English Version
This Site Is Available In English

( دستور جلسه : وادی دوم و تاثیر آن بر روی من )

( دستور جلسه : وادی دوم و تاثیر آن بر روی من )

سیزدهمین جلسه از دور پنجاه چهارم از سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60، به نمایندگی پارک لاله ، به استادی راهنمای محترم مسافر عماد ، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه ( وادی دوم و تاثیر آن روی من) در روز سه شنبه 15 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 06:00 صبح آغاز به کار کرد

با تشکر از خدمتگزاران پارک لاله و نگهبان آقا امین که این فرصت را در اختیار من گذاشتند.
در عنوان وادی دوم میگوید که هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد. هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.
من همیشه روی عنوان وادی‌ها و حفظ کردن دقیق آنها حساس بودم. ولی از آن زمانی که من آمدم کنگره کمی عناوین تغییر کرده است و من قدیمی‌ها را محکم مثل حکاکی روی سنگ در حافظه‌ام حفظ کرده‌ام و کمی تغییر کلمات سخت است برایم. ولی حفظ دقیق کلمات وادی ها بسیار مهم است.
در این وادی چیزی که برای من جالب است این نکته است که بعد از تفکر در وادی اول مستقیم میرویم سراغ این وادی.
در مورد خودم قبل از اینکه به کنگره بیایم اصلا فکر نمیکردم مصرف مواد مخدر کار بدی باشد. میگفتم دیگران روزی سه وعده غذا میخورند من هم دو سه وعده مواد میزنم و حالم هم خوب است و خوشحال هستم. و فکر میکردم بقیه که زندگی سالم دارند مشکل دارند. پیش خودم میگفتم زندگی را میخواهی صرف چه چیزی کنی بروی در طبیعت بنشینی ناهار بخوری با خانواده؟ این چه کاری است؟ در حالی که من یک سیگاری و حشیش میکشم و میروم فضا  و در کل خودم را عاقلتر از افرادی که زندگی سالم داشتند میدانستم.
وقتی به کنگره آمدم کمی تفکر در من ایجاد شده بود در مرحله نفس لوامه بودم میدیدم که هستی من در حال نابودی است تن سالمم ویران میشود و افکارم منفی شده‌اند و این فکر که باید دنبال راه چاره باشم در من ایجاد شده بود. ولی وقتی آمدم کنگره در وادی اول به من آموزش دادند چگونه تفکر کنم اصلا معنی تفکر را به من گفتنند که یعنی تمرکز بر روی یک موضوع نه اینکه در را باز بگذارم برای هر فکری فقط یک موضوع را باید بررسی کنم. وقتی تمرکز را گذاشتم روی مسئله اعتیاد خودم دیدم خیلی اوضاعم اصف‌بار است و این نوع نگاه کردن به خودم من را ناامیدم کرده بود.
الان هم برای مثال چون تازه وارد مسئله جدیدی مثل تغذیه شده‌ام هر لحظه دارم فکر میکنم چی دارم میخورم چه‌ طور دارم میخورم و مدام در حال فکر کردن به این موضوع هستم. و تفکر که کردم دیدم من چه قدر دارم بد غذا میخورم و چقدر ناتوانم در کنترل چیزهایی مثل تغذیه و خواب و مسایل اصولی زندگی. در این مواقع اول دچار نا‌امیدی میشوم که من نمیتوانم تغذیه سالم داشته باشم همان مثل قدیم آب را بعد غذا بخورم یک لیوان نوشابه با یخ هم روی آن بخورم و از ادامه مسیر ناامید می‌شوم. اما خوب به محض اینکه به وادی دوم نگاه میکنم. توی هر سفری که باشم چه سفر درمان اعتیاد باشد چه سفر درمان اعتیاد به سیگار و  چه سفر تغذیه سالم فرقی نمیکند. بعد از تفکر میرسم به این وادی که حتی اگر خیلی تخریب و ویرانی در خودم بوجود آورده‌ام. نا‌امید نشوم شاید نباشم و بدانم ذره ذره میشود همه چیز را درست کرد. ولی جاهای دیگر میگویند اراده کن و مثلا همین الان بیا به جای مصرف مواد مخدر بشین پسته بخور و از این حرف‌ها میزنند. ولی در کنگره همه چیز تدریجی است. مثلا الان راهنمای تغذیه سالم آقا سامان میگویند: همین نکاتی را که یاد گرفته‌ای انجام بده کم کم درست میشود و این روش خیلی خوب است.
ما به هرچه فکر کنیم به آن موجودیت داده‌ایم و آن را به هستی دعوت کرده‌ایم و دیگر آن جزئی از نیستی نیست و هست میشود. حتی اگر به نیستی هم فکر کنم دیگر آن نیستی بخشی از هستی شده است و بوجود آمده است. پس برای همین میگوید هر چه قدر من خودم را کوچک بدانم در هستی و حتی خودم را هیچ و نیست هم بدانم باز آن نیستی یک معنایی برای وجودش هست.
من خودم در وادی دوم همیشه به دنبال دلیل بودنم هستم‌ و خیلی هم نمیخواهم سخت گیر باشم که مثلا کسی مثل جناب مهندس بشوم. شاید معنای زندگی من همین باشد که در کنار خانواده‌ام خوب زندگی کنم در شهر خودم در اجتماعم یا در شغلم همان قوانین هستی را به درستی رعایت کنم. همین شاید معنای زندگی من باشد و بسیار هم عالی است.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید متشکرم.

 

عکس و ضبط صدا: مسافر بهرام
تایپ و ویراستاری و بارگذاری : مسافر وحید
تهیه شده : تیم و مرزبانی سایت لاله

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .