جلسه هشتم از دور چهاردهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ شعبه دنا ویژه مسافران با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه: «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» در تاریخ سهشنبه ۲۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:٠٠ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر. از ایجنت محترم شعبه، لژیون مرزبانی و راهنمای محترم آقا ابراهیم تشکر میکنم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم.
دستور جلسه در مورد استحکام پایه های مالی و علمی کنگره میباشد.
«انسان اگر اندکی تفکر کند میداند که پیشینیان هزینه کردهاند تا ما امروز اینجا بنشینیم و ما نیز امروز پرداخت میکنیم تا دیگران در آینده بیایند و در این جایگاه قرار گیرند. هنگام دریافت خدمت، راهنما میگوید: این خدمت را بپذیر، گوشهای بایست و خدمت کن؛ اما در زمان سوءمصرف که برای تهیه مواد نزد ساقی میرفتیم، او توقعات نابجایی داشت؛ میگفت: این کیسه زباله را سر کوچه بگذار و بیا، دو پاکت سیگار برایم بخر، دو بسته پوشک برای فرزندم تهیه کن و ما همه این کارها را انجام میدادیم تا فقط مواد تهیه کنیم.
اما در کنگره ۶۰ چنین رفتارهایی وجود ندارد. از لحظه ورود، چنان شما را در آغوش میگیرند که تمام خستگیهای روزانه از بین میرود و وقتی وارد شعبه میشوید، به قدری امواج انرژیهای مثبت بالاست که حتی اگر با بدترین حال وارد شوید، با بهترین حال خارج میشوید؛ افزون بر اینکه تمام این مزایا برای خانواده شما نیز وجود دارد.
آقایی با ظاهری خاص نشسته بود و میگفت: “آیا شما مرد هستید که خانواده خود را میان عدهای معتاد میبرید؟ وقتی به او نگاه کردم، دیدم هیچ نیازی نیست پاسخ دهم یا او را توجیه کنم؛ چراکه خود میدانم کنگره چه چیزی از من گرفته و چه چیزهایی به من بخشیده است. همه ما که در کنگره هستیم، این موضوع را درک کردهایم.
قرار نیست هر کسی که وارد کنگره میشود به درمان برسد و ماندگار شود. کسانی به سفر دوم میرسند و به جهانبینی دست مییابند که لیاقت آن را داشته باشند. اگر قرار بود هر کس از این در وارد میشود ماندگار شود، هیچیک از ما جایگاه خاصی در اینجا نداشتیم. مشروط بر اینکه جهانبینی خود را تقویت کنیم و سهم و دِین خود را ادا نماییم.
در شعبه حرف و حدیث بسیار بود و زمانی توانستم محکم بنشینم که پا بر قضاوتهای مردم گذاشتم. برایم مهم نبود دیگران چه قضاوتی میکنند؛ مهم این بود که با زندگی خود چه میکنم. من برای خود و خانوادهام زندگی میکنم، نه برای دیگران. از خداوند میخواهم هر زمان که از این درب وارد میشوم، همان محمدی باشم که در جلسه مشاوره تازهواردین نشسته بود و هیچگاه دوران مصرف و اعتیادم را فراموش نکنم؛ زیرا آدمی که درگیر اعتیاد است، زود فراموش میکند. امیدوارم همیشه حس تازهوارد بودن را در خود حفظ کنم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
.jpg)
عکس: مسافر ناصر لژیون دهم
تایپ: مسافر محمد رضا (لژیون سوم)
تهیه و تنظیم: مرزبان خبری مسافر طاها
- تعداد بازدید از این مطلب :
152