جلسه هفتم از دوره دهم کارگاههای آموزشی خصوصی نمایندگی پردیس با استادی مسافر میثم، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر آرش با دستور جلسه * در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام؟ * دوشنبه 28 اردیبهشت ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
امروز اتفاقی برای من رخ داد که باعث شد این موضوع را بهصورت ملموس و عمیق درک کنم. امروز برای انجام امور اداری به دادگاه رفته بودم افرادی را دیدم که به دلیل نگهداری مواد مخدر بازداشت شدهاند. شاهد حضور افرادی بودم که در اضطراب و بیقراری شدیدی بهسر میبردند. در گفتگو با برخی از آنها، متوجه شدم که نهتنها نگرانی بابت پرونده قضایی و توقیف اموال ندارند، بلکه ذهنشان بهشدت درگیر فشار عصبی و تلاطم ناشی از مصرف است.
آنها تنها به دنبال راهی برای خروج از آن وضعیت بودند تا مجبور نشوند شب را در بازداشت سپری کنند. در آن لحظه، با خود اندیشیدم که کنگره ۶۰ چه تحول عظیمی برای من رقم زده است. چقدر ساده میتوانست جای من و آن افراد عوض شود؛ من نیز میتوانستم بهجای انجام یک کار اداری عادی، در جایگاه یک فرد بازداشتشده، با همان اضطراب، خماری و ترسِ از آینده نشسته باشم.
یک پرسش بنیادین در ذهن من نقش بست: آیا یک مصرفکننده میتواند بدون طی کردن یک مسیر درمان اصولی، تنها در عرض مدت کوتاه به مرحلهای برسد که بدن او برای آزمایش آماده و پاک باشد؟!
تجربه زیسته من پاسخ این پرسش را روشن میکند: بدون آموزش، بدون شناخت و بدون یک روند درمان تدریجی و علمی، چنین دستاوردی تقریباً غیرممکن است. در اینجا یاد سخن ارزشمند مهندس دژاکام افتادم که زمان را به شمشیر دو لبه تشبیه کردند؛ زمانی که اگر بهدرستی مدیریت شود، عامل بازسازی است و اگر نادیده گرفته شود، عامل تخریب. بسیاری از روشهای رایج، درمان را در بازههای زمانی بسیار کوتاه (یک ماه یا کمتر) ادعا میکنند،
اما واقعیت این است که بازسازی جسم، روان و جهانبینی انسان، فرآیندی عمیق است که نیازمند علم و زمان است. اینجاست که عظمت بنیان علمی کنگره ۶۰ آشکار میشود. کنگره با تکیه بر روشی علمی و آزموده، به مصرفکننده میآموزد که درمان، یک تغییر ناگهانی نیست، بلکه یک مسیر تدریجی و اصولی است.
این دانش به من آموخت که بازسازی سیستمهای ازکارافتاده بدن، نیازمند زمانِ حسابشده است. این همان دانشی است که واقعاً زندگی انسان را نجات میدهد. اگر این مسیر علمی نبود، شاید هرگز نمیتوانستم از وابستگی به مواد و حتی سیگار رهایی یابم.
من زمانی چنان در وادی مصرف غرق بودم که حتی از تخریبهای درونی خود آگاه نبودم. اما در کنگره ۶۰، نگرش و فهم من دگرگون شد. امروز، پس از گذشت یک سال از رهایی، تازه معنای واقعی سلامتی را لمس میکنم. آنچه پیش از این از مصرف مواد تجربه میکردم، تنها یک احساس مجازی و کاذب بود؛ نه آن حال خوش واقعی که انسان در سلامت کامل از آن بهرهمند میشود.
کنگره ۶۰ با تکیه بر بنیان علمی مستحکم خود، نهتنها مسیر درمان را به انسان نشان میدهد، بلکه به او فرصت میدهد تا حقیقتِ سلامتی، تعادل و معنای زندگی را بازشناسد. این دقیقاً همان نقطهای است که ارزشِ علم، زمان و ساختار صحیح، بیش از هر چیز دیگری آشکار میشود.
.jpg)
درک حقیقت سلامتی و بازتعریف مفهوم ثروت ما در دوران مصرف، از واقعیتِ وجودی و ظرفیتهای درونی خود، بهدور بودیم. در آن دوران، نمیدانستیم که انسان بهگونهای آفریده شده است که میتواند خوشبختی را از درون خود تولید کند؛ اینکه بدن انسان با عملکرد صحیحِ سیستمهای درونریز و برونریز، قادر است بدون نیاز به مواد مخدر، احساس آرامش، تعادل و سرخوشی را تجربه کند. امروز، پس از گذشت یک سال از رهایی، تازه در حال چشیدن این حقیقت هستم. اگر ادعا کنم که آن را بهطور کامل درک کردهام،
شاید حق مطلب را ادا نکرده باشم؛ اما با اطمینان میگویم که در حال لمس و تجربه تدریجی آن هستم. این تجربه برای من بسیار ارزشمند است، زیرا نشان میدهد آنچه در گذشته از طریق مصرف بهدنبال آن بودم، تنها نسخهای ناپایدار و کاذب از سعادت بود. اگر بخواهم صادقانه به نقش خود در گسترش علم کنگره ۶۰ بنگرم، باید بگویم که هنوز کار بزرگی انجام ندادهام. هرچند همواره آرزو داشتهام که در معرفی این روش در عرصههای جهانی و بینالمللی سهمی داشته باشم، اما سپاسگزارم که بسیاری از این گامهای بزرگ پیش از من، توسط عزیزانی همچون جناب آقای احسان رنجبر برداشته شده است. اکنون، اهداف من تغییر کرده و مشتاقم در مسیرهای دیگری، هرچند کوچک، مفید و مؤثر باشم.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
72