English Version
This Site Is Available In English

ما به این حیات آمده‌ایم تا حل مشکلات را بیاموزیم.

ما به این حیات آمده‌ایم تا حل مشکلات را بیاموزیم.

در وادی سوم می‌گوید: «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمی‌کند.» در این چهارده وادی، پله‌پله مطرح می‌کنیم که اگر به این کتاب عمل کنیم، افکار و اندیشه ما تغییر می‌کند. در وادی اول یاد گرفتیم که با تفکر، ساختارها آغاز می‌شوند؛ که خداوند ما را به‌گونه‌ای خلق کرده است که برای زندگی‌مان تفکر و برنامه‌ریزی داشته باشیم. وادی دوم می‌گوید هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به هستی نگذاشته است و هیچ‌کدام بی‌جهت نیستیم؛ ولی بارها می‌گوییم که چرا ما به این دنیا آمده‌ایم؟ اما در وادی سوم از کلمه «باید» استفاده شده که به معنای قطعی و حتمی است. بعضی از انسان‌ها فکر می‌کنند باید بقیه کارهایشان را انجام دهند و یا مشکلاتشان را دیگران حل کنند و به کمکِ خودشان اعتقادی ندارند؛ اما این قضیه آن‌قدر مهم است که آقای مهندس آن را یکی از وادی‌های کتاب برای زندگی بهتر اعلام کرده‌اند.

هرکسی بخواهد مسئولیت کار، اندیشه و اشتباهاتش را به عهده دیگران بیندازد، همیشه درگیر با مسائل خواهد بود.
ما در این وادی باید از نو شروع کنیم تا به سلامتی، صلح و آرامش برسیم. در کنگره کار ما عملیاتی است و هرچه یاد می‌گیریم باید به مرحله اجرا برسانیم؛ و خودمان کلید اصلی مشکلات خود را بیابیم. در این وادی اشاره شده که باید از طبیعت الگو بگیریم. ما با دیدن طبیعت به احوالات گسترده‌ای می‌رسیم و در جهان خود می‌درخشیم؛ به طبیعت نگاه کنیم و درس بگیریم، مثل درختان که در فصل بهار زنده می‌شوند و شکوفه می‌دهند، در حالی‌که در زمستان چوبِ خشک و بی‌جان بودند. در طبیعت همه‌چیز در حال تغییر است، پس انسان هم باید به‌سوی خوبی‌ها تغییر کند. من باید بدانم که نقشِ اولِ مسئولیت، بر عهده‌ی خودِ من است و خانواده و دیگران نقش مکمل و یاری‌رسان را دارند؛ زیرا به این حیات آمده‌ایم که حل مشکلات را بیاموزیم.

در ابتدا، منِ همسفر که به کنگره آمده بودم، فکر می‌کردم برای حل مشکلات مسافرم به این مکان می‌آیم؛ ولی بعد از مدتی متوجه شدم که خودم چه مشکلاتی دارم که آن‌قدر با آن‌ها درگیر هستم که جزو روزمرگی‌ام شده و مرا از زندگی با محبت و مهربانی دور کرده است؛ و آرام‌آرام با آموزش‌های کنگره، نوشتن سی‌دی و عملی کردن فرموده‌های مهندس، من هم به آرامش نسبی رسیدم. اما اگر امروز دچار مشکلات عدیده‌ای شده‌ایم، همه به‌خاطر این است که در گذشته درست عمل نکرده‌ایم و با دست خودمان بذرهایی کاشته‌ایم که امروز با انبوهی از گیاهان تلخ و زهرآگین روبرو هستیم؛ مثل مشکلات اقتصادی، عاطفی و... . حال باید چه کنیم؟ آیا درست است که بگوییم «خود کرده را تدبیر نیست»؛ یعنی هیچ کاری نکنیم و همه‌چیز را رها کنیم و بگوییم این سرنوشت ماست و خداوند این‌گونه رقم زده؟ یا تقصیر را به گردن پدر و مادر خود بیندازیم و در گوشه‌ای بنشینیم و دائماً به زمین و زمان ناسزا بگوییم و همه را مقصر بدانیم؟ یا بگوییم «خود کرده را تدبیر هست» و بیاییم برای هرس کردن این گیاهان زهرآلود دست‌به‌کار شویم؟

در این مبارزه نرم، گاهی شیطان و کشش نیروهای منفی یا انسان‌های منفی‌باف که در همه‌جا ما را احاطه کرده‌اند، دائماً در حال القا و الهام پیام‌های منفی خود می‌باشند. ما با دشمنی که غیرقابل‌رؤیت است روبرو هستیم، ولی باید با امیدواری و سربلندی تمام بگوییم که «درختان ایستاده می‌میرند» و هیچ‌وقت از تلاش خود دست برنداریم؛ مثل کنگره که این سال‌ها قدرتمند ایستادگی کرد و از هیچ تلاشی برای رسیدن به اهدافش فروگذار نکرد و از هیچ نهادی انتظار مساعدت نداشت و تا امروز خیلی قدرتمند به انسان‌ها خدمت می‌کند و به موفقیت‌های چشمگیری رسیده است.

نویسنده: همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یکم)
رابط خبری:همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یکم)
ارسال: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .