جلسه سوم از دوره بیست و هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی پاکدشت با استادی دیدهبان محترم احمدحکیمی نگهبانی مسافر حامد و دبیری موقت مسافر روح الله با دستور جلسه "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام" شنبه 26 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم توفیق شد در جمع شما حضور داشته باشم، امیدوارم که حال همه ی شما عزیزان خوب باشد.
تشکر و قدردانی میکنم از خدمتگزاران در این نمایندگی هم در بخش مسافران و هم در بخش همسفران، امیدوارم کسانی که به هر نوعی خدمت میکنند انشاالله بهره ی کامل را ببرند. که در خدمت شما عزیزان بودم سوالات زیادی صورت گرفت و تا حدودی انجام شد، بخشی از آن سوالات از سال گذشته تا کنون مورد بررسی قرار دادم تا امروز در خدمت شما هستم بتوانم جواب دهم، شاید عزیزانی که سوال مطرح کرده اند امروز در جمع ما نباشند، ولی باید به حرمت این عزیزان پاسخ داده شود.
در رابطه با دستور جلسه: به این معنی است که انسان در کنگره از خودش می پرسد، بعد از طی کردن سفر اول و رسیدن به رهایی و وارد شدن به سفر دوم و بودن در این ساختار متوجه می شود سرمایه اجتماعی برای شخص صرف شده است تا به این نقطه برسد، آیا میتواند کاری انجام بدهد و این توانایی که بهش رسیده را به دیگران آموزش دهد، این است که انسان باید فرق خودش را با دیگر موجودات بداند.
در سی دی روح 1405 آقای مهندس فرموده اند اگر انسانی از روح استفاده نکند یعنی، علمش را بالا نبرد و توانایی هایش را به کار نگیرد و تاثیر گذار یا تولید کننده در جهت مثبت نباشد، وقتی انسان از روح استفاده نکند حیاتش مثل حیات دیگر موجودات است یعنی عیبت انسان دارد، ولی همان کاری که موجودات دیگر انجام می دهند انسان هم انجام می دهد مثل پرنده تولید مثل میکند، ، پرنده صبح می رود دنبال غذا برای جوجه هایش انسان هم کار میکند برای خانواده اش، پرنده از جوجه هایش مراقبت میکند انسان هم از فرزندانش مراقبت می کند آن وقت است که شبیه به هم هستند، اما پرنده چرا روح ندارد، توانایی تولید را ندارد، چون اسما را نمی داند ولی انسانها این موضوع را میداند و از جایگاه بسیار بالایی برخورد دار است ولی آن جایگاه را نه میبیند نه به خوبی استفاده میکند در این راه درواقع برای انسان مسیری را مشخص می کند در صورتی که انسان در این کره خاکی خلق نمیشد، این کره خاکی به وجود آمدنش خیلی در واقع برای خداوند ضرورتی نداشت، پس انسان را خلق کرد، در این کره خاکی قرار داد و خیلی چیز ها حالا گفته می شود، 14 هزار میلیارد سال انجام شده است و همه ی این تغییر است که الگویش در درون خود شخص می باشد، انسان یک موجود بسیار شگفت انگیز قوی و یک جهان اکبری است ولی این جهان اکبر را چه کسی میتواند درک کند.
انسان همیشه به دنبال مواد یا سیگار است که چگونه تهیه کند، این تخریبی است که امکان می پذیرد، و توانایی این را دارد که به پائین ترین نقطه برسد و از عملکردش معلوم است که در کجا قرار دارد، بالاخره بر انسان نیروهایی حاکم است و فرصت داده میشود، جبران کند، ترمیم صورت بگیرد و منشاء همهی مسائل اصلاح درون خود انسان میباشد.
در زندگی انسان فقط یک فرصت دارد اگر از فرصت داده شده استفاده نکند و دوباره بخواهد استفاده کند باید هزینه اش را پرداخت کند هر کس میتواند برای دیدن فیلم یک بار از بلیط رایگان استفاده کند وفیلم ببینید، برای دیدن دوباره باید بهایش را پرداخت کنید و این کار انجام شده است که افراد قدر کنگره را بهتر بدانند.
تایپ، ویراستاری، عکس و بارگذاری: مسافر احمد لژیون 9
- تعداد بازدید از این مطلب :
279