دهمین جلسه از دوره یازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60، نمایندگی دامغان، با استادی راهنما مسافر محمد، نگــهبانی راهنما مسافر مهدی و دبیری مسافر عبدالرضا با دستور جلسه " در مورد پایههای علمی و مالی کنگره من چه کردهام" روز پنجشنبه مورخ 1405/02/31 راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.
تشکر میکنم از نگهبان جلسه که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت بکنم.
ابتدا تبریک میگویم خدمت آقا روحالله عزیز که تولد یکسال رهایی ایشان میباشد، امیدوارم مستدام و پایدار بمانند.
درخصوص دستور جلسه هفتگی، در مورد پایههای مالی و علمی کنگره چه کردهام؛
من فکر میکنم بر خلاف ظاهر این دستور جلسه که میگوید چه کردهام، در مورد چه کاری کردهام که تکلیف هرکسی با خودش مشخص میباشد، به خودم نگاه میکنم که در گذشته در جهت مالی و علمی برای کنگره چه کردهام و تکلیفم با خودم مشخص و روشن میشود ولی این دستور جلسه یک فرایندی است رو به جلو، یعنی من باید نگاه بکنم تا الان چه کردهام، مثبتها را تقویت بکنم و منفیهای آن را حذف و یا کم بکنم و با یک آینده نگری به دستور جلسه نگاه بکنم.
هرسال که این دستور جلسات میرسد با خودم فکر بکنم که نسبت به سال قبل چه کردهام و یک نتیجهای از آن بگیرم.

در مرور این خاطرات چند سوال پیش میآید، اصلا کنگره چه جایگاهی دارد که من برای آن کاری بکنم یا نکنم؟ خیلی باید با خودمان با جرئت صحبت بکنیم، این خیلی بستگی به نوع فکر خودمان دارد، اصل قضیه این است که کنگره میتواند یک فرد مصرف کننده را به یک فرد درمان شده تبدیل بکند، کنار آن میتواند یک فرد جاهلی که خودش را خیلی دانا میداند به یک فرد واقعا دانا تبدیل بکند، میتواند یک انسان واقعا ناامید را به یک فرد امیدوار تبدیل بکند، یک انسان کم شخصیت یا بیشخصیت را به یک انسان با شخصیت تبدیل بکند، حتی میتواند از نظر ظاهری یک انسان نسبتاّ داغان را به یک انسانی با ظاهر زیبا تبدیل بکند و ... کنگره میتواند، پس کنگره کارش مشخص است. دید ما مشخص میکند این چیزها برای ما مهم هست یا نه؟ بعد از فهمیدن جایگاه کنگره میرسیم به این که من چه کاری کرده ام یا میتوانم بکنم. دو دیدگاه و ذهنیت وجود دارد، یک ذهنیت برنده است و یک ذهنیت بازنده، همیشه شاید در ناخودآگاه ذهنمان باشد که افرادی هستند و کار را پیش میبرند و نیازی نیست که من کاری انجام بدهم و یا کمکی بکنم و اصلا به این فکر نمیکنم که ذهنیت مخرب همیشه بازنده میباشد، یک ذهنیت مخرب یک جا مینشیند، فقط ایراد میگیرد و دستور میدهد اما ذهنیت برنده و فعال هیچوقت دستور نمیدهد و کار را درحد توانش پیش میبرد و ایراد نمیگیرد.

در انتها کنگره خوب و من هم ذهنیت برنده، حال چه کنم؟! چرا باید کمک بکنم؟ من با قسمت معنوی کمک کردن و تاثیرات آن در ابعاد دیگر کاری ندارم که واقعا تاثیر زیادی دارد، افرادی که پهلوان و دنور هستند را ببینید، راهنماها را ببینید، آیا کیفیت زندگی این افراد بهتر میباشد یا نه؟ بعد میفهمید چرا باید کمک بکنید.

در ادامه تولد راهنما مسافر روحالله؛
.jpg)
استاد فرمودند، روحالله یک شخص بسیار سختکوش، زیرک، هوشیار و توانمند میباشد.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

خلاصه سخنان راهنما مسافر روحالله؛
سلام دوستان روحالله هستم مسافر،
ابتدا ازجناب مهندس و خانواده محترمشان تشکرمیکنم که این بستر را فراهم نمودند تا آموزش بگیریم و به درمان برسیم. از راهنمای خوبم تشکر میکنم که خیلی برای من زحمت کشیدند، از راهنمای همسفرم و از همسفرم بسیار تشکر میکنم.

آرزو میکنم به زودی یک شعبه خوب در شهر خودم، شاهرود تاسیس شود تا همه همشهریهای خوبم بتوانند از وجود آن بهره ببرند.

تایپ و ویرایش : مسافرعلی لژیون چهارم
تصویر: مسافرعلی لژیون چهارم
تهیه و تنظیم: مرزبان خبری مسافر علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
140