جلسه هفتم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیستون کرمانشاه به استادی همسفر فریبا، نگهبانی همسفر الهه و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه «جهانبینی ۱ و ۲» روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از مرزبانان، نگهبان جلسه و همسفر مهتاب راهنمای لژیون اول کمال تشکر را دارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه بنشینم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. برای درمان و معالجه فرد مصرفکننده ما باید ۳ پارامتر جسم، روان و جهانبینی در انسان را مورد توجه قرار دهیم که بایستی این ۳ پارامتر همزمان و به موازات هم جلو بروند و چنانکه یکی از این مؤلفهها ناقص باشد مشکل فرد مصرفکننده حل نخواهد شد و درمان حاصل نمیگردد. برای مثال اگر فردی در جهانبینی خود به پوچی برسد، چنانکه مشکل جسم و روان او حل شود باز هم به طرف اعتیاد کشیده خواهد شد. جهانبينی چیست؟ آنچه ما نسبت به كل هستی (جهان درون و جهان بيرون) برداشت، ادراک، دريافت و احساس مینماييم جهانبينی نام دارد. جهانبینی نه تنها برای اعضاء کنگره بلکه برای همه انسانها مورد نیاز است و در واقع مانند طناب و قرقرهای عمل میکند که آدمها را از عمق تاریکیها بیرون میکشد و به روشناییها هدایت میکند.
کسی که به شما مراجعه میکند و به او راهکار میدهید این جهانبینی است؛ در واقع کمک کردن و خدمت کردن به دیگران یعنی اینکه شما از جهانبینی استفاده میکنید. در گذشته جهانبینی خریداری نداشته است؛ چه بسا آنهایی که با جهانبینی مخالفت میکردند از کنگره رفتند و حتی دوباره به اعتیاد برگشتند. جهانبینی الفبای یک زبان است و برای اینکه صحبتها و آموزشهای کنگره برای ما قابل درک و لمس باشد؛ باید این الفبا را خوب یاد بگیریم. کسی که از بیرون نوشتارهای کنگره را میخواند یا اعضاء کنگره، خیلی از مطالب برایشان معنی ندارد و گیجکننده است؛ گویی آن مطلب برایش باز نمیشود تا به مرور زمان هم کاربردش مشخص نمیشود. هر علم و مطلبی همانند یک بنای عظیم میماند و اصول و قوانین آن مانند پایهها و فونداسیون آن بنا هستند، اگر پایهها محکم و قوی گذاشته شود میتوان یک ساختمان ۱۰۰ طبقه روی آن پایهها بنا کرد، دقیقاً اگر استاد یا معلم بتواند مطالب را درست، ساده و قابلفهم انتقال بدهد؛ در واقع پایههای علمی را درست بنا کردهاست. علم پیچیده نیست، هر چیزی کلیدی دارد.
برای اینکه یک مطلب بهتر درک شود نیاز به یک سری تعاریف و ابزار داریم تا در شخص ایجاد یک تصویر ذهنی بهتر کند که مخاطب برای فهمیدن به آن مطالب مراجعه کند. وقتی که تصویر را میکشد و از آن شبیهسازی میکند و بعد روابط را به وجود میآورد، مثلاً میگوییم نفس اماره مثل قبیله وحشی است. مدل قلعه عقل را مطرح کرده که در شهر وجودی ما قرار دارد و سربازهایی از این قلعه مراقبت میکنند که کارشان این است که اجازه ندهند هر چیزی از سد خونی مغز ما بگذرد و باعث تغییر در ساختار مغز میشود. مدل مثلث دانایی از دیگر مدلهاست و دانایی کلیدی است که هر کس آن را داشته باشد هر خواستهای برایش محقق میشود، اما اگر آنقدر دانایی خوب است چرا همه ما دانا نشدهایم؟ اگر دانا نمیشویم یا مشکل یا سوء رفتاری داریم علت این است که آن طرف سکه هم خبرهایی است و نیروهایی وجود دارند که نمیگذارند دانایی به این راحتی پیش برود و در واقع عواملی هستند که جلوی کار ما را میگیرند.
مدل دیگر، زندگی و قوانین آن مثل بازی و قوانین بازی هستند که باید قوانین را یاد بگیریم تا بازی برای ما لذتبخش باشد. نیروهای منفی، بازدارنده یا تخریبی را داریم که براساس درجه تکاملی انسان نقش این نیروها متفاوت میشود و تکامل بدون نیروهای بازدارنده غیر ممکن است. مدل ظرفیت که شبیه استخر انرژی است. نیروهای منفی و بازدارنده یک کار بیشتر انجام نمیدهند و بلد نیستند؛ ولی آن را خوب انجام میدهند خراب کردن و آلوده کردن حس انسان است که آب شما را از سرچشمه آلوده میکنند. اگر انسان حواسش به سرچشمه خودش باشد و در هر اتفاقی هوشیار باشد که حسش آلوده نشود کارش راحتتر است. حس از همهچیز مهمتر است و کل جهانبینی روی مسئله دانایی و شناخت حسها است و اینکه انسان چه طوری میتواند حسها را بشناسد و پالایش کند و اگر این قضیه خوب پیش برود انسان میتواند خود را از تاریکی و خیلی از مسائل خودش خارج کند.

مرزبانان کشیک: همسفر فریده و مسافر اقبال
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
تایپیست و ارسال: همسفر فریبا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
119