جلسه چهارم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی اردستان، با استادی راهنما مسافر حمید، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری موقت مسافر محمدرضا با دستور جلسه «در استحکام پایههای علمی و مالی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا خداوند را شاکرم که بار دیگر شرایطی فراهم شد و به من توفیق داد تا در این جایگاه خدمتی قرار بگیرم و بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان بابت فراهم کردن این بستر آموزشی سپاسگزارم. همچنین از راهنمایان مسافر کمال، پیام و مسافر حیدر تشکر میکنم که امروز، حال خوب خود را مدیون این عزیزان هستم.
اما در مورد دستور جلسه امروز؛ برای من مسافر حمید ترسی به سراغم آمده بود که اگر از این شعبه برویم چه پیش میآید؟» ترس، بزرگترین ابزار نیروی اهریمنی و نیروهای منفی است؛ ترسی که از ضعف ایمان نشأت میگیرد و پس از ۴ سالونیم به سراغ من آمد. سیدی از استاد امین گوش میدادم که ایشان گفتند: «من خیلی زیاد ترس را تجربه کردم تا مفهوم آن را فهمیدم و به استادی جهانبینی رسیدم.» نظر شخصی من این است که هر کسی وارد کنگره میشود، حتماً کاری کرده است که خداوند راه کنگره را برایش فراهم نموده است.
در مورد استحکام پایههای علمی و مالی؛ در بحث مالی، همهچیز روشن است و در هیچکجای این دنیا چنین شفافیتی وجود ندارد که حتی یک ریال خرجشده، مشخص باشد کجا هزینه شده است. نکته دیگر اینکه؛ حتی اگر رهجوی خود آقای مهندس هم باشید، تا خودتان نخواهید هیچچیز درست نمیشود. در کنگره علم، دانایی، آگاهی، تجربه، آموزش، کتابها و مقالات وجود دارد و مرزبانان، ایجنت و راهنمایان همگی در حال خدمتکردن هستند. علم کنگره میگوید: اول باید خودتان به خودتان کمک کنید. یک سفر اولی باید به نحو احسن سفر کند تا به درمان برسد. جهانبینی که از آن صحبت میکنیم، در سفر اول اثر دارد؛ ولی در سفر دوم تأثیرگذارتر است.

علم کنگره به من سفر اولی میگوید: طوری سفر کن که هرکس در بیرون از جامعه تو را دید، ایمان بیاورد. رفتار، پندار و گفتارت باید بهگونهای باشد که وقتی تو را دیدند، به کنگره ایمان بیاورند. نکته دیگر اینکه وقتی شروع به سفر میکنیم و روی دارو میرویم، مواد دیگر لذتی ندارد. من «باورِ ناباور» را در کنگره دیدم. من ترکهای زیادی داشتم و اصلاً حالم خوب نبود؛ ولی در کنگره به آن حال خوش رسیدم. اینها همه از علم کنگره است.
برای رسیدن به حال خوش باید بهایش را بپردازیم؛ بسیار سخت است که یک فرد مصرفکننده که بینظم بوده، سر ساعت دارو بخورد، در کنگره حاضر باشد، آدامس مصرف کند و سیدی بنویسد. اینها از علم کنگره است که باعث میشود از فردی که در جامعه هیچ جایگاهی نداشت و دیگران به شکلی خاص به او و خانوادهاش نگاه میکردند، به جایگاه ارزشمند کنونی برسیم. کنگره فقط حال خوب به ما نمیدهد؛ بلکه به ما شخصیت، ارزش و جایگاه میدهد.
در پایان، علم کنگره همانند قطار سریعالسِیری است که اگر دیر برسید، رفته است و نمیتوانید به آن برسید. آن قطار، همان سیدیهای آموزشی آقای مهندس، کتابها و مقالات هستند که در اختیار ما قرار دارند. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و همه عزیزان کنگره۶۰، بهویژه نمایندگی اردستان سپاسگزارم.
تایپیست: مسافر علیرضا (لژیون پنجم)
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
34