جلسه پنجم از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی نمایندگی پردیس با استادی راهنمای محترم مسافر پویش، نگهبانی مسافر هومن و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام؟» چهارشنبه 30 اردیبهشت ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
امروز میخواهم از تجربه حضور خود در پایههای مالی و علمی کنگره سخن بگویم. در این مسیر، به واسطه راهنماییهای مهندس آموختم که کنگره تنها یک محل آموزش نیست، بلکه مکانی برای درک قوانین بنیادین هستی است. زندگی بدون شناخت این قوانین، همچون ورود به یک میدان فوتبال بدون دانستن قواعد است؛ شما با تمام توان تلاش میکنید، اما چون نمیدانید توپ را نباید با دست لمس کرد، نه تنها امتیازی نمیگیرید، بلکه با جریمه شدن، از امتیازات خود نیز محروم میشوید. در واقع، تلاشهای بیهوده کسی که قوانین هستی را نمیشناسد، تنها به باد فنا میرود.
من نیز تجربه کردم که چطور تلاشهای من بدون شناخت این قوانین، بینتیجه میماند و حتی اوضاع زندگیام را بدتر میکرد. یکی از این قوانین حیاتی، تقابل میان شکر نعمت و کفر نعمت است. من کفر نعمت را با تمام وجود لمس کردهام؛ زمانی که سلامت جسمانیام را نادیده گرفتم و با مصرف مواد، نعمتی همچون بدن سالم را پنهان و تخریب کردم.
نتیجه آن، تاریکیِ مطلق بود؛ از فروپاشی چهره و سلامت جسم تا از دست دادن شغل، تحصیل و جایگاه اجتماعی. اما در مقابل، شکر نعمت را در مسیر کنگره بازیافتم. شکر نعمت یعنی بخشیدن بخشی از آنچه به دست آوردهایم. اگر کنگره را با ارزش امروزش میلیاردی بدانیم، شاید در گذشته توان پرداخت آن را نداشتم، اما امروز با درک قانون شکرگزاری، میدانم که سرمایهگذاری در این مسیر، خود نوعی شکرگزاری است. شکر نعمت یعنی بخشیدن بخشی از زمان و انرژیِ دوبارهای که به من بازگشته است. زمانی که روزهای من در خماری و بیحالی میگذشت، اکنون با انرژی تازه، میتوانم از تمام توانم برای زندگی و کنگره استفاده کنم.

در نهایت، مفهوم بخشیدن را در سفر دوم یافتم. کسی که در کنگره درمان میشود، در واقع مواد مخدر را بخشیده است. او با بخشیدن آن اعتیاد، به جای مواد خارجی، به منبعی از شادی و آرامش درونی دست مییابد که دهها برابر قویتر از هر مادهای است.اما این بخشش تنها به مواد محدود نمیشود؛ ما میتوانیم از مال و علمی که به دست آوردهایم نیز ببخشیم. کنگره به من علم داد تا درمان شوم، و حالا اگر من این علم را با دیگران تقسیم کنم، از من چیزی کم نمیشود.
همانطور که میگویند: یک دانه گندم میکاری، هفتاد دانه برداشت میکنی .بسیاری از کسانی که در کنگره درمان میشوند، به محض رسیدن به بهبودی، از کنگره جدا شده و دیگر باز نمیگردند؛ به نظر من، این افراد هنوز قوانین هستی و مفهوم شکرگزاری را عمیقاً درک نکردهاند. کفر نعمت میتواند حتی اگر فرد به مواد بازنگردد، زندگی او را با گرههای بسیار دشوار روبهرو کند. اما در مقابل، خدمت و بخشش، کلید باز شدن گرههای زندگی است. خوش به حال آن کس که به قول استاد رعد، تنها به دنبال خدمت و محبت است و هیچ انتظاری از خود، از دیگران و از هیچ چیز دیگری ندارد. سپاس از اینکه به صحبتهای من گوش سپردید.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
192