایپ: مسافر مهدی
عکاس خبری: مسافر امیر
ویرایش و ارسال: مسافر امیر
گروه خبری سایت نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
94