English Version
This Site Is Available In English

آدرس

آدرس

جلسه هشتم از دورهٔ پنجم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین‌زهرا، با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر غلامرضا با دستور جلسه "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟" یکشنبه 27 اردیبهشت ۱۴۰۵  رأس ساعت 17 آغاز به‌ کارکرد.

به نام قدرت مطلق الله
دستور جلسه: در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟

سخنان استاد: سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر، ابتدا از نگهبان و دبیر محترم تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم.

اولین سؤالی که همیشه درباره این دستور جلسه به ذهنم می‌آید این است که: کنگره چه چیزی به من داده است؟ وقتی به این موضوع فکر می‌کردم، به گذشته سفر کردم؛ به زمانی که در اعتیاد بودم. وقتی فکر می‌کنم، می‌فهمم که چقدر با مصرف مواد مخدر به جسم خودم و به اطرافیانم آسیب زده‌ام. هدف من از ترک کردن فقط به خاطراین بود که آبرویم جلوی خانواده‌ام نرود. این ترکِ اعتیاد من از روی اجبار و ترس بود. از چندین روش برای ترک اعتیاد استفاده کردم، اما هیچ‌کدام از این روش‌ها حالم را خوب نکرد.

اما زمانی که مسیر کنگره برای من گشوده شد، خواست خداوند بود که با کنگره آشنا شوم. این آشنایی باعث شد دنیای من تغییر کند. راهنمای خوبم همیشه یک حرف زیبا می‌گوید: اولین چیزی که کنگره به من داد، این بود که آدرس خودم را به خودم داد. کنگره باعث شد خودم را بشناسم. من هیچ‌وقت خودم را نمی‌شناختم. اصلاً شناختی از صور پنهان و صور آشکار خود نداشتم. کنگره باعث شد این موارد را بیاموزم. کنگره قوانین درست زندگی کردن را به من آموخت. وقتی فکر می‌کنم، خودم احساس می‌کنم که چقدر تغییر کرده‌ام.

بعضی آدم‌ها فکر می‌کنند فقط با پول به آرامش می‌رسند. افرادی بودند که ثروتمند بودند؛ از آن‌ها سؤال می‌کردم: «ثروتمند هستی، آیا حال دلت خوش است؟» جواب آن‌ها نه بود. دلیل اینکه حال ما خوب نیست، این است که قوانین زندگی را خوب بلد نیستیم. من در کنگره آموخته‌ام که پول انسان را به آسایش و آرامش واقعی نمی‌رساند.

اما موضوع دوم: حالا من چگونه می‌توانم به کنگره کمک کنم؟ مهم‌ترین بخش کنگره این است که تمام هزینه‌ها را خودمان پرداخت می‌کنیم و از هیچ ارگانی کمک دریافت نمی‌کنیم. این را همه می‌دانند. ما در این مکان هم‌درد و هم‌حس هستیم، پس هر کاری می‌کنیم دراصل برای خودمان انجام داده‌ایم. آقای مهندس وقتی کنگره را تأسیس کردند، هیچ‌وقت نگفتند که کنگره برای من است؛ آقای مهندس گفتند کنگره برای همه است. همه ما در سازندگی نمایندگی خود نقش داریم.

حالا وقتی که من به آرامش و آسایش رسیده‌ام، لازم است در کنگره باشم و باید هزینه‌هایی که شده را در حد توان خودم بپردازم. همین که من آمده‌ام به کنگره و به درمان رسیده‌ام، باید زکات این حال خوش را بپردازم. هیچ‌چیز در این دنیا رایگان نیست؛ اگر رایگان باشد، مثل همان مثالی است که می‌گوید: «باد آورده را باد می‌بَرد.» من در سفر دوم به این درک رسیده‌ام که وقتی خدمت می‌کنم، دنبال جایگاه، مقام یا پول نیستم؛ دنبال به‌دست آوردن حال خوش هستم.

در قرآن هم آمده است که بالاترین خدمت، خدمت به خلق‌الله است. وقتی انسان دست یک نابینا را می‌گیرد و کمک می‌کند تا از خیابان رد شود، یک حس خوب را تجربه می‌کند. حالا ما در کنگره این حس را همیشه با خدمت کردن تجربه می‌کنیم. این خدمت می‌تواند از هر نوعی باشد. اما قسمت عملی کنگره این است که آقای مهندس هر روز تلاش می‌کنند علم کنگره را به درجات بالاتر ببرند. این باعث می‌شود که منِ مسافر بتوانم علم آقای مهندس را در کنگره آموزش بگیرم و از لحاظ علمی درجات بالا را کسب کنم. راهنمای محترم می‌فرمایند که زکات علم، نشر دادن آن است. من هر چیزی که در کنگره کسب می‌کنم، باید زکات آن را بپردازم.

تایپ و تنظیم : همسفر امیرحسین لژیون دوم

عکاس: مسافر محمد لژیون سوم

با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .