جلسه ششم از دوره چهلم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی به استادی راهنما همسفر گلناز، نگهبانی همسفر فائزه و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام» روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از خداوند مهربان سپاسگزار هستم که مسیر من را به کنگره باز کرد و باعث شد من در این مکان قرار بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان ممنونم که باعث شدند من جهانبینی بخشش را در کنگره آموزش ببینم. همچنین از نگهبان و دبیر جلسه سپاسگزارم. در مورد دستور جلسه این هفته در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کردهام، آقای مهندس که خالق کنگره هستند و مسئولیتهای کنگره بر دوش ایشان است همیشه میگویند من هیچ کاری برای کنگره نکردهام؛ اگر کنگره نبود معلوم نبود که من زنده بودم یا نبودم.
اکنون من گلناز تمام زندگی، تمام جان و همه چیز را مدیون کنگره هستم. واقعا چه کاری از من برای کنگره بر میآید. به جز این خدمت کوچکی که انجام میدهم میتوانم بگویم که کنگره تمام زندگی را به من برگردانده است. من در کنگره مسائلی را آموزش دیدهام که در هیچ مدرسه یا دانشگاهی یاد نمیدهند. همه ما که روی این صندلیها نشستهایم؛ شاید روزهایی با اشک آمدهایم و پشت در اشکهایمان را پاک کردهایم. روی صندلیها آموزش و انرژی خوب گرفتهایم.
همه ما در واقع ید واحده هستیم. دستهایمان در دست همدیگر خیلی محکم گره خورده؛ شاید در ظاهر این را متوجه نشدیم؛ ولی در باطن همین سیدی پول پول میاره، استاد گفتند: همه ما هماندیشه هستیم؛ اگر هماندیشه نبودیم هیچ وقت اینجا هم قرار نمیگرفتیم. پس دستهایمان محکم در دستهای همدیگر است تا چراغ کنگره تا ابدیت روشن بماند، برای اینکه تا ابدیت پا برجا بماند و برای اینکه انسان های زیادی بیایند و به رهایی برسند.
پس اگر هر شخصی بگوید من کمک نکنم هیچ اتفاقی نمیافتد. افراد زیادی هستند که دلشان میخواهد پهلوان بشوند ولی آقای مهندس اجازه نمیدهند. هر کدام از ما نقش خیلی مهمی داریم. دینی بر گردن ما وجود دارد که باید این دین را ادا کنیم. آقای مهندس در صحبتهای روز چهارشنبه خود فرمودند، من دلم میخواهد همه شما پایههای مالی خود را قوی کنید. همه میدانیم که پول معادل انرژی است. روزهایی بوده که حال بدی داشتم؛ ولی رفتن به محل کار و کسب درآمد باعث شده که حالم خوب شود و انرژی دریافت کردم. این یک واقعیت است و نمیشود از آن چشمپوشی کرد.
این که من بگویم من خانم هستم وظیفهای ندارم که کار کنم، هزینههای خانه و مایحتاج زندگی بر عهده همسرم است، نه اصلاً چنین چیزی نیست. به نظر من هر کسی در هر جایگاه خودش باید به آن کاری یا آن وظیفه ای که دارد عمل کند؛ چون واقعا پول آن انرژی را به ما میدهد. زمانیکه در سفر اول بودم به خاطر دارم که راهنمایمان برایمان میگفتند که از طریقی که توانایی دارید، بروید و کسب درآمد کنید؛ حتی اگر بلد هستید ترشی درست کنید، بفروشید و درآمد کسب کنید.
این صحبت ایشان همیشه در گوش من است از آن زمان تلاش و کوشش کردم که کار کنم. حال درآمدی که به شما انرژی میدهد به کنار، آن مبلغی که از درآمد خودتان بخشش میکنید یک انرژی مضاعف به شما میدهد؛ زیرا بخشش خود یک فلسفهای دارد، مثل اینکه شخصی به شما مبلغی میدهد که با آن کسب و کاری راه اندازی کنید و درآمدی کسب کنید از سود آن هم خودتان استفاده کنید و هم به دیگران ببخشید.
این پول را به امانت به شما داده است، شما میتوانید امانتدار خوبی باشید. با آن پول کار کنید و از سود آن مایحتاج خودتان استفاده کنید و هم به دیگران کمک کنید و میتوانید امانتدار خوبی نباشید و پول را تمام و کمال برای خودتان بردارید و کمکی به دیگران نکنید. به نظر شما آن فرد مبلغی را به شما به امانت خواهد داد؟ هیچ وقت این کار را نمیکند؛ ولی اگر امانتدار خوبی باشید مطمئناً بار دیگر چیزهای با ارزشتری را برای ما به امانت خواهد داد.
خود بخشش مثل یک زنجیره میماند هرکجا به کسی کمک کنم، مطمئناً هر جا مشکلی داشته باشم و نیاز به کمک داشته باشم و گرفتار مشکلی بشوم، کسی از طرف خداوند سر راه من قرار میگیرد و به من کمک میکند. این چرخه و این زنجیره ادامه دارد و دست به دست میچرخد. من هر جایی که این زنجیره را قطع کنم برای خود من نیز زنجیره قطع میشود و آن کمک برای خودم نیز قطع میشود.
همه ما، اول از همه خودم را میگویم و تعارف را کنار میگذارم این که من هیچ کاری از دستم بر نمیآید، چرا ؟ ذرهذره. آقای مهندس میگویند: اقیانوس از قطرهقطره آب پر شده است، باران قطرهقطره میبارد و زمین را سیرآب میکند. تکتک ما وظیفه داریم، زمانی که روی این صندلی نشستهایم دینی بر گردنمان است. زمانی که حال من در این مکان خوب شده دین برگردنم دارم. پس دستمان را محکم به دست همدیگر میدهیم تا این زنجیره را محکم و محکمتر کنیم.
از آن انرژی که آقای مهندس قرار است از انسان های زیادی بگیرند، انرژی که میگیرند تا حال انسانها را خوب کنند در گرفتن آن انرژی سهیم باشیم با آقای مهندس همگام باشیم و در این زنجیره عشق برایشان کمک میکنیم. سپاسگزارم.

مرزبانان کشیک: همسفر بهاره و مسافر کیانوش
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
تایپیست: همسفر کبری و همسفر سمانه رهجویان راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
229