مشارکت گروهی همسفران لژیون پانزدهم در مورد دستور جلسه وادی سوم: "باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند."
همسفر بنفشه
وادی سوم به ما میآموزد که هیچکس به اندازه خودمان به فکر ما نیست و برای رسیدن به آرامش باید از خودمان شروع کنیم. من با دیدن تغییرات مسافرم در کنگره مشتاق شدم خودم نیز وارد شوم. ابتدای مسیر به دلیل کولهباری از کینه، خشم و ناامیدی، حال خوبی نداشتم تا اینکه با نوشتن چهل سیدی تلنگری خوردم و خودم را پیدا کردم. این ماندگاری باعث شد مسافرم نیز درمان سیگار را تکمیل کند.
امروز تمام تلاشم را میکنم تا با آموزش گرفتن، علاوه بر خودم، به دخترم و خانوادهام کمک کنم. میدانم برای حل مشکلات بیشترین بار بر دوش خود من است و از خداوند بزرگ میخواهم که بتوانم در این مکان مقدس بمانم، آموزش بگیرم و خدمت کنم و از اساتید خود سپاسگزارم.
همسفر مریم (ک)
زندگی ما مملو از بایدها و نبایدها است؛ اما دانایی فراتر از دانستن است. اولین اشتباه ما این بود که به خودمان فکر نمیکردیم، گویی آموخته بودیم فقط بسوزیم و بسازیم؛ اما حقیقت این است که باید بیاموزیم، بسازیم و سازندگی کنیم. ما مدام به دنبال ناجی بودیم یا میخواستیم دنیای بیرون را تغییر دهیم، غافل از اینکه ریشه همه چیز درون ما قرار دارد. برای تغییر باید چراها را به چگونهها تبدیل کنیم. به جای پرسیدن اینکه چرا دیگران چنین میکنند، بپرسیم چگونه میتوانیم از استرس و مسئولیتهای کاذب رها شویم.
باید انگشت اشاره را از روی دیگران برداشته و به سمت خود بگیریم، دست از رباتگونه عمل کردن برداریم و مسئولیت رشد خود را بپذیریم. ارزشمند شدن؛ یعنی شناخت تواناییهای واقعی نه فقط پول یا مدرک داشتن؛ یعنی هنر درست زندگی کردن، دوری از قضاوت، دروغ و غیبت و تمرکز بر آموزش و دانسته را کاربردی کردن. پذیرش این مسیر سخت است؛ اما وقتی یاد بگیریم دوربین را روی خودمان تنظیم کنیم و برای خویش ارزش قائل شویم، لذتی را تجربه میکنیم که تمام سختیها را آسان میکند. این وادیها آغاز واقعی زندگی ما است.
همسفر سمیه (ر)
این وادی نقطه عطفی در تغییر نگاه من نسبت به مسائل زندگی بود. پیش از آشنایی با این وادی منتظر بودم کسی از راه برسد و گره مشکلاتم را باز کند. این طرز تفکر، تنها من را در جایگاه یک قربانی تثبیت کرده بود و باعث میشد هر روز ضعیفتر و ناامیدتر شوم. این وادی به من آموخت که اگر در زندگی دچار مشکل یا بحرانی هستم، ریشه آن را باید در تفکرات و تصمیمات خود و نه در بیرون جستجو کنم. وقتی مسئولیت را پذیرفتم بار سنگین توقع از دیگران از روی دوشم برداشته شد؛ زیرا فهمیدم انتظارِ کمک از دیگران فقط باعث اتلاف وقت و سرگردانی من میشود.
اکنون به جای نشستن و تماشا کردن با اعتماد به نفس و تفکر، به دنبال راهکارهای عملی هستم؛ حتی اگر دیگران هم بخواهند به من کمک کنند، بدون حرکت خودم آن کمکها بیاثر خواهند بود. وادی سوم به من قدرت تکیه بر خویش را داد. این همان نقطهای بود که توانستم با شناخت ابزارهای درونی خود شروع به بازسازی دوباره ویرانههای زندگی کنم. این وادی کلید استقلال من و رمز حرکت به سوی رهایی و حال خوش است؛ چرا که فهمیدم من معمار اصلی سرنوشت خویش هستم و این مسئولیت بالاترین افتخار و البته دشوارترین وظیفهای است که پذیرفتهام.
همسفر مریم (ب)
وادی سوم به واقع آدرس خودمان را به خودمان میدهد. در تاریکیها و مشکلات بزرگترین اشتباه این است که منتظر باشیم دیگران نجاتمان دهند یا مسئولیت شکستهایمان را به گردن خانواده و جامعه بیندازیم. این وادی دو راه پیش روی ما میگذارد یا نشستن و انتظار برای نابودی یا برخاستن و حرکت را آغاز نمودن.
برای رهایی باید مسئولیت تمام مشکلات را بپذیریم و با تفکر، صبر و استقامت مسیر رفته را به آرامی بازگردیم. البته میتوان با افراد آگاه و دلسوز مشورت کرد؛ اما تصمیمگیرنده نهایی و مسئول اصلی زندگی تنها خود ما هستیم. باید بدانیم که پایان شب سیه، سپید است بهشرط آنکه شتابزده نباشیم و آگاهانه در مسیر ارزشها حرکت کنیم.
رابط خبری: همسفر مریم کرداری رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
149