دومین جلسه از دور هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی آزادشهر ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنما مسافر حسین، نگهبانی راهنمای تازه واردین مسافرعلی اصغر و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه "در مورد استحکام پایه های مالی و علمی کنگره ۶۰ چه کردیم" پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶/۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر در جمع شما دوستان با محبت قرار دارم از نگهبان و دبیر جلسه سپاسگزارم که به من فرصت دادند تا یکبار دیگر این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم. قبل از هر چیز رهایی شعبه را دربخش مسافران وهمسفران در راس به جناب آقای مهندس خانواده بزرگ کنگره 60 به بخش گروه خانواده و مسافران وبه همه خدمتگزاران نمایندگی آزادشهرتبریک وتهنیت عرض میکنم امیدوارم همه این عزیزان در این مسیر مستدام باشند.
خوب همان طوری که شما عزیزان مستحضر هستید دستور جلسه امروز ما دارای دو بخش، بخش اول دستور جلسه هفتگی است بخش دوم دستورجلسه تولد یکسال رهایی علی آقای عزیز به رسم کنگره ازعلی آقا میخواهم سر جاشان بایستند تا بچههای بیشتری با ایشان آشنا شوند وتشویق شان کنند.
در استحکامات مالی وعلمی کنگره من چکار کردم . واقعا سوال خیلی سنگینی هست. چون شخص را مورد خطاب قرار میدهد هر چی فکر میکنم بخواهم آن چیزی که کنگره به من داده بخواهم بگذارم در کف یک ترازو کاری که من دارم میکنم واقعا شاید قابل قیاس نیست با هیچ معیاری نمیشود آن را سنجید. فقط یاد این قضیه افتادم که ببین وقتی یک شاعری یک شعری را میگوید با کسی که آن شعر را حفظ میکند و میخواند شاید هم قشنگ بخواند قطعا تفاوت بسیاری یک شاعر با حفظ کننده شعر در ساختارهم همین است.
وقتی یک عزیزی یک بزرگی یک ساختاری را بوجود میآورد با انسانهایی که وارد آن ساختار میشوند و به نوعی سعی میکنند آن ساختار را یاد بگیرند و خدمت بکنند قطعا از لحاظ دانایی و آگاهی و درجه انسانیت قطعا فرق بسیاری هست؛ این را گفتم از این جهت که ببینید آقای مهندس خودش معمار بزرگ کنگره ۶۰ هست. موقع دستورجلسه یادم هست یکسالی موقعی که میخواست بگوید من چه کردم بغضش گرفت همه ما میدانیم آقای مهندس چه خدماتی به بشریت کرده حتی در کنگره چقدر در سال دارد خدمات مالی و خیلی هم پنهانی انجام میدهد اما وقتی ایشان با آن شخصیت بغضش میگیرد و میگوید که من بدهکار کنگره هستم حساب ما دیگر با کرام الکاتبین است. جای بحثی برای ما نمیماند اما اگر بازخیلی به این قضیه نگاه کنیم، دچار یاس و نا امیدی میشویم اما بهتر من بپذیریم به عنوان عضو کوچک کنگره 60 صد خود را بگذارم و در آن سه ضلع، خدمت فیزیکی، خدمت مالی و خدمت علمی و تمام توانم را بگذارم و یک وقتهایی آسیب از آنجایی شروع میشود که اگر من دریک ضلعی خیلی قوی عمل میکنم مثلا در بخش مالی و در دو ضلع دیگر خودم را مبرا میکنم قطعا از همان ضلعی که خودم را مستحکم نکردم آسیب میبینم سعی کنیم این سه ضلع روبا هم رشد بدهیم.
بخش دوم تولد علی عزیزاز این جهت گفتم صحبت کردن در تولد علی عزیزم سخت علی آقا محاسن زیادی دارد ولی به قول استاد امین اگر رهجویی جایی اگر کج راه میرود باید بهش گفت کج راه میرود الکی تشویقش نکنید به همان مسیرش ادامه بدهد باید بکوبی و دوباره بسازید تعارف هم ندارد علی از بچههایی بود که در پارک به ما اضافه شد و ما فقط دوسه تا سفر اولی داشتیم و آقا علی اصغر سفر اولیها را ثبت میکرد خیلی جالب بود تو سه هفته 21 نفر لژیون آزادشهر رهجو گرفت و وقتی من با اقای خدامی تماس گرفتم باورش سخت بود چون پروسه پارک باید شش ماه زمان میبرد سر سه هفته ما 20 نفر پر شد و آقای خدامی اجازه داد تا 25 تا رهجو بگیریم و بچههایی که از پارک آمدند تو سالن تقریبا 50 درصد شان ماندند وماندگار شدند چون آن شرایط را دیده بودند و شرایط را درک کردند. یکی دیگر از محاسن علی آقا این است که در سفر اول مادرشان فوت کردند من فکر کردم دو سه هفته علی آقا نمیآید ولی باورم نمیشد که علی آقا جلسه بعد حضورداشت و یک برق امیدی تو چشمهای من آمد من اغراق نمیکنم بخشی از موفقیتهای علی مدیون همسفرش هست چون داشتن یک همسفر پر تلاش خیلی میتواند به مسافرها کمک کند.
از صمیم قلبم به علی عزیز وهمسفر پر تلاش شان تبرک میگویم این روزها واقعا علی آقا و همسفرش خدمتگزاران واقعی کنگره هستند امیدوارم ادامه دار باشد یک خدا قوت هم به راهنما سرکار خانم فاطمه می گویم و سپاسگزارم.

آرزوی مسافر:
آرزو دارم کنگره به قول آقای مهندس فراتر از مرزها گسترش نماید امیدوارم به همین زودی ها این رویای آقای مهندس تحقق پیدا نماید.
آرزوی همسفر:
آرزوی قلبی من هم سلامتی و طول عمر با عزت برای آقای مهندس و خانواده محترمشان است.
سخنان مسافر علی:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر
صمیمانه از حسین آقا راهنمای درمانم و همچنین علی آقا راهنمای درمان نیکوتین تشکر میکنم و همان طوراز خانم فاطمه راهنمای همسفرم و خانم زینب و همه عزیزانی که در حال خدمت کردن هستند. در کنگره واقعا حال خوش خیلی با ارزش و پر معناست من بیشتر به خاطر همسفرم خوشحالم چون بیشتر از من کنگره را درک میکند و امروز خیلی ذوق و شوق داشت برای آمدن به کنگره و شرکت در جلسه جشن تولد و من موقعی که ذوق و شوق آن را می دیدم خودم لذت می بردم و وقتی یادم میآید که سه یا چهار سال پیش که در منجلاب مواد بودم چه حال روزی داشتم.
سه سال پیش من از طریق سایت کنگره 60 با کنگره آشنا شدم آن روزها را به خاطر دارم که حتی یک نخ سیگار میکشیدم از خودم بدم میآمد و تنفر خاصی از مواد و سیگار پیدا کرده بودم و دنبال راهی میگشتم که از تاریکی در بیایم البته خیلی راهها را من امتحان کردم موفق نشدم خصوصا ترک سقوط آزاد که رهایی از مواد برایم میسر نشد لازم به ذکراست که من به مجرد اینکه سایت کنگره را پیدا کردم بلا فاصله کتب 60درجه زیر صفر را دانلود کردم و ظرف سه روز آن قدر مجذوب کتاب شدم آن را مطالعه کردم و من استناد میکنم به صحبت آقای مهندس که میفرماید درمان گروهی امکان پذیر است و درمان انفرادی اصلا جواب گو نیست من به این قضیه رسیدم چون خودم قبلا اقدام کردم و موفق نشدم امیدوارم که در کنگره پایدار بمانیم و سایر عزیزان به این حال خوش برسند ممنون و سپاسگزارم.
سخنان راهنما خانم فاطمه:
سلام دوستان فاطمه هستم راهنمای یک همسفر
در ابتدا شاکر و سپاسگزار خداوند هستم به خاطر این اتفاقات قشنگ در نمایندگی آزادشهر هر تولد و یا رهایی که در کنگره اتفاق میافتد تبریک اولش به آقای مهندس هست که این مسیر و این راه رابرای ما هموار نمود. تبریک میگویم به حسین آقا راهنمای محترم و علی آقا و همسفرش، یک همسفر اولین فاکتوری که برای همراهی همسفرش داشته باشه عشق و محبتی هست که نسبت به خانواده اش دارد خانم از اولین رهجوهایی بود که وارد لژیون من شد و یکی از دغدغههای ایشان رهایی همسفرش بود و تلاش و کوشش کرد در ابتدا استرس هایی داشت و با آموزشهای کنگره توانست بر این استرسها غلبه کند و از رهجوهای خیلی خوب و وقت شناس بود و خدمتی که به ایشان واگذار میشد به نحو احسن انجام میداد انشاالله در این راه سالیان سال مستدام باشند.
سخنان همسفر:
سلام دوستان کبری هستم یک همسفر
خداوند رh شکر میکنم که کنگره را در مسیر من قرار داد. از آقای مهندس و خانوادهشان تقدیر و تشکر میکنم که این بستر را مهیا نمودند. از راهنمای سفر اول خودم خانم فاطمه عزیز و در ادامه از خانم زینب عزیزم تشکر میکنم. از راهنمای مسافرم حسین آقا تشکر میکنم که خیلی برای مسافرم زحمت کشیدند. از مسافرم هم تشکر میکنم که مسیر کنگره را برای من مهیا کرد که در واقع آزمون ورودی من به کنگره اعتیاد مسافرم شد. در ابتدا که در کنگره حضور پیدا کردم فکر میکردم به سبب درمان مسافرم آمدم ولی در ادامه متوجه شدم که به درمان مسافرم نباید کاری داشته باشم درمان مسافرم به افراد دیگری سپرده شده است بایستی به فکر خودم باشم کنگره 60 به من یاد داد که به جسم خودم اهمیت بدهم به خواب خودم اهمیت بدهم و از افکاری که باعث اذیت و آزارم میشد پرهیز کنم و این حال خوش را مدیون آموزشهای ناب کنگره هستم. از همه خدمت گزار های عزیز و شما دوستان عزیزم ممنونم.

تایپ: مسافر مهدی لژیون دوم
عکس: مسافر عبداله لژیون اول
تنظیم و ارسال: مسافر جواد لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
1038