جلسه سوم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم کرج ،با استادی ایجنت و راهنمای محترم مسافراحمد و نگهبانی مسافر ناصر و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه 《 در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کرده ام . در روز پنج شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1405 راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود . خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان محترم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم . از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم بابت بستری که فراهم شده تا من و امثال من بتوانیم به کنگره بیاییم، آموزش بگیریم و به حال خوش برسیم.
دستور جلسه امروز «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره، من چه کردهام؟» است. امروز هم لژیون خدمتگزار لژیون سردار است. این فرصت را مغتنم میشمارم و از نگهبان لژیون سردار که لطف داشتند و از بنده خواستند مسئولیت استادی جلسه را بر عهده بگیرم، تشکر میکنم. همچنین از علی آقا خزانه دار محترم سپاسگزارم.
این دستور جلسه در واقع یک سؤال است؛ اما سؤال از چه کسی؟ از تکتک ما. از همه افرادی که در کنگره ۶۰ حضور دارند؛ چه مسافر، چه همسفر، چه آقا و چه خانم، چه در سفر اول و چه در سفر دوم. هیچ تفاوتی ندارد. از همه پرسیده میشود: «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟»
شاید بتوان گفت این سؤال نوعی تلنگر است. انگار از منِ احمد میپرسند؛ البته فقط هم درباره مسائل کنگره نیست. گاهی لازم است همین سؤال را در بخشهای دیگر زندگی نیز از خودمان بپرسیم؛ مثلاً برای استحکام پایههای مالی خودم چه کردهام؟ برای استحکام روابط خانوادگیام، رابطه بین پدر و فرزند، همسر یا فرزندانم چه کاری انجام دادهام؟ برای استحکام پایههای شغلی خودم چه کردهام؟
این سؤالی است که از همه ما پرسیده میشود؛ اما چون اینجا کنگره است، ما درباره استحکام پایههای مالی و علمی کنگره صحبت میکنیم.

اگر به آموزشهای کنگره برگردیم، یاد گرفتهایم که هر ساختاری برای حفظ و ارتقای خود به سه مؤلفه نیاز دارد: نیروی انسانی، علم و منابع مالی. نیروی انسانی چه کسانی هستند؟ تمام افرادی که در کنگره حضور دارند؛ حتی تازهواردان. هدف همه خدمتها این است که یک نفر به رهایی برسد. اگر آن تازهوارد نباشد، عملاً هیچکدام از ما اینجا نخواهیم بود. پس همه اعضای کنگره جزئی از ضلع نیروی انسانی هستند. دو ضلع دیگر علم و منابع مالی هستند. برداشت من این است که اگر منِ احمد بخواهم ساختار خودم را به عنوان یک نیروی انسانی تقویت کنم، باید به این دو ضلع نیز توجه ویژه داشته باشم.
ما در کنگره یاد گرفتهایم که در جهان هستی همه چیز بر پایه داد و ستد است؛ یک رفت و برگشت دائمی وجود دارد. اگر قرار است من اینجا آموزش بگیرم و به عنوان یک نیروی انسانی رشد کنم، باید چیزی هم پرداخت کنم.
نمونههایش را زیاد دیدهایم؛ افرادی که آموزش میبینند، خدمت میکنند و روزبهروز قویتر میشوند. در مقابل، کسانی هستند که میگویند: «مدتی است حالم خوب نیست؛ نه سیدیها اثر میکنند و نه آموزشها را میتوانم یاد بگیرم.» شاید دلیلش این باشد که مسیرشان یکطرفه شده و فقط دریافت میکنند.
وقتی از آنها سؤال میشود: «خدمت میکنی؟ خدمت مالی انجام دادهای؟ عضو لژیون سردار هستی؟» مسئله روشنتر میشود. در جهان هستی چیزی یکطرفه نیست؛ همه چیز در جریان رفت و برگشت است.
اگر قرار است من به عنوان یک ساختار قوی شوم، همانطور که علم و آموزش را دریافت میکنم، باید آن را منتقل هم بکنم؛ گاهی با انتقال حس خوب به یک برادر لژیونی، گاهی با بهکارگیری آموزشها در جامعه.
همچنین اگر قرار است پایههای مالی من تقویت شود، باید بخشی از آن را در جایی پرداخت کنم؛ چه در قالب خدمت مالی در کنگره و چه خارج از آن. در غیر این صورت، این ساختار به استحکام لازم نمیرسد.
شاید این سؤال در ظاهر اینگونه به نظر برسد که کنگره در حال مطالبه کردن است؛ اما در واقع تلنگری است به منِ احمد که بنشینم و ببینم ساختارم چقدر قوی شده است.
نشانهاش هم مشخص است؛ اگر قرار است قوی شوم، باید خیرم به دیگران برسد. بخش مهمی از این خیررسانی میتواند خدمت مالی یا علمی در کنگره باشد؛ چراکه تمام این انرژی خوب و مثبت را از کنگره دریافت کردهام.
در مورد لژیون سردار نیز همین موضوع صدق میکند. من در حال قویتر شدن هستم و برای تقویت پایههای مالی خودم قدم برمیدارم. تا زمانی که نتوانم پایههای مالی خودم را مستحکم کنم، قطعاً نمیتوانم در استحکام پایههای مالی کنگره نقشی داشته باشم.
اما این موضوع نیاز به آموزش دارد؛ نیاز دارد آموزشهایی را که دریافت کردهایم، به کار ببندیم. مهم این است که ایمان داشته باشیم آموزشهای کنگره ۶۰ همگی به نفع ما و در مسیر خیر ما هستند.
شاید جایی فردی مبلغی را به عنوان مثال، شش میلیون، شصت میلیو یا حتی ششصد میلیون تومان در کنگره خدمت مالی کند و تصور کند کار بزرگی انجام داده است؛ اما اگر از زاویه دیگری نگاه کنیم، میبینیم که در واقع کنگره دارد به او آموزش میدهد و این فرصت را در اختیارش قرار داده تا بتواند بخش مالی وجودش را تقویت کند.
کنگره نیازی به پول من و امثال من ندارد. بارها در لژیون سردار گفتهام و امروز هم تکرار میکنم؛ اگر آقای مهندس دژاکام یا کنگره به دنبال پول بودند، کافی بود یکی از علوم خودشان را در اختیار مراکز علمی دنیا قرار دهند. بسیاری از دانشگاهها و کشورهای دنیا حاضرند برای چنین دانشی مبالغ بسیار زیادی پرداخت کنند.
بنابراین موضوع کنگره، مسئله مالی نیست؛ موضوع این است که منِ احمد، به عنوان یکی از اعضای کنگره ۶۰، با خدمت مالی و علمی بتوانم خودم را قویتر کنم.
ازاینکه به صحبت های من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.

انتشار:مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
86