روز درختکاری برای من فقط یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه یادآور مسیری است که در کنگره ۶۰ آموختم؛ مسیری که به من نشان داد هیچ رشدی بدون صبر و زمان اتفاق نمیافتد.
وقتی به درخت نگاه میکنم، میبینم چطور آرام و بیصدا ریشه میدواند و بدون عجله بزرگ میشود؛ درست مثل انسانی که با آموزش و آگاهی، مسیر درست زندگی را پیدا میکند.
یادم هست یکبار در یکی از برنامههای درختکاری کنگره، نهالی به من رسید که خیلی لاغر و ضعیف به نظر میآمد. با خودم گفتم شاید اصلاً نگیرد، اما آن را کاشتم و هر سال که گذرم به آنجا افتاد، فقط نگاهش کردم، بیهیچ انتظار خاصی.
چند سال بعد، وقتی دوباره آنجا رفتم، دیدم همان نهال حالا تبدیل به درختی شده که سایه هم میدهد. همانجا بود که فهمیدم آموزشهای کنگره دقیقاً همین را به ما میگویند: هیچ چیزی با عجله درست نمیشود.
مهندس دژاکام همیشه به ما یاد دادهاند که طبیعت بهترین الگو برای درمان و زندگی است. درخت، نمونه واضح نظم، قانون و حرکت تدریجی است. همانطور که یک مسافر، اگر طبق برنامه و آموزش پیش برود، به تعادل میرسد؛ درخت هم اگر در زمان درست کاشته و مراقبت شود، به ثمر مینشیند.
روز درختکاری برای من یادآوری است که مسئول آیندهای هستم که امروز میسازم؛ چه در قبال زمین و طبیعت، و چه در قبال خودم. در کنگره ۶۰ یاد گرفتم اگر امروز درست بکارم، فردا نیازی به جبران ندارم.
کاشتن درخت برای من تمرینی است برای احترام گذاشتن به زمین، به آموزش و به مسیر درمان. این روز یادمان میاندازد که رشد واقعی آرام است، بیادعا و ماندگار؛ درست مثل درختی که سالها بعد ثمر میدهد، اما ریشهاش از همان روز نخست شکل گرفته است.
این نوشته بر اساس آموزشهایی است که در کنگره ۶۰ شنیدهام و مباحثی که در سیدیهای مهندس دژاکام بارها به آن اشاره شده، بهویژه دربارهی نظم طبیعت، زمان، صبر و اینکه هیچ رشدی ناگهانی اتفاق نمیافتد. بخشی از این برداشت نیز از گفتهها و آموزشهای استاد امین الهام گرفته شده است، بهخصوص نگاه ایشان به تعادل، مسئولیت انسان و ارتباطش با طبیعت.
در مجموع، این دلنوشته برداشت شخصی من از آموزشهای کنگره ۶۰ و تجربه حضورم در اردوهای درختکاری است.
دلنوشته: همسفر رضا رهجو لژیون دوم
ویرایش و بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
45